[[{"content_id":99905,"content_number":0,"portal_id":95,"lang_id":"fa","content_title":"زندگینامه مادر مهتاب حضرت ام البنین (سلام الله علیها)","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"السلام ای گوهر دریای عشق\r\nالسلام ای لاله صحرای عشق\r\nالسلام ای مظهر صبر و وفا\r\nالسلام ای زوجه شیر خدا\r\nالسلام ای باغبان لاله &rlm;ها&nbsp;\r\nای به حیرانت همه آلاله&rlm;ها\r\nخوانده&rlm;ای خود را کنیز فاطمه \r\nداده&rlm;ای درس محبت بر همه\r\nشاعر جعفرزاده\r\n\r\nمقدمه:\r\nخورشید همواره در چشمان مادرانی طلوع می کند که به دور دستها خیره شده اند و برای فرداها مردان و زنانی می پرورانند تا در زمین، این امانت الهی، جانشینی آسمانی باشند.&nbsp;\r\nدامان تربیت مادران مهد پرورش انسانهای پاک و خدایی است و ما با نگاهی درس آموز از زندگانی این مادران توشه معرفت برمی چینیم.\r\nیکی از مادران برجسته تاریخ &laquo;ام البنین، فاطمه کلابیه &raquo; است که زندگی او مالامال از عشق به ولایت و امامت بوده و در تربیت فرزندان دلیر و شجاع و با ادب چون عباس بن علی(علیه السلام) بسیار موفق بوده است.&nbsp;\r\nتولد و رشد او در خاندان با اصالت و شجاع، صفات و ویژگیهای فردی این بانو و صبر و بردباری در خانه امامت و تربیت فرزندانی که همگی پیرو امام خویش بوده و تا آخرین لحظات زندگی خویش دست از ولایت نکشیده اند و پیام رسانی و مبارزه سیاسی این بانوی کریمه همه و همه نشان از مجد و عظمت وی دارد.&nbsp;\r\nبانوی قطره های علقمه ، خاتون سوگ نشین علقمه ... و مادر؛ مادری که اگر چه در کربلا نبود، ولی دلش تا ابد در کربلا ماند و نگاهش بر افق، که آیا &laquo;کاروان عشق&raquo; را بازگشتی خواهد بود؟ مادری که ام البنین بود، ولی آیینه نگاهش از آسمان کربلا، تنها اشکِ خونین ستارگان را چید؛ آن گاه که راوی، از عبور نیزه&rlm;ها روایت می&rlm;کرد!مادری که برای همیشه، با ناله&rlm;های نینوایی، به یاد پسرانش، لالایی سرود و سروده&rlm;هایش را فرات، هر روز، هنگام غروب نجوا می&rlm;کند!\r\nاینک پژوهشی کوتاه در زندگی این پاک بانوی عرب داریم تا از زلال صفات او قطره ای معرفت یابیم و خویش را در مسیر کمال قرار دهیم\r\n\r\nتصمیم گیری حضرت علی (علیه السلام) به ازدواج مجدد:\r\nده سال پس از رحلت حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، بنابر وصیت خود حضرت فاطمه (سلام الله علیها) وقتی علی(علیه السلام) به فکر گرفتن همسر دیگری بود، عاشورا در برابر دیدگانش بود. برادرش &laquo;عقیل &raquo; را که در علم نسب&rlm; شناسی وارد بود و قبایل و تیره&rlm; های گوناگون و خصلتها و خصوصیّتهای اخلاقی و روحی آنان را خوب می&rlm;شناخت طلبید. از عقیل خواست که: &laquo; برایم همسری پیدا کن شایسته و از قبیله &rlm;ای که اجدادش از شجاعان و دلیر مردان باشند تا بانویی این چنین، برایم فرزندی آورد شجاع و تکسوار و رشید.&raquo;\r\n\r\nقبل از هر چیز ذکر این نکات مناسب است که :\r\nآگاهان به انساب در گذشته از نظر دینی واجتماعی واخلاقی موقعیت ممتازی داشتند وهمانند سایر دانشمندان مورد مراجعه افراد بوده اند از جمله عقیل فرزندابوطالب بود وی علاوه بر شرافت خانوادگی ومجد وعظمتی که به جهت هاشمی بودن داشت ،به انساب وقبایل عرب آگاه بود وخانواده های شریف وخوشنام را از قبایل وخانواده هایی که اخلاق رذیله وصفات نکوهیده داشتند ،باز میشناخت وبدین جهت نیز افراد برای انتخاب بهتر درمورد همسر ودایه که طبعا باید از میان خانواده های اصیل انتخاب شود به وی رجوع میکردند چه آنکه در شرع مقدس نیز تاکید شده است :\r\nبرای انعقاد نطفه فرزند آینده تان محل مناسبی (رحم ) انتخاب کنید چه آنکه دایی فرزندتان در انتقال صفات همانند همسر شما که مادر فرزندتان است ،موثر است(1)&nbsp;\r\nپیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) فرموده است : ای مردم! برحذر باشید از سبزه زاری که بر روی مزبله (منجلاب) می روید. سؤال شد از حضرت: سبزه زاری که بر مزبله بروید چیست؟&nbsp;\r\nحضرت فرمود: زن زیبارویی که در خانواده پلید و نادرست رشد کرده باشد. (2)&nbsp;\r\nصفدی نقل میکند عقیل یکی از کسانی بود که نظر وگفته اش در علم انساب حجت بود ودر مسجد حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) برای وی حصیری میگذاردند که برآن نماز میکرد وقبائل عرب برای شناخت وآگاهی از علم انساب به دورش جمع میشدند واودرپاسخ مراجعات ،بسیار سریع الانتقال بود(3) از این روست که علی بن ابیطالب (علیه السلام) آنگاه که قصد ازدواج دارد به برادر خویش، عقیل بن ابی طالب که در علم &laquo;انساب &raquo; معروف بود و ذهن و سینه اش گنجینه ای از اسرار خاندان گوناگون عرب بوده می فرماید:&nbsp;\r\n&laquo;زنی را برای من اختیار کن که از نسل دلیرمردان عرب باشد تا با او ازدواج کنم و او برایم پسری شجاع و سوارکار به دنیا آورد.&raquo; (4)&nbsp;\r\nعقیل، بانو ام&zwnj;البنین از خاندان بنى&zwnj;کلاب را که در شجاعت بى&rlm;مانند بود، براى حضرت انتخاب کرد. ودر در پاسخ برادر گفت:&nbsp;\r\n&laquo;با ام البنین کلابیه ازدواج کن زیرا در عرب شجاعتر از پدران و خاندان وی نیست.&raquo; (5) و سپس در مورد جد مادری ام البنین، ابوبراء عامر بن مالک، که در آن روز از جهت دلاوری و شجاعت کم نظیر بود می گوید:&nbsp;\r\n&laquo;ابوبراء عامر بن مالک جد دوم فاطمه کلابیه از شجاعت در میان قبایل عرب بی نظیر است و کسی را شجاع تر از او جز حضرتت نمی شناسم از این رو او را بازی کننده با شمشیرها (ملاعب الاسنة) می نامند.&raquo; (6)&nbsp;\r\nعقیل همچنین از دیگر خصوصیات بارز خاندان بنی کلاب میگوید و امام این انتخاب را پسندید و عقیل را به خواستگارى نزد پدر ام&zwnj;البنین فرستاد\r\nگویی نگاه نافذ علی از مرز زمانها عبور کرده و کربلا را با همه سختیهایش می بیند و برای یاری حسین(علیه السلام) از امروز در پی مادری شجاع از خاندان شجاع و دلیر است تا فرزندی چونان عباس، پدر فضیلتها، به دنیا آورد و او یاری گر حسین در کربلاباشد.&nbsp;\r\n\r\n\r\nیک شبهه :\r\nچراحضرت علی (علیه السلام) که خود امام مسلمین وحجت خداوند درزمین ودریای علوم وغیره... بود خود همسرش را انتخاب نکرد واین کار را به برادرش عقیل سپرد او که خود به همه چیز آگاهی داشت ؟\r\nگفتن این نکته ضروری است که علم وآگاهی عقیل ودیگران با شناخت وعلم حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) به احوال قبائل وشجاعان ودلاوران عرب ،قابل مقایسه نیست تا مقام مقدس ولایت نیازمند نظر عقیل باشدآیا کسی که نر وماده مورچگان را میشناسد به قبایل عرب آگاهی ندارد ؟ ابوذر غفاری نقل میکند :\r\nمن وامیرالمومنین (علیه السلام) به بیابانی وارد شدیم که مورچه بسیاری داشت من گفتم منزه است خدایی که تعداد این مورچگان را میداند&nbsp;\r\nحضرت امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند اینچنین نگو بلکه بگو :\r\nمنزه است خدایی که خالق این مورچگان می باشدچه آنکه به خدا قسم من تعداد اینها را میدانم ونروماده آنان را میشناسم (7) همچنین حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند : شیعیان ما از طینت وسرشت ویژه ای قبل از خلقت آدم خلق شده اند واز جمع آنها نه چیزی کم ونه چیزی اضافه میشود ومن آنگاه که به آنان نظر می افکنم همه را میشناسم ونیز دوست ودشمنم را می شناسم واسامی آنان وپدران وعشایر ونژادشان در نزد ما نوشته وموجود است (8)\r\nبنابراین کسی که چنین علمی دارد نیازی به اینکه عقیل قبیله های عرب را به وی بشناساند ندارد نهایت اینکه فرمایش حضرت علی (علیه السلام) به عقیل به این جهت است که امور جریان عادی خود را طی کند ،وچه بسا در افعال واعمال ذوات مقدسه ائمه هدی (علیهم السلام) مصالح وحکمت هایی وجود دارد که ما پاره ای از آنها را درک میکنیم وپاره ای دیگر برما پوشیده ونزد خود آنان می باشد&nbsp;\r\nحضرت محمد (صلی الله علیه وآله) نیز که به فیض اقدس واراده الهیه موید بوده واز هرگونه اظهار نظر دیگران بی نیاز بودند با اصحاب مشورت میفرمودند شاید نکته دیگری نیز اضافه برآنچه ذکر شد در این کار باشد وآن اینکه :\r\nاستبداد وخود رایی اگرچه انسان به بالاترین مراتب عقلی هم رسیده باشد اشتباه است ،وبدین ترتیب اصحاب نیز از فوائد مشورت با دیگران همانند منافع استخاره آگاه میشدند از فرموده های حضرت رسول است که :\r\nهرکه به نظر ورای خود خوشبین باشد گمراه میشود ،وهرکه با تکیه به عقل خود ،خویشتن را بی نیاز داند لغزش یابد کسی که درکارها مشورت کند پشیمان نگردد ،وآن که استخاره کند زیان نبیند(9)&nbsp;\r\nما درتاریخ موارد بسیاری را میخوانیم که ائمه چگونه با دیگران در کارها مشورت میکردند واز نظرات آنها استفاده میکردند تمام آن موارد برای آگاه کردن افراد به این نکته بود که در کارها چگونه باید با آرامش وبدون شتابزدگی عمل کرد&nbsp;\r\nامام رضا(علیه السلام) میفرمایند :پدر مقدس وگرمیشان حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) با اینکه در عقل وخرد با هیچکس قابل مقایسه نبود ولی گاهی با با بردگان وغلامان مشورت مینمودند وبه نظر آنان در مورد باغات واملاک عمل میفرمودند وهنگامی که برخی سئوال مینمودند که چرا با بردگان مشورت میکنید ؟میگفتند : چه بسا مطالب صحیح که از زبان آنان جاری میشود .\r\nائمه (علیهم السلام) با اینکه به تمام گذشته وآینده آگاهی واطلاع داشتند در زندگی در مواردی که میدانستند قضای حتمی پروردگار در پیش نیست از وسائل عادی مانند مراجعه به پزشک در هنگام بیماری وغیره استفاده میکردند .\r\nحضرت علی (علیه السلام) نیز در انتخاب همسر همینگونه عمل کردند البته از فرمایش ایشان به عقیل معلوم میشود که با وی مشورت نکردند بلکه از او خواستند تا با توجه به آشنایی او به انساب وآگاهی وی به خانواده های محترم ،بانویی شایسته از شجاع زادگان را برایشان خواستگاری کند. [بحث در مورد اینکه چرا علی(علیه السلام) که خود &laquo;باب علم النبی&raquo; بود از عقیل یاری می خواست از حوصله مقاله ما خارج است و با رجوع به کتابهایی چون قهرمان علقمه و العباس و ... می توان دلیل آن را یافت.]\r\n\r\nمشخصات عروس انتخاب شده چه بود ؟\r\nدیدیم که عقیل به برادرش امام علی (علیه السلام) فاطمه کلابیه را معرفی کرد وامام علی (ععلیه السلامهم آن راپذیرفت حال باید ببینیم این عروس خوشبخت چه ویژگیهایی داشت که لیاقت پیداکرد عروس حضرت علی (علیه السلام) شود\r\n\r\n1- نام ونسب فاطمه کلابیه (از تبار خورشید) :\r\nنام او فاطمه بود که بعدها پس از ازدواج با حضرت علی (علیه السلام) با کنیه&rlm; &quot;امُّ البنین&quot; (مادر پسران) مشهورشد. پدر و مادرش از خاندان بنی کلاب از اجداد بزرگ حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) بودند و دارای خوبیها و صفات خانوادگی مشترک بودند\r\nبه گفته تاریخ فاطمه دختری پاکدل وباتقوا بود . وی شرافت خانوادگی و اصالت ذاتی و پاکی فطری را با نیروی جسمانی و زیبایی ظاهری یکجا به همراه داشت. روان پاک و روح تابناک این بانوی پاکدامن که بعدها به ام&zwnj;البنین شهرت یافت چنان در آسمان ایمان می&zwnj;درخشید که پس از فاطمه (سلام الله علیها) دختر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بلندترین مقام را در میان زنان مسلمان احراز کرد.\r\nفضایل اخلاقی، کمالات انسانی، نیروی ایمانی، ثبات و پایداری، شکیبایی و بردباری، بصیرت و دانایی، نطق و سخندانی او را به شایستگی ، بانوی بانوان کرده بود.\r\nحزام بن خالد بن ربیعة بن وحید بن کعب بن عامر بن کلاب &raquo; (10)&nbsp;\r\nپدر ام البنین است مردی شجاع و دلیر و راستگو که از صفات ویژه او اوست. وی از استوانه&rlm;هاى شرافت در میان عرب به شمار مى&rlm;رفت و در بخشش، مهمان&zwnj;نوازى، دلاورى و رادمردى و منطق قوی مشهور بود.تاریخ ویژگیهای این مرد بزرگ را به مناسبتهای گوناگون چون جریان خواستگاری ام البنین و ازدواج حضرت علی(علیه السلام) ذکر می کند\r\nمادر بزرگوار ام البنین، &laquo;ثمامه (یا لیلی) دختر سهیل بن عامر بن جعفر بن کلاب (از اجدادرسول خدا وامیرالمومنین )&raquo; (11)\r\nاست که در تربیت فرزندان کوشا بوده و تاریخ از وی چهره درخشانی را به تصویر کشیده است. بینش عمیق، دوستی با اهل بیت و دوستی با فرزندان در کنار وظیفه مهم مادری و چونان معلمی دلسوز آموختن باورهای اعتقادی و مسایل مربوط به همسرداری و آداب معاشرت با دیگران از جمله ویژگیهای خاص این بانو است.&nbsp;\r\nدر بسیاری از کتب تاریخی نام یازده تن از مادران وی ذکر شده است که همگی از خانواده های شریف و اصیل عرب بوده اند و به واقع مصداق بارز &laquo;شجره طیبه (12) &raquo;&nbsp;\r\nمی باشند شجره ای که اصل آن در زمین است و فرع آن در آسمانها و حاصل و نتیجه این درخت پاک همانا عباس بن علی و عثمان و لبید شاعر و ابوبراء بن عامر و ... بوده اند\r\n\r\nخاندان این بانو از خاندان&zwnj;هاى ریشه&rlm;دار و جلیل&zwnj;القدر بود که به دلیرى و دستگیرى معروف بودند وهر یک در بزرگی و شرافت به گونه ای مشهور گشته اند و ما جهت اختصار به برخی از ویژگیهای آنان می پردازیم.\r\nمورخان در مورد شرافت نسب ام البنین می نویسند:\r\n&laquo;تاریخ پدران و داییهای ام البنین را به ما می شناساند و ما دانستیم که آنان از سوارکاران شجاع عرب در جاهلیت بوده و شرافت و آقایی (سیادت) آنها به حدی بوده است که حتی پادشاهان نیز به آن اذعان داشته اند.&raquo;(13)&nbsp;\r\n\r\nعامر بن طفیل :&nbsp;\r\nعامر برادر ((عمره ))، مادر مادربزرگ ((ام البنین )) بود که از معروفترین سواران عرب به شمار مى رفت و آوازه دلاورى او در تمام محافل عربى و غیر آن پیچیده بود تا آنجا که اگر هیاتى از عرب نزد قیصر روم رفت در صورتى که با عامر نسبتى داشت ، مورد تجلیل و تقدیر قرار مى گرفت وگرنه توجهى به آن نمى شد.\r\n\r\nعامر بن مالک:\r\nجد دوم (مادری) فاطمه، ام البنین، ابوبراء عامر بن مالک است که در عرب معروف است به &laquo;ملاعب الاسِنَّةَ&raquo; یعنی بازی کننده با نیزه ها، زیرا شجاعت و دلاوری او به حدی بود که جنگ برایش بازی با نیزه ها بود. علاوه بر دلاورى ، از پایبندان به پیمان و یاور محرومان بود و مردانگى او ضعیفان را دستگیر بود که مورخان در این باب نمونه هاى متعددى از او نقل کرده اند.\r\nعقیل به برادر بزرگوارش علی(علیه السلام) می گوید:\r\n&laquo;ابوبراء عامر بن مالک جدّ دوم فاطمه در شجاعت در میان قبایل بی نظیر بوده و کسی را شجاعتر از او جز حضرتت نمی شناسم و از این رو او را &laquo;ملاعب الاسنّة&raquo; می خوانند.&raquo;(14)&nbsp;\r\nمورخان او را جنگاوری توانا و اسب سواری بی نظیر و در حفظ عهد و پیمان کوشا می دانند. &laquo;عامر&raquo; برادری به نام &laquo;طفیل&raquo; داشت که از جمله شجاعان عصر خود بود و تمام جنگجویان به قدرت بازو و مهارت وی در شمشیر زدن اعتراف می کردند. او عموی مادر ام البنین بود.\r\n\r\nعروة بن عتبه :\r\nعروه پدر ((کبشه )) نیاى مادرى ام البنین و از شخصیتهاى برجسته در عالم عربى بود. به دیدار پادشاهان معاصر خود مى رفت و از طرف آنان مورد تجلیل و قدردانى قرار مى گرفت و پذیرایى شایانى از او به عمل مى آمد(15)&nbsp;\r\nاینان برخى از اجداد مادرى حضرت ابوالفضل ( علیه السّلام ) هستند که متصف به صفات والا و گرایشهاى عمیق انسانى بوده اند و به حکم قانون وراثت ، ویژگیهاى والاى خود را از طریق ام البنین به فرزندان بزرگوارش منتقل کرده اند.\r\n\r\nیکی دیگر از چهره های برجسته خاندان خجسته تاریخ، &laquo;لبید&raquo; پسر سهیل بن عامر است که از شاعران برجسته عرب بوده و در عرصه شعر و ادب کم نظیر می باشد؛ او دایی ام البنین است. &laquo;لبید&raquo; برای نعمان بن منذر، پادشاه حیره، شعر زیبایی را در شأن شجاعت قبیله بنی کلاب و خاندان خود، بنی عامر، می سراید که در عرب هیچ کس وی را انکار نکرد و این نمایانگر شناخت مردم نسبت به ویژگیهای والای این خاندان است. او چنین می خواند:\r\n\r\nیا واهبَ الخیر الجزیل من سعة\r\nنحن بنو ام البنین الاربعة\r\nو نحن خیر عامر بن صعصعة\r\nالمطعمون الجفنة المدعدعة(16)&nbsp;\r\n\r\n&laquo;ای بخشنده خیر فراوان! ما فرزندان مادر چهار پسریم و از نسل خوب صعصعه هستیم که در جنگ، با ضربات شکننده، جمجمه دشمن را در هم می شکنیم.&raquo;\r\nدر مورد نَسب مادری ابوالفضل العباس(علیه السلام) در کتب تاریخی مطالب زیادی هست که صاحب کتاب بطل العلقمی در حدود 95 صفحه از این خاندان سخن می گوید و از خصلتهای پسندیده آنان با دقت و ظرافت تمام می نویسد. شاید بتوان با یک جمله تصویری از خاندان &laquo;ام البنین&raquo; ترسیم کرد و آن اینکه پدران و مادران و خاندان ام البنین در شجاعت، کرم، اخلاق، هنر و وجاهت اجتماعی و بزرگواری پس از قریش، سرآمد قبایل گوناگون عرب بوده اند.\r\nشجاعت، ادب، ایثار و هزاران صفت نیک که در رگهای کودکان جاری است سرچشمه در وجود نیکو مادرانی دارد که خوبیهای هستی قسمتی از ارث آنان است. و همیشه تاریخ، مادران برجسته، این بهشتیان زمینی، مادر خوبیها و جوانمردیها و رشادتها بوده اند.\r\nگفتنی است که آشنایی با اخلاق و خصلتهای یک خانواده و حتی خاندان، ما را در شناخت ویژگیهای فردی افراد و خویها و خصلتهای آنان یاری می کند زیرا قانون وراثت از جمله قوانین علمی است که با گذشت زمان بیش از پیش اثبات شده و می شود و آثار آن برای غیر عالمان نیز مشهود و هویداست.\r\nاسلام بیش از هر آیین دیگری به قانون وراثت و ژنتیک احترام گذاشته و ما به وضوح در معارف و مبانی اسلامی اهمیت آن را می بینیم.\r\nبه عنوان نمونه، پیامبر بزرگ اسلام، این سفیر سعادت، در مورد انتخاب همسر می فرماید:\r\n&laquo;علیکم بذات الدّین&raquo;(17) بر شما باد که همسر دیندار انتخاب کنید.\r\nو نیز می فرماید: &laquo;اذا جاءکم من ترضون خُلقَه و دینَهُ فزوّجوه و ...&raquo;(18) با کسانی ازدواج کنید که اخلاق و دین آنان پسندیده باشد و ...&raquo;\r\nاین دو نکته مورد نظر پیامبر گرامی اسلام(ص) در مورد شخص و شخصیت همسر است که متدین و خوش اخلاق باشد. آنگاه که رسول خدا(ص) به افقی دورتر می نگرد به امت خود چنین می فرماید:\r\n&laquo;تزوّجوا فی الحجر الصالح فانّ العِرْقَ دسّاس&raquo;.(19)&nbsp;\r\nدر دامان (خانواده) صالح و شایسته ازدواج کنید زیرا عِرْق (ژنها) تأثیرگذار هستند.\r\nاثرگذاری ژنها در فرزندان چنان زیاد است که رسول خوبیها، حضرت محمد صلی اللّه علیه و آله، به جوانان امر می کند که برای ایجاد نسل خوب، به خانواده همسر آینده توجه داشته باشند. و با عبارت اندیشمندانه خود در زمانی که هیچ گونه آزمایشگاه &laquo;ژنتیک&raquo; وجود نداشت می فرماید: &laquo;فانّ الابناء تشبَهُ الاخوال&raquo;(20) همانا فرزندان از داییها شکل می گیرند&nbsp;\r\nو همواره مردم را نهی می کرد از ازدواج با دختران خوب و زیبایی که در دامان خانواده های پلید و ناصالح رشد کرده اند. (خضراءالدمن)\r\nاز میان جوانمردان جاودانه تاریخ، عباس بن علی(علیه السلام)، تندیس ادب و شجاعت، درخششی دارد به وسعت تمامی هستی و این درخشندگی نخواهد بود مگر از پشت چهره مهربان و برجسته مادری به نام ام البنین.\r\nاکنون که تا حدی به اهمیت خانواده و خاندان در شکل گیری شخصیتها پی بردیم و دانستیم که اصل پاک و ریشه پاک، به یقین میوه ای طاهر خواهد داد ارزش &laquo;علمِ انساب&raquo; بر ما مشخص می شود و به عظمت جمله عقیل آنجا که به علی(علیه السلام) می گوید:\r\n&laquo;تزوّج ام البنین الکلابیة فانه لیس فی العرب اشجعُ من آبائها&raquo;(21)&nbsp;\r\n&laquo;با ام البنین کلابیه ازدواج کن زیرا شجاعتر از پدران و اجداد وی در عرب نیست&raquo; واقف می شویم\r\n\r\nام البنین(س) و تولدی نورانی:\r\nدر کتب تاریخی نوشته اند:\r\nحَرام بن خالد به همراه جمعی از &laquo;بنی کلاب&raquo; به سفر رفته بود. در یکی از شبها به خواب فرو رفته و در عالم رؤیا دید که در زمین سرسبزی نشسته است و مرواریدهای درخشانی از اطراف بر جماعت و بر دستان او می ریزد و او از زیبایی آنها متعجب می شود. سپس مردی را می بیند که به سوی او می آید ـ از طرف بلندی ـ و هنگامی که به او می رسد سلام می کند و حرام او را جواب می دهد. آن مرد به او می گوید:\r\n&laquo;این مروارید را به چه قیمت می فروشی؟&raquo;\r\nحرام نگاه کرد و آن درّ زیبا را در دستان خود دید؛ رو به مرد کرده و گفت:\r\n&laquo;من قیمت این درّ را نمی دانم که به شما بگویم، شما آن را به چه قیمت خریداری؟&raquo;\r\nمرد گفت: من نیز نمی دانم قیمت او را ولی این هدیه ای است که یکی از پادشاهان عطا کرده است. و من ضامن هستم برای تو به چیزی که از درهم و دینار بالاتر است.&raquo;\r\nحرام گفت: آن چیز چیست؟\r\nمرد گفت: تضمین می کنم که او شرافت و سیادت ابدی دارد و بهره و بزرگی از او است. حرام گفت: آیا این را برایم ضمانت می کنی.و مرد پاسخ داد: آری. و حرام در پایان به مرد گفت: و تو اکنون واسطه در این امر می شوی.\r\nو مرد نیز گفت: و من واسطه می شوم؛ او را به من اعطاء کرده اند و من به تو عطا می کنم.\r\nوقتی حرام از خواب بیدار شد رؤیای خود را برای بنی کلاب گفت و خواستار تعبیر آن شد. یکی از خاندان وی گفت:\r\n&laquo;اگر رؤیای صادقه باشد دختری روزی تو خواهد شد که یکی از بزرگان او را عقد خواهد کرد و به سبب این دختر مجد و شرافت و آقایی نصیب تو خواهد شد.&raquo;\r\nو هنگامی که او از سفر برگشت، ثمامة بنت سهیل، همسر باوفای او، حامله بود و هنگام بازگشت همسرش از سفر وضع حمل کرده و دختری چونان مروارید درخشان وزیبا به دنیا آورد.حرام پس از آگاه شدن از تولد دخترش به خود گفت:&laquo;قد صدّقت الرؤیا&raquo; و از این بشارت شاد و مسرور شد.(22)&nbsp;\r\nنام او را &laquo;فاطمه&raquo; نهاد، و به رسم عرب کنیه ای برای وی برگزیدند که &laquo;ام البنین&raquo; بود.\r\nپدران و مادران و خاندان ام البنین در شجاعت، کرم، اخلاق، هنر و وجاهت اجتماعی و بزرگواری پس از قریش، سرآمد قبایل گوناگون عرب بوده اند.\r\nگفتنی است اگر چه خواب همواره حجت نیست ولی می تواند راهنما و دلیل خوبی باشد و در تاریخ می بینیم که بسیاری از انبیاء و اولیاء خدا در زندگانی خویش خوابهایی می دیدند که در مسیر زندگی با آنها راهنمایی می شدند. خواب حضرت یوسف(علیه السلام) در کودکی و خواب عبدالمطلب برای قربانی فرزند خود و خواب پیامبر(ص) در جنگها و نمونه های فراوان دیگری وجود دارد که در قرآن یا کتب روایی یافت می شوند که نباید به آنان با دیده حقارت نگریست.\r\nبه هر حال پس از این رؤیای صادقه فاطمه، مادر فضلیتها، به دنیا آمد و دوران کودکی را چونان دیگر کودکان گذراند و در دامان مادری مهربان و پاک و پدری شجاع که دارای سجایای اخلاقی فراوان بودند رشد کرد.\r\nمورخان در مورد مادر بزرگوار فاطمه این گونه می نویسند:\r\nو کانت ثمامة ادیبةٌ کاملةٌ عاقلةٌ فادَّبَتْ ابنتها بِآداب العرب و علَّمتها بما ینبغی ان تعلمها من آداب المنزل و تأدیة الحقوق الزوجیة و غیر ذلک مما تحتاجه فی حیاتها العامة.(23)&nbsp;\r\n&laquo;ثمامه، مادر ام البنین، بانویی ادیب و کامل و عاقل بود. آداب عرب را به دخترش آموخت و هر آنچه مورد نیاز یک دختر است در زندگانی از مسایل مربوط به خانه داری و اَدایِ حقوق (دیگران) و همسرداری و غیره را به او یاد داد.&raquo;\r\nلازم به ذکر است که شایستگی تعلیم و باور حقیقتها در وجود ام البنین بوده است که بذر تعلیم مادر، در سرزمین افکار و اندیشه او شکوفا شده است.\r\nو این گونه پاک بانوی بنی کلاب به رشد و پویایی جسمی و روانی رسید به گونه ای که در عرب ضرب المثل بود و نه تنها در حُسن و جمال و عفاف که در علم و ادب و اخلاق مورد نظر اهل دقت و بینش بوده است.\r\nاثرگذاری ژنها در فرزندان چنان زیاد است که رسول خوبیها، حضرت محمد صلی اللّه علیه و آله، به جوانان امر می کند که برای ایجاد نسل خوب، به خانواده همسر آینده توجه داشته باشند\r\n\r\nتاریخ تولد ام البنین :\r\nدر مورد تاریخ دقیق ولادت حضرت ام &rlm;البنین اطلاعی در دست نیست و تاریخ&rlm;نگارانْ سال ولادت او را ثبت نکرده&rlm;اند، ولی یاد آور شده&rlm;اند که تولد پسر بزرگ ایشان، حضرت ابوالفضل علیه&rlm;السلام ، در سال ۲۶ ق اتفاق افتاده است.\r\nبرخی از تاریخ&rlm;نگارانْ زمان ولادت ایشان را در حدود پنج سال پس از هجرت (در حوالی کوفه) تخمین می&rlm;زنند\r\n\r\nویژگی های بارز خاندان ام البنین :\r\nدر خاندان و تبار پاک ام البنین چند ویژگی مهم وجود دارد که همگی در وجود عباس(علیه السلام) به ظهور رسید&nbsp;\r\nالف: شجاعت و دلاوری که در کربلا زیباترین چهره خویش را نمایاند.&nbsp;\r\nب: ادب و متانت و عزت نفس که در زندگانی 34 ساله عباس بن علی به وضوح دیده می شود.&nbsp;\r\nج: هنر و ادبیات که ام البنین از &laquo;دایی &raquo; خویش لبید شاعر به ارث برده بود و فرزند عزیزش عباس(علیه السلام) از مادر ادیبه خود. [البته شاعران دیگری در این خاندان می زیسته اند.]&nbsp;\r\nد: ایثارگری و احترام به حقوق دیگران که نمود آن در عشق به ولایت و امامت متجلی شد.&nbsp;\r\nه: وفا و پایبندی به تعهدات.&nbsp;\r\n\r\nمراسم خواستگاری از ام البنین :\r\nحضرت علی (علیه السلام) پس از اینکه فاطمه کلابیه را تایید کرد وپسندید عقیل برادرش را برای خواستگاری به نزد پدر فاطمه فرستاد\r\nو حرام که بسیار میهمان دوست بود پذیرایی کاملی از او کرده و با احترام فراوان به او خیرمقدم گفته و در مقابل وی قربانی کرد. سنت و رسم عرب این بود که تا سه روز از میهمان پذیرایی می کردند و روز سوم حاجت او را می پرسیدند و از علت آمدنش سؤال می کردند و خانواده ام البنین که خارج از مدینه زندگی می کردند نیز چنین رسمی را به جای آوردند.\r\nروز چهارم با ادب و احترام از علت ورود وی جویا شدند و عقیل گفت: به خواستگاری دخترت فاطمه آمده ام، برای پیشوای دین و بزرگ اوصیا و امیر مؤمنان علی بن ابیطالب.\r\nحزام که هرگز پیش&zwnj;بینی چنین پیشنهادی را نمی&zwnj;کرد، حیرت&zwnj;زده ماند. با کمال صداقت و راستگویی گفت : بَه بَه چه نسب شریفی و چه خاندان با مجد و عظمتی! اما ای عقیل &laquo;شایسته امیرالمؤمنین یک زن بادیه نشین با فرهنگ ابتدایی بادیه نشینان نیست. او با یک زن که فرهنگ بالاتری دارد باید ازدواج کند و این دو فرهنگ با هم فرق دارند.&raquo;&nbsp;\r\nعقیل پس از شنیدن سخنان وی گفت:&nbsp;\r\nامیرالمؤمنین از آنچه تو می گویی خبر دارد و با این اوصاف میل به ازدواج با او دارد.&nbsp;\r\nپدر ام البنین که نمیدانست چه بگوید از عقیل مهلت خواست تا از مادر دختر، ثمامه بنت سهیل، و خود دختر سؤال کند و به او گفت:&nbsp;\r\n&laquo;زنان بیشتر از روحیات و حالات دخترانشان آگاه هستند و مصلحت آنها را بیشتر می دانند.&raquo; (24) آنچه در جریان صحبت عقیل و حرام بن خالد مورد نظر است و الگوی خانواده های امروز می تواند باشد، موارد زیر است:\r\nالف) اکرام و احترام به میهمان حتی اگر ناشناس بوده و هدفش نیز ناشناخته باشد.\r\nب) احترام متقابل میهمان نسبت به میزبان و حفظ آداب و رسوم آنان چنان که عقیل انجام داد.\r\nج) صداقت خانواده عروس در بیان حقایق اگر چه به نفع آنان نباشد.\r\nد) صراحت بیان خانواده داماد و عدم توجه به معیارهای غیر منطقی چون ثروت و مقام و شهری بودن و ...\r\nه&bull;&bull;&bull; ) توجه پدران به نظر مادرها در امر ازدواج دخترهایشان.\r\nو) توجه و اهمیت دادن به نظر دختر برای انتخاب همسر آینده اش.\r\nز) در نظر گرفتن نکات خاص روانشناسی اگر چه سطحی باشد در مسایل خانواده و مراعات ادب.\r\nسخنان این دو بزرگوار، عقیل و حرام، به پایان رسید و حرام به سوی دختر بافضیلت خود، ام البنین آمد برای شنیدن پاسخ نهایی از وی...\r\nوقتی پدر ام البنین به نزد همسر و دخترش برگشت دید همسرش موهای ام البنین را شانه می زند و او از خوابی که شب گذشته دیده بود برای مادر سخن میگوید...&nbsp;\r\n\r\nخواب ام البنین یک شب قبل از خواستگاری :\r\nدر روز خواستگاری ام البنین در حالی که مادرش موهای او را شانه می کرد خوابی را که شب گذشته دیده بود برای مادر تعریف می کرد و خواستار تعبیر آن بود؛ او گفت\r\n&laquo;مادر خواب دیدم که در باغ سرسبز و پردرختی نشسته ام. نهرهای روان و میوه های فراوان در آنجا وجود داشت. ماه و ستارگان می درخشیدند و من به آن ها چشم دوخته بودم و در باره عظمت آفرینش و مخلوقات خدا فکر می کردم. در مورد آسمان که بدون ستون بالا قرار گرفته است و همچنین روشنی ماه و ستارگان ... در این افکار غرق بودم که ماه از آسمان فرود آمد و در دامن من قرار گرفت و نوری از آن ساطع می شد که چشمها را خیره می کرد. در حال تعجب و تحیر بودم که سه ستاره نورانی دیگر هم در دامنم دیدم. نور آنها نیز مرا مبهوت کرده بود. هنوز در حیرت و تعجب بودم که هاتفی ندا داد و مرا با اسم خطاب کرد من صدایش را می شنیدم ولی او را نمی دیدم گفت:&nbsp;\r\nبشراکِ فاطمةُ بسادة الغُرَر\r\nثلاثة انجم و الزاهر القمر\r\nابوهم سیّد فی الخلق قاطبة\r\nبعد الرسول کذا قد جاء فی الخبر\r\n&laquo;فاطمه مژده باد تو را به سیادت و نورانیت. به ماه نورانی و سه ستاره درخشان پدرشان سید و سرور همه انسانهاست بعد از پیامبر گرامی و اینگونه در خبر آمده است.&raquo;&nbsp;\r\nپس از خواب بیدار شدم در حالی که می ترسیدم. مادرم! تاویل رؤیای من چیست؟!&raquo; مادر به دخترک فهیمه و عاقله خود گفت:&nbsp;\r\n&laquo;دخترم رؤیای تو صادقه است ای دخترکم به زودی تو با مرد جلیل القدری که مجد و عظمت فراوانی دارد ازدواج می کنی. مردی که مورد اطاعت امت خود است. از او صاحب 4 فرزند می شوی که اولین آنها مثل ماه چهره اش درخشان است وسه تای دیگر چونان ستارگانند.&raquo;&nbsp;\r\nپس از صحبتهای دوستانه و صمیمانه مادر و دختر، حزام بن خالد وارد اتاق شد و از آنها در مورد پذیرش علی(علیه السلام) سؤال کرد و گفت:&nbsp;\r\nآیا دخترمان را شایسته همسری امیرالمؤمنین(علیه السلام) می دانی؟ بدان که خانه او خانه وحی و نبوت و خانه علم و حکمت و آداب است اگر او را (دخترت را) اهل و لایق این خانه می دانی - که خادمه این خانه باشد - قبول کنیم و اگر اهلیت در او نمی بینی پس نه؟&nbsp;\r\nهمسر او که قلبی مالامال از عشق به امامت داشت گفت:&nbsp;\r\nای &laquo;حزام &raquo; به خدا سوگند من او را خوب تربیت کردم و از خدای متعال و قدیر خواستارم که او واقعا سعادتمند شود و صالح باشد برای خدمت به آقا و مولایم امیرالمؤمنین(علیه السلام) پس او را به علی بن ابیطالب، مولایم، تزویج کن. (25)&nbsp;\r\nاگر چه خواب حجت نیست و جهت امور مهمی مثل ازدواج نمی توان تنها به خوابها اکتفا کرد ولی راهنمای خوبی برای رسیدن به مقصود می باشد اگر بیننده خواب مهذب باشد و طهارت ظاهری و باطنی را حفظ کند و اندیشه های شیطانی و خطورات ذهنی پراکنده نداشته باشد خوابهای او دارای تعبیر و تاویل مناسبی خواهد بود. ام البنین از شخصیتهایی بود که این طهارت را داشته و همواره در رفتار و کردار خویش راه صحیح و مناسب را پیش می گرفته است و از این رو رؤیای او به این زیبایی لباس واقعیت و حقیقت می پوشد و چهار پسر برای سید عالمیان علی(علیه السلام) می آورد که یکی قمر بنی هاشم می شود و دیگران نیز ستارگان آسمان ولایت و امامت هستند. اکنون با توجه به خواب حرام بن خالد قبل از تولد فرزندش &laquo;ام البنین&raquo; و نیز با نظر به صداقت اعراب بادیه نشین و بویژه خاندان و خانواده او و همچنین خوابی که قبل از ازدواج توسط خود فاطمه نقل می شود درمی یابیم که ازدواج علی(علیه السلام) و فاطمه کلابیه ازدواج آسمانی بوده و خداوند برای پرورش مرواریدی چون عباس(علیه السلام) صدف پاک و مطهری چون ام البنین را که میزبان شایسته ای بود قرار داده است و از میان زنان عرب او را برگزیده است.\r\nگفتنی است که شیخ عبدالعظیم ربیعی در دیوان شعر خود در مرثیه عباس بن علی(علیه السلام) قصیده ای سروده است که در حاشیه آن اشاره به این رؤیا کرده و در مضمون شعر، این رؤیا را وارد کرده است.\r\nعقیل با اجازه از ام البنین عقد بین این دو بزرگوار را اجرا کرد با مهریه ای که سنت رسول اللّه (ص) بود و برای دختران و همسران خود معین کرده بود و آن 500 درهم بود در حالی که پدر او می گفت: &laquo;او هدیه ای است از سوی ما به پسرعموی رسول خدا و ما طمع به مال و ثروت او ندوخته ایم.&raquo;(26) برقرار شد\r\nاینگونه ازدواج آسمانی و پیوند خجسته و مبارک بین سید اوصیاء و مادر شجاعتها صورت می گیرد و در طول زندگی مشترک همواره اطاعت و احترام و تکریم و ملاطفت در مورد فرزندان علی(علیه السلام) از سوی ام البنین مشهود بوده است.&nbsp;\r\n\r\n\r\nتاریخ ازدواج ام البنین با حضرت علی (علیه السلام):\r\nگروهی از مورخان بر آنند که علی(علیه السلام) با ام البنین بعد از شهادت حضرت زهرا(س)ازدواج نمود . دسته ای دیگر می گویند که این امر بعد از ازدواج حضرتش باامامه بوده، اما در هر حا ل ، مسلم است این ازدواج بعد از شهادت صدیقه کبری صورت گرفته است .\r\nسالی که ام البنین به همسری امام علی (علیه السلام) برگزیده شد به طور دقیق معلوم نیست ولی تاریخ نویسان با توجه به اختلاف نظر در سن حضرت عباس (علیه السلام) که در زمان شهادت 32 تا 39 ساله نوشته&zwnj;اند و میلاد آن حضرت را در سال 24 یا 26 هجری قید کرده&zwnj;اند. معتقدند ازدواج ام&zwnj;البنین به تحقیق قبل از سال 23 هجری واقع شده است.\r\nو برخی معتقدند از تاریخ ازدواج فاطمه، ام&zwnj;البنین تا زمان تولد حضرت عباس (علیه السلام) 10 سال فاصله شده و اگر این قول درست باشد، تاریخ این ازدواج فرخنده سال 13 یا 16 هجری بوده است.\r\nبرخی از تاریخ نویسان نوشته&zwnj;اند ابوالفضل العباس (علیه السلام) در جنگ صفین حضور داشته و در آن زمان 15 تا 17 ساله بوده است.\r\nاگر این قول درست باشد چون پیکار اصلی صفین در ماه صفر سال 37 هجری اتفاق افتاده، بنابراین تولد آن حضرت در سال ازدواج علی (علیه السلام) با ام&zwnj;البنین صحیح به نظر نمی&zwnj;رسد و محتمل است سال 12 هجری این وصلت میمون به وقوع پیوسته است.\r\n\r\nازدواج ام البنین وعلی (علیه السلام) الگویی برای جوانان :\r\nآنگاه که مولای متقیان، علی بن ابی طالب(علیه السلام)، تصمیم به انتخاب همسری شایسته گرفت نزد برادر خود، عقیل، رفته و برای این امر مهم از وی کمک خواست تا با استفاده از دانش خود، همسری شجاع و مهربان و صالح به او معرفی کند.&nbsp;\r\nسخن حکیمانه علی(علیه السلام) به عقیل دارای نکات بسیار مهم تربیتی و اخلاقی است. حضرت چنین می فرماید:\r\nاُنظر لی اِمرأة ولدتها الفحولة من العرب لاتزوّجها فتلد لی غلاما فارسا.(27)\r\n&laquo;برای من همسری را انتخاب کن که از نسل دلیرمردان عرب باشد تا با او ازدواج کنم و او برایم فرزندی اسب سوار و شجاع به دنیا آورد.&raquo;\r\nعلی(علیه السلام)، این تندیس علم و فقاهت، پیش از آنکه همسری برای خویش بخواهند مادری برگزیده با نسب پاک برای فرزندان خویش می طلبد. افق فکری علی(ع) آنچنان بالاست که برای پایه گذاری نسل پاک فردا، امروز با بصیرت و بینش ژرف به خصلتهای مادر آینده فرزندان می نگرد. براستی اگر مادری، &laquo;مادرِ فضیلتها&raquo; نباشد که فرزندش &laquo;ابوالفضل&raquo; نخواهد بود.\r\nگفتنی است که مورخان می نویسند:\r\nزُهیر بن قین در روز عاشورا، پرچم بزرگ را به دست عباس داد و گفت:\r\n&laquo;ای پسر علی! می خواهم حدیثی را برای تو نقل کنم (و همین حدیث عقیل و انتخاب مادرش را نقل کرد) و به او گفت:\r\nو قد اِدَّخرک ابوک لِمثلِ هذا الیوم.\r\n&laquo;همانا پدرت تو را برای چنین روزی ذخیره کرده بود.&raquo;(28)&nbsp;\r\nپس مهمترین درسی که از ازدواج حضرت علی(علیه السلام) و ام البنین، می آموزیم داشتن معیارهای منطقی و صحیح در انتخاب همسر آینده است.&nbsp;\r\nاگر جوانان ما معیارهای اخلاقی و معنوی را جایگزین معیارهای مادی و ظاهری کنند زندگی مشترک آنها با سعادت و سلامت خانوادگی توام خواهد بود. ملاکهای مادی و صوری ناپایدار بوده و به زندگی رنگ سبز عشق و محبت نمی بخشد و با از دست دادن یک امتیاز مادی پایه های زندگی ای که با آن ها بنا شده است سست شده و فرو ریختن سقف خانواده حتمی خواهدبود.\r\nچنانچه رسول رحمت(صلی الله علیه وآله) می فرماید:&nbsp;\r\n&laquo;کسی که با زنی به خاطر مال او ازدواج کند خداوند او را به حال خود وا می گذارد و کسی که به خاطر زیبایی زنی با او ازدواج کند در او مسایل ناخوشایند می بیند و آنکه به خاطر دین زن با او ازدواج کند خداوند مال و زیبایی را هم برای او قرار می دهد (جمع می کند بین امتیازات.)&raquo; (29)&nbsp;\r\n\r\nورود ام البنین به خانه علی (علیه السلام):\r\nفاطمه کلابیّه سراسر نجابت و پاکی و خلوص بود. هنگامی که میخواست پابه خانه علی (علیه السلام) بگذارد گفت تا دختر بزرگ فاطمه (سلام الله علیها) اجازه نفرمایند وارد خانه نمیشوم این نهایت ادب او را به خاندان امامت میرساند روز اولی که ام البنین علیهاالسلام پا در خانه علی علیه&rlm;السلام گذاشت، حسن و حسین علیهماالسلام مریض بوده و در بستر افتاده بودند. عروس تازه ابوطالب، به محض آن&rlm;که وارد خانه شد، خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید و هم&rlm;چون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت.وهمواره میگفت من&nbsp;کنیز فرزندان فاطمه هستم (30)&nbsp;\r\nوقتی غمِ زهرا، شد همدم مولا\r\nتو آمدی ای گل، در خانه گل&rlm;ها\r\nبر دربِ حریمِ، کاشانه نشستی&nbsp;\r\nیعنی که کنیزِ، این خانه تو هستی\r\n\r\nاز فاطمه تا ام&rlm;البنین:\r\nفاطمه کلابیه، بعد از گذشت مدت کوتاهی از زندگی مشترک با علی علیه&rlm;السلام ، به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که به جای &laquo;فاطمه&raquo;، که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را ام البنین صدا زند تا فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام از ذکر نام اصلی او توسط پدرشان، به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیفتند و در نتیجه، خاطرات تلخ گذشته، در ذهن آن&rlm;ها تداعی نگردد و رنج بی&rlm;مادری آن&rlm;ها را آزار ندهد.\r\nحضرت علی (علیه السلام) در همسرش، خردى نیرومند، ایمانى استوار، آدابى والا و صفاتى نیکو مشاهده کرد و او را گرامى داشت و از صمیم قلب در حفظ او کوشید.\r\n\r\nثمره ازدواج ام البنین با حضرت علی (علیه السلام):\r\nفاطمه کلابیه بنا به نقل تاریخ دومین یا سومین همسر علی بن ابی طالب(علیه السلام) بوده است. آنچه در زندگی مشترک این دو بزرگوار مطرح است حس وفاداری به یکدیگر و احترام متقابل می باشد.&nbsp;\r\nثمره ازدواج حضرت علی با او، چهار پسر رشید بود به نامهای: عبّاس، عبدالله، جعفر و عثمان، که به دلیل داشتن همین پسران، او را ام&rlm;البنین، یعنی مادر پسران می&rlm;خواندند.&nbsp;\r\nفرزندان ام البنین همگی در کربلا به شهادت رسیدند و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه&rlm; فرزند حضرت ابوالفضل علیه&rlm;السلام ادامه یافت\r\n\r\nمیلاد فرزند شجاعت:&nbsp;\r\nنخستین فرزند پاک بانو ام&rlm;البنین، علمدار کربلا ابوالفضل العباس(علیه السلام) بود که با تولدش، مدینه به گل نشست، دنیا پر فروغ گشت و موج شادى، خاندان علوى را فرا گرفت. قمرى تابناک به این خاندان افزوده شده بود و مى&rlm;رفت که با فضایل و خون خود، نقشى جاودانه بر صفحه گیتى بنگارد\r\nبایدآری چون ابوالفضل از علی مرتضی&nbsp;\r\nوالدی را آنچنان مولودی باید اینچنین&nbsp;\r\nزین نور روشن چشم شاه اولیاء&nbsp;\r\nجاودان از این کرامت شادمان ام البنین&nbsp;\r\nبرخى از محققان برآنند که حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) در روز چهارم ماه شعبان سال 26 هجرى دیده به جهان گشود.\r\nهنگامى&zwnj;که مژده ولادت عباس به امیرالمؤمنین(علیه السلام) داده شد، به خانه شتافت او را در برگرفت، باران بوسه بر او فرو ریخت و مراسم شرعى تولد را درباره او اجرا کرد. در روز هفتم تولّدش طبق رسم و سنّت اسلامی گوسفندی را به عنوانِ عقیقه ذبح کردند و گوشت آن را به فقرا صدقه دادند امیرالمؤمنین(علیه السلام) از پس پرده&rlm;هاى غیب، جنگاورى و دلیرى فرزند را در عرصه&rlm;هاى پیکار دریافته بود و مى&rlm;دانست که او یکى از قهرمانان اسلام خواهد بود، لذا او را عباس (دژم: شیر&zwnj;بیشه) نامید؛ زیرا در برابر کژی&zwnj;ها و باطل، ترش&zwnj;رو و پر آژنگ بود و در مقابل نیکى، خندان و چهره گشوده. همان&zwnj;گونه که پدر دریافته بود، فرزندش در میادین رزم و جنگ&zwnj;هایى که به وسیله دشمنان اهل بیت(علیه السلام) به وجود مى&rlm;آمد، چون شیرى خشمگین مى&rlm;غرید، گردان و دلیران سپاه کفر را درهم مى&rlm;کوفت و در میدان کربلا تمامى سپاه دشمن را دچار هراس مرگ&zwnj;آورى کرد.\r\nروزی ام البنین وارد اتاق شد. علی(علیه السلام) را دید که عباس خردسال را روی پاهایش نشانده، آستین&zwnj;های کودک را بالا زده و بازوانش را می&zwnj;بوسد و به شدت می&zwnj;گرید. ام البنین حیران و نگران علت را پرسید. علی(علیه السلام) با اندوه پاسخ داد:&zwnj; به این دو دست نگاه می&zwnj;کردم و آنچه بر سرشان می&zwnj;آید، به یاد می&zwnj;آوردم. تعجب ام البنین به ترس تبدیل شد: مگر چه بر سر دستان پسرم خواهد آمد؟ و پاسخ شنید که از بازو قطع خواهند شد. پرسید:&zwnj; چرا یاعلى؟ و آنگاه شرح کربلا را شنید و اینکه دستان فرزندش در راه پسر ریحانه رسول، قطع خواهند شد. گریه امانش نمی&zwnj;داد، اما شکر خدا را می&zwnj;گفت که پسرش فدای سبط گرامی رسول(صلی الله علیه وآله) می&zwnj;شود. علی(علیه السلام) مادر عباس را به منزلتی که فرزندش نزد خدا داشت، بشارت داد و گفت که خداوند در عوض دو دست، دو بال به او می&zwnj;بخشد تا با ملائکه در بهشت پرواز کند.(31)&nbsp;\r\nلبخند بر لبان دختر حزام نشست\r\nبا تولّد عبّاس، خانه علی(علیه السلام) آمیخته &rlm;ای از غم و شادی شد: شادی برای این مولود خجسته، و غم و اشک برای آینده&rlm; ای که برای این فرزند و دستان او در کربلا خواهد بود.\r\n\r\nسفارش به دفاع از ولایت:\r\nهنگامی که امام حسین علیه&rlm;السلام آهنگ ترک مدینه و تشرف برای حج و به دنبال آنْ هجرت به سوی عراق کرد، ام البنین علیهاالسلام به همراهان امام حسین علیه&rlm;السلام چنین سفارش می&rlm;کرد: &laquo;چشم و دل مولایم امام حسین علیه&rlm;السلام و فرمان&rlm;بردار او باشید\r\nفرزندانم به فدای حسین علیه&rlm;السلام\r\n&laquo;بشیر&raquo; پس از واقعه کربلا به مدینه باز می گردد و از وقایع جانسوز کربلا و کربلاییها برای اهل مدینه سخن می گوید.&nbsp;\r\nمورخان می نویسند:&nbsp;\r\nپس از واقعه کربلا بشیر در مدینه ام البنین را ملاقات می کند تا خبر شهادت فرزندانش را به او بدهد. ام البنین پس از دیدن وی که فرستاده امام سجاد علیه&rlm;السلام بود می گوید:&nbsp;\r\nای بشیر! از امام حسین علیه&rlm;السلام چه خبر داری؟\r\nبشیر گفت: خدا به تو صبر دهد که عباس تو کشته گردید. ام&rlm;البنین فرمود: از حسین علیه&rlm;السلام مرا خبر ده!\r\nبشیر خبر شهادت بقیه فرزندان او را هم اعلام کرد، ولی ام&rlm;البنین پیوسته از امام حسین علیه&rlm;السلام خبر می&rlm;گرفت وبا صبر و بصیرتی بی نظیر می گوید:&nbsp;\r\n&laquo;یا بشیر اخبرنی عن ابی عبدالله الحسین(علیه السلام). اولادی و من تحت الخضراء کلهم فداء لابی عبدالله الحسین(علیه السلام).&raquo;&nbsp;\r\nای بشیر خبر از [امام من]اباعبدالله الحسین بده فرزندان من و همه آنچه زیر این آسمان مینایی است فدای اباعبدالله(علیه السلام) باد\r\nچون بشیر خبر شهادت امام حسین علیه&rlm;السلام را به آن حضرت داد، صیحه&rlm;ای کشید و گفت: قد قَطّعتَ نیاطَ قلبی: ای بشیر! رگ قلبم را پاره کردی و سپس صدا به ناله و شیون بلند کرد.(32)&nbsp;\r\nآرى معرفت و امام شناسى آن بانوى بزرگوار در حدى بود که در مورد چهار فرزندش ، چنین نگفت ولى در مورد رهبرش امام حسین (علیه السلام) چنین فرمود\r\nاین علاقه او به امام حسین علیه&rlm;السلام دلیل کمال معنویت اوست که آن همه ایثار را در راه مقام ولایت فراموش کرد و تنها از رهبرش سخن به میان آورد.\r\nبه هر حال، فقدان فرزندانش او را متأثر و ناراحت کرده بود، چنانکه وقتی حضرت زینب(سلام الله علیها) سپرخونین حضرت عباس را به عنوان یادگاری به ام البنین نشان داد، وی تا آن رادید چنان دلش سوخت که نتوانست تحمل کند و بی هوش بر زمین افتاد.\r\n\r\nمادر چهار شهید:\r\nبا شهادت چهار فرزند ام&rlm;البنین علیهاالسلام در کربلا، این بانوی شکیبا، به افتخار مادر شهیدان بودن نائل آمد و درکنار همسر شهید بودن، افتخاری دیگر بر صفحه افتخاراتش افزوده شد.\r\nوقتی خبر شهادت فرزندانش به او رسید، سرشک اشک از دیده فرو ریخت و با روحیه&rlm;ای قوی در اشعاری گفت: &laquo;ای کسی که فرزند رشیدم عباس را دیدی که همانند پدرش بر دشمنان تاخت، فرزندان علی علیه&rlm;السلام همه شیران بیشه شجاعتند. شنیده&rlm;ام بر سر عباس عمود آهنین زدند، در حالی که دست&rlm;هایش را قطع کرده بودند؛ اگر دست در بدن پسرم بود، چه کسی می&rlm;توانست نزد او آید و با او بجنگد؟&raquo;\r\nبراستی پرورش فرزندانی چنین شجاع که در راه شریعت و ولایت از جان گذشته و به تمامی تعلقات و وابستگیهای خاص دوره جوانی و نوجوانی پشت پا زده و در راه دین و رهبر فدا شوند کاری بس عظیم و ستودنی است.\r\n\r\nام البنین، مادر چهار شهید در یک جبهه، الگو و اسوه ای است برای مادران شهدای کربلای ایران. اگر نبود صبر و بردباری و بصیرت این زن در تاریخ اسلام، به یقین دفتر صبر و استقامت بی سرمشق می ماند و مادران شهیدان در ایران باافتخار و سربلندی از جوانان به خاک خفته خویش چنین صبورانه سخن نمی گفتند\r\n\r\nام البنین، پاسدار خاطره عاشور:\r\nاز ویژگی&rlm;های بسیار مهم ام البنین، توجه به زمان و مسائل مربوط به آن است. وی پس از واقعه عاشورا، از مرثیه&rlm;خوانی و نوحه&rlm;سرایی استفاده کرده تا ندای مظلومیت کربلاییان را به گوش نسل&rlm;های آینده برساند. ایشان هر روز به همراه پسرِ حضرت عباس علیه&rlm;السلام ، عبیداللّه&rlm; که همراه مادرش در کربلا حضور داشت و سند زنده&rlm;ای برای بیان وقایع عاشورا بود، به بقیع می&rlm;رفت و نوحه می&rlm;خواند.\r\nو شور و غوغایی بپا می کرد . مردم مدینه اطراف او گرد می آمدند و با او همناله می شدند. ( حتی مروان بن حکم حاکم وقت مدینه نیز در میان ایشان بود و گریه می کرد )\r\nاو با این اشعار، هم حماسه کربلا را بازگو و هم در قالب عزاداریْ به حکومت وقت نوعی اعتراض می&rlm;کرد و مردم را که اطراف او جمع می&rlm;شدند، از جنایات بنی&rlm;امیه، آگاه می&rlm;نمود.\r\nامام باقر(سلام الله علیه)میفرماید:آن حضرت به بقیع میرفت و آن قدر جانسوز مرثیه میخواند که مروان با آن قساوت قلب گریه میکرد(33)&nbsp;\r\n\r\nصحیفه صفات ام البنین :\r\nصفات آسمانی و ویژگیهای والای انسانهای پاک، همواره چونان فانوسی فرا راه پویندگان راه معرفت و کمال است که با این روشنگری، راه هدایت از کوره راههای ضلالت و جهالت باز شناخته می شود. در سایه شناخت این صفات نورانی و الگوگیری از شخصیتهای الهی است که می توان خدایی زیست و جاودانه ماند.\r\nشاید بتوان گفت مجموعه صفات ام البنین در ضمن یک جمله زیبا و مختصر از زبان شهید ثانی، زین الدین، ذکر شده است آنجا که این عالم فرهیخته و اندیشمند می گوید:&nbsp;\r\n&laquo; و کانت ام البنین من النساء الفاضلات العارفات بحق اهل البیت مخلصة فی ولائهم ممحضة فی مودّتهم و لها عندهم الجاه الوجیه و المحلّ الرفیع.&raquo;\r\n&laquo;ام البنین از بانوان با معرفت و پر فضیلت بوده و نسبت به اهل بیت(ع) معرفت و محبت خالص و شدید داشته است و نزد آنان مقام و منزلت بالایی داشت.&raquo; (34)&nbsp;\r\nاینک برخی از صفات آسمانی این پاک بانوی عرب را به گونه ای گذرا و کوتاه بررسی می کنیم\r\n\r\nولایت، کیمیایی بی همتا:\r\nارادت و عشق به اهل بیت(ع) و معرفت به آنان اکسیری است که مسّ وجود آدمیان را طلا می کند و اساس هستی بر ولایت آنان بنیان شده است.\r\nعالم رجالی، مامقانی در کتاب خود، تنقیح المقال، ولایت فاطمه کلابیه را این چنین به تصویر می کشد:\r\nفَاِنّ علَقَتها بالحسین(ع) لیس اِلاّ لاِمامته.(35)&nbsp;\r\n&laquo;همانا علاقه ام البنین به حسین بن علی(ع) به خاطر امامت حضرت است.&raquo; (نه آنکه چون او را در دامان خویش پرورانده است.)\r\nزیباترین چهره عشق به ولایت و رهبری در زندگانی فاطمه زهرا(س) وجود داشت؛ دفاع از ولایت و مبارزه برای حمایت از مقام والای امام علی(ع) و گویی فاطمه دوم، ام البنین، استمرار آن چهره درخشان تاریخ بود.\r\nدر جای دیگر &laquo;مامقانی&raquo; می نویسد:\r\n&laquo;اینکه او به شرط سلامت حسین(ع)، مرگ چهار فرزند خویش را بر خود آسان می گرفت نشان درجه عالی ایمان او است. من او را از نیکان به حساب می آورم.&raquo;(36)&nbsp;\r\nبه واقع آنگاه که مادری، فرزندان خود را فدایی ولایت و شریعت بداند حق است که جاودانه شود و برای همیشه تاریخ اسوه ای برای اهل ولایت باشد.\r\nو چه زیباست شکفتن غنچه هایی چون عباس و برادرانش در دامن تربیت مادری این چنین. به گونه ای که مورخان می نویسند: در کربلا زمانی که شمر ـ لعنة اللّه علیه ـ برای عباس و برادرانش امان نامه می آورد عباس می گوید:\r\n&laquo;بریده باد دستت ای شمر و خدا لعنت کند تو را! آیا می خواهی ما در امان باشیم و مولا و امام خود را تنها گذاریم.&raquo;\r\nاین کلام ثمره تربیت ولایی ام البنین بود؛ همان که علی(ع) در آینه آینده می دید.\r\n\r\nمحبت مادری:&nbsp;\r\nمهر و محبت از صفات ویژه مادران است و هماره برای تفسیر واژه عاطفه از خداوندگار محبتها، مادر، استفاده می شود. آنچه در زندگانی ام البنین با نام مهر و عاطفه جلوه می کند تنها مهر مادری نیست که این مهر در سینه هر مادری نسبت به فرزندان و دلبندانش شعله می کشد.\r\nام البنین در زندگیش همواره بر آن بود تا جاى مادر را در دل نوادگان پیامبر اکرم و ریحانه رسول خدا و آقایان جوانان بهشت، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) پر کند؛ مادرى که در اوج شکوفایى پژمرده شد و آتش به جان فرزندان نوپاى خود زد. فرزندان رسول خدا در وجود این بانوى پارسا، مادر خود را مى&rlm;دیدند و از فقدان مادر، کمتر رنج مى&rlm;بردند ام البنین با مهربانی با آنان سخن می گفت و از صمیم قلب آنان را پرستاری می کرد و درست همانند مادری حقیقی با آنها برخورد می کرد. آنان نیز او را بسیار دوست می داشتند. ام&zwnj;البنین فرزندان دخت گرامى پیامبر اکرم(ص) را بر فرزندان خود که نمونه&rlm;هاى والاى کمال بودند مقدم مى&rlm;&zwnj;دانست و عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان مى&rlm;کرد، لیکن، ام البنین توجه به فرزندان پیامبر را فریضه&rlm;اى دینى مى&rlm;شمرد؛ زیرا خداوند متعال در کتاب خود به محبت آنان دستور داده بود و آنان امانت و ریحانه پیامبر بودند؛ ام&zwnj;البنین با درک عظمت آنان به خدمتشان قیام کرد و حق آنان را ادا کرد. محبت بى&zwnj;شائبه ام&zwnj;البنین در حق فرزندان پیامبر و فداکاری&zwnj;هاى فرزندان او در راه سید&zwnj;الشهدا(ع) بى&rlm;پاسخ نماند، بلکه اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در احترام و بزرگداشت آنان کوشیدند و از قدردانى نسبت به آنان چیزى فرو گذار نکردند. رفتن نواده پیامبر اکرم، شریک نهضت حسینى و قلب تپنده قیام حسین، زینب کبرى، نزد ام&zwnj;البنین و تسلیت گفتن شهادت فرزندان برومندش، نشان&zwnj;دهنده منزلت والاى ام&zwnj;البنین نزد اهل بیت(ع) است. این بانوى بزرگوار، جایگاهى ویژه نزد مسلمانان دارد و بسیارى معتقدند او را نزد خداوند، منزلتى والاست و اگر دردمندى او را واسطه خود نزد حضرت بارى تعالى قرار دهد، غم و اندوهش برطرف خواهد شد، لذا به هنگام سختی&zwnj;ها و درماندگى این مادر فداکار را شفیع خود قرار مى&rlm;دهند، البته بسیار طبیعى است که ام&rlm;البنین نزد پروردگار مقرب باشد؛ زیرا در راه خدا و استوارى دین حق، فرزندان و پاره&rlm;هاى جگر خود را خالصانه تقدیم داشت.\r\nعلاقه به فرزندانی که از آنِ او نبود، به خاطر مقام و عظمت مادر و پدرشان، و همچنین پرستاری از آنان و ترجیح آنها بر فرزندان خود از صفات خاص ام البنین بود.\r\n\r\nبرکرانه وفا:\r\nیکی از نتیجه های عاطفه و محبت، حس وفاداری به عزیزان است. انسانهایی که سراسر سرزمین وجودشان و قلبشان را محبت پر کرده است همواره نسبت به بستگان خود وفادار می مانند و در زندگی ام البنین این وفادار در سخنان او پس از شهادت مولای متقیان علی(ع) مشهود است.\r\nوفاداری ام البنین به همسر بزرگوار خویش به حدی است که پس از شهادت حضرت علی(ع) با آنکه جوان بوده و از زیبایی ویژه نیز برخوردار می باشد به احترام آن حضرت و برای حفظ حرمت او، تا پایان عمر ازدواج نکرده و همسر دیگری را اختیار نمی کند. با آن که مدّتی نسبتاً طولانی (بیش از بیست سال) پس از آن حضرت زنده بود.\r\nآنگاه که &laquo;امامه&raquo; یکی از همسران آن حضرت(ع) توسط &laquo;مغیرة بن نوفل&raquo;که یکی از مشاهیر عرب است خواستگاری می شود با ام البنین در مورد ازدواج مشورت می کند، او در جواب می گوید:\r\n&laquo;سزاوار نیست پس از علی، ما در خانه دیگری باشیم و با مرد دیگر پیمان همسری بندیم.&raquo;(37)&nbsp;\r\nاین سخن ام البنین نه تنها در اَمامه که در لیلی تمیمیّه و اسماء بنت عمیس نیز اثر گذاشت و تا پایان عمر هر چهار همسر علی بن ابیطالب(ع) ازدواج مجدد نکردند.\r\n\r\nالبته از طرفی بنا بر برخی نقلهاگفتنی است امیرالمؤمنین هنگام شهادت&nbsp; به امامه فرمود: پس از من این طاغی &ldquo;معاویه بن ابی سفیان&ldquo; ترا خواستگاری خواهد کرد و مبادا با او ازدواج کنی (زیرا معاویه قصد داشت تا با ازدواج با امامه داماد پیامبر شود و از این عنوان سوء استفاده کند)، اگر خواستی شوهر کنی مغیره بن نوفل را اختیار کن.&nbsp;\r\nجریان همانطور شد که امیرالمؤمنین فرموده بود و امامه نیز با مغیره که از اصحاب امیرالمؤمنین است ازدواج کرد.....(ریاحین الشیعه ج 3 ص 350\r\n\r\nام البنین این همسر شهید ایثارگونه به تربیت فرزندان علی(ع) مشغول بوده و بذر عشق و محبت و ایثار در وجود آنها می افشاند.&nbsp;\r\n\r\nدر آینه هنر:\r\nاز دیگر صفات والای ام البنین فصاحت و بلاغت اوست که نمود آن در اشعار زیبا و جاودانه وی متجلی است.\r\nشعر تصویر زیبایی از احساس آدمی است که برای بیان آن و انتقال به دیگران سراینده باید در افق وسیعی از هستی قرار گیرد و خود را از زنجیر تعلقات برهاند.\r\nدر خاندان بنی کلاب شاعران برجسته ای وجود داشتند که عرب همواره به اشعار آنان استناد می کرد آنان در اوج فصاحت و بلاغت قرار داشتند و دقت بادیه نشینان در استفاده از واژه های اصیل و دقیق و در عین حال لطیف نیز زبانزد عام وخاص است. ام البنین در این خانواده ها و در بادیه، آنجا که نهایتی و دیواری برای زندانی کردن احساسات نیست زندگی کرد و با شعر و ادب و فصاحت بیان و صراحت لهجه به رشد و بالندگی رسید.\r\nاز جمله اشعار جاودانه وی که مورد تجلیل و تحسین بزرگان ادب قرار گرفته است شعر جانسوز وی پس از شهادت پسرش که پدر فضایل بود می باشد:\r\nلا تدعونی ویک ام البنین\r\nتذکرینی بلیوث العرین\r\nکانت بنون لی ادعی بهم\r\nو الیوم اصبحتُ و لا من بنین\r\nاربعة مثل نسور الرّبی\r\nقد واصلوا الموت بقطع الوتین\r\n&laquo;مرا ام البنین نخوانید که به یاد شیران دلاور می افکنیدم.\r\nمرا فرزندانی بود که به نام آنها خوانده می شدم ولی امروز فرزندی ندارم.\r\nچهار فرزند داشتم همچون بازهای شکاری و همگی به شهادت رسیدند.&raquo;\r\nمورخان می نویسند:\r\nام البنین آنچنان جانسوز برای شهادت فرزندان و بویژه برای امام حسین(ع) نوحه و گریه می کرد که حتی دشمن اهل بیت، مروان بن حکم، نیز از شنیدن مراثی وی گریه می کرد. از دیگر اشعار وی در مورد عباس، تندیس بزرگ شجاعت، است که می گوید:\r\nیا من رَاَی العباس کرّ علی جماهیر النقد\r\nو وراه من ابناء حیدر کل لیث ذی لبد\r\nنبئّت اَنّ ابنی اصیب براسه مقطوع ید\r\nویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمل\r\nلو کان سیفک فی یدیک لما دنامنه احد(38)&nbsp;\r\n&laquo;ای کسی که عباس را دیدی که بر دشمن حمله می کرد و فرزندان حیدر پشت سر او بودند.\r\nمی گویند دست فرزندم قطع شده و بر سرش عمود فروده آمده. اگر شمشیرت را در دست داشتی کسی به تو نزدیک نمی شد (39)&nbsp;\r\n\r\nنگرش سیاسی :\r\nیکی از ابعاد شخصیتی انسانهای برجسته آشنایی و بصیرت نسبت به زمان خود است که امروزه از آن با واژه سیاسی بودن و سیاست یاد می شود. در هر زمانی، مظاهر ظلم و فساد به گونه ای ظهور کرده و در مقابل آنان مردان و زنان خدایی و صالح به مبارزه برخاسته اند. اما مبارزه چهره های گوناگون دارد؛ گاه به شکل مبارزه نظامی است و حضور فیزیکی در جبهه ها بر ضد باطل و کفر و گاه به گونه ارشادی و کلامی است و لباس تبلیغ به تن دارد و گاه با جلوه های هنری خود را نشان می دهد.\r\nمبارزه زمانی با فریاد صورت می گیرد و گاه با سکوت؛ همانگونه که سکوتِ علی(ع) و صلح امام حسن(ع) در مبارزه علیه ستم تفاوتی با فریاد حسین(ع) نداشت.\r\nجلوه های دیگر مبارزه که به نام مبارزه منفی است تأثیر فراوانی در تاریخ دارد. مواردی چون مخفی بودن قبر حضرت زهرا(س)، صحبت نکردن با بنیانگذاران ظلم و بیداد، اذان نگفتن بلال حبشی پس از واقعه سقیفه و اذان گفتن وی با درخواست حضرت زهرا(س)، اشکهایی که در بیت الاحزان بر زمین ریخته شد و ... که همه و همه نوعی مبارزه علیه حکومت وقت بود.\r\nاز ویژگیهای بسیار مهم ام البنین توجه به زمان و مسایل مربوط به آن است. ام البنین از افرادی بود که با توجه به شجاعت و شهامت فراوان به علت تأثیر عمیق و ژرف مبارزه کلامی برای مخالفت با عاملان واقعه کربلا از سخنرانی و مرثیه خوانی و اشعار جانسوزی که از آن صحبت شد، استفاده کرد.تا ندای مظلومیت کربلائیان را به گوش نسلهای آینده برساند. پس از این فاجعه عظیم ، مجلس سوگواری بر پا می کرد ، تا از این طریق راه شهدای کربلا را زنده نگهدارد و همه زنان بنی هاشم در آن مجلس شرکت می جستند و بیاد شهدای کربلا اشک می ریختند . او در مرثیه جوانان از دست رفته اش اشعار جان سوزی دارد ...\r\nمورخان می نویسند:\r\n&laquo;پس از شهادت عباس، ام البنین هر روز به همراه عبیداللّه ، فرزند عباس، به بقیع می رفت و نوحه می خواند و گریه می کرد و مردم اجتماع کرده و همراه با او می گریستند.&raquo;(40)&nbsp;\r\nخواندن اشعار برای عزاداری گاه جنبه های دیگری دارد. ام البنین با این اشعار هم حماسه کربلا و شجاعت پسران خود و مظلومیت حق را به مردم زمان خود و آیندگان معرفی می کرد و هم تاریخ کربلا را واگویه می کرد و در قالب عزاداری و مرثیه سرایی نوعی اعتراض به حکومت وقت می کرد و مردم که اطراف او اجتماع می کردند نسبت به عمال بنی امیه متنفر و منزجر می شدند.&nbsp;\r\nوی پس از کربلا بار رسالت سیاسی و اجتماعی خویش را به دوش گرفت و پیامهای مهم کربلا را به فرداها صادر کرد و ارزشهای معنوی این حماسه عرفانی را زنده نگاه داشت. به راستی وقتی قبر مطهر عباس(ع) و برادرانش در کربلاست چرا ام البنین به بقیع می رود؟ آیا به این نیست که مردم در آنجا اجتماع می کنند؟ و آیا به خاطر این نیست که بزرگان اسلام و پیشینه اسلامی مردم در این خاک خفته اند و در آنجا مردم به یاد حماسه های جوانمردان صدر اسلام می افتادند؟&nbsp;\r\nمسئله مهم دیگر اینکه چرا فرزند عباس، عبیدالله، را همراه خود می برد؟ آیا این عمل برای این نبود که نسل آینده را نسبت به حقایق آگاه و بینا کند؟ آیا این یک تربیت سیاسی نبود؟ آیا او در صدد این نبود که پیام عاشورا را به مردم ابلاغ کند و پرچمدار این پیام رسانی همانا فرزند علمدار حسین(ع)، عبیدالله، نباید باشد؟ ام البنین، این شجاعترین زن بنی کلاب، که از پیام آوران کربلاست چونان زینب، دختر علی(ع)، رسالتی بر دوش دارد و اکنون به انجام آن رسالت مهم و ویژه همت می گمارد. گفتنی است که عبیدالله بن عباس به همراه مادرش لبابه در کربلا حضور داشت و سند زنده ای برای بیان وقایع عاشورا بود.&nbsp;\r\nآنچه گفتنی است بصیرت و بینش ژرف ام البنین است. او می توانست در منزل خود برای فرزندانش عزاداری کند ولی به بقیع می رفت تا عزاداری وی وسیله ای برای شناساندن چهره پلید یزیدیان و مظلومیت حسینیان باشد. به همراه بردن فرزند عباس نیز هم نکته های تربیتی داشت و هم سیاسی و اجتماعی.\r\n\r\nعلم ودانایی ام البنین (س):\r\nاز ویژگیهای مهم زندگی انسانهای برجسته، علم و دانش آنان است که بسان نوری درخشان جداکننده حق از باطل است و سرچشمه جوشان این نعمت الهی علمی است که از خداوند متعال، معلم اول، آموخته و می آموزند.&nbsp;\r\nزندگانی ام البنین همواره با بصیرت و نور دانش همراه بوده است و این ویژگی والا در جای جای کتب تاریخی ذکر شده است و ما را با عظمت این بانوی عالمه و فاضله آشنا می سازد. علاقه ام البنین به اهل بیت(ع) و بصیرت دینی او به امامت به قدری بود که در باره او می نویسند:&nbsp;\r\n&laquo; برای عظمت و معرفت و بصیرت ام البنین کافی است که او هر گاه بر امیرالمؤمنین وارد می شد و حسنین مریض بودند با ملاطفت و مهربانی با آنها صحبت می کرد و از صمیم قلب با آنها برخورد می کرد چونان مادری مهربان و دلسوز.&raquo; (41)&nbsp;\r\nاو همسرش را تنها همسر نمی دانست که قبل از همسر او را امام و &laquo;ولی &raquo; خویش می داند و همچنین به این دو بزرگوار، حسنین، به جهت عشق به امامت و ولایت و به خاطر اتصال آنها با ولی خویش اینچنین محبت و ارادت نشان می دهد. یکی دیگر از مظاهر بصیرت و بینش این بانو که مبتنی بر علم و معرفت اوست جریان صحبت او با &laquo;بشیر&raquo; است که خبر شهادت فرزندانش را به او می رساند&nbsp;\r\nاین نهایت بینش و بصیرت و علم و دانایی است که محور زندگی فردی امام و مولای او باشد. کمال بندگی و عبادت نیز همین است که آدمی خود و تعلقات خود را در جهت خواست محبوب ازلی، خداوند یکتا، فدا کرده و از آنها بگذرد.او دوست می داشت حسین سالم مانده و فرزندانش در راه حسین قربانی می شدند این علاقه قلبی او بحسین گواه خلوص ایمان و عقیده اوست\r\nعلمِ سرشارِ وی در کلام او و فرزند بزرگوارش عباس نمایان است. او از محدثات شیعه است و فرزندان خود را با علم و دانایی تربیت کرد. اگرچه آنان فرزندان &laquo;باب علم نبی&raquo; بودند اما از دانش مادری هم بی بهره نبودند چنانکه حضرت علی(ع) در مورد عباس می فرماید:\r\nاِنّ ولدی العباس زُقّ العلمَ زقّاً.\r\n&laquo;همانا فرزندم عباس در کودکی علم آموخت و به سان نوزاد کبوتر که از مادرش آب و غذا می گیرد از من معارف را فرا گرفت&raquo;.(42)&nbsp;\r\nدر مورد اعتقادات و باورهای دینی عباس در کتب مربوط به زندگانی حضرت، مطالب فراوانی نوشته شده است که جملگی نشانگر روح بلند و دانش و بینش مادر وی می باشد. اخلاص، ادب، شجاعت، معرفت و صفات دیگر ام البنین نمایانگر شخصیت والای او است که ما جهت رعایت اختصار از شرح آنها خودداری می کنیم\r\n\r\n\r\nادب\r\nصفت ادب از مهمترین شاخصه های شرافت انسانی است و دو مصداق دارد:\r\n1. ادب در برابر خدا\r\n\r\n2-&nbsp; ادب در برابر مردم.&nbsp;\r\nام البنین(س) که از دامان خاندانی ادب پرور برخاسته بود، در محضر اسوه ادب ـ علی(ع) ـ آن را بارور ساخت و الهی گردانید. او در پیشگاه خدا ادب بندگی را نگاه می داشت و نسبت به مردم فروتن بود؛ ولی بزرگترین نمود ادب او، در برابر علی(ع) و فاطمه(س) و فرزندان معصوم(ع) آنان است. هنگامی که به خانه علی(ع) قدم نهاد، خود را نه به عنوان جانشین فاطمه(س)، بلکه به عنوان خادم فرزندان فاطمه(س) می دانست. با آنان به ادب رفتار می کرد و آنها را گرامی می داشت. عباس(ع) از این سرچشمه ادب، تربیت آموخت که برادرش حسین(ع) را همیشه یاسیدی یااباعبدالله خطاب می کرد و همواره ادب را در گفتار و رفتار خود نسبت به فرزندان زهرا(س) نگاه می داشت.\r\n\r\nبر کرانه تعلیم و تربیت:\r\nبا توجه به معارف و مبانی اسلامی درمی یابیم که امر مقدس تربیت برای زنان به عنوان یک امتیاز مهم مطرح شده است. خداوند اولین مربی بشر است که &laquo;رب العالمین&raquo; از نامهای او است و این لباس فاخر تنها بر قامت زنان پاک و مهربان شایسته است.\r\nوظیفه حقیقی و واقعی زن، تربیت زنان و مردانی است که سازنده جوامع بشری هستند. در این راستا &laquo;ام البنین&raquo; یکی از مربیان تاریخ قلمداد می شود که تا هستی بر جاست و تا صفات عباس بر زبانهاست سخن از ام البنین نیز هست.\r\nآنگاه که کتاب زندگانی عباس بن علی(ع) را ورق می زنیم و ویژگیهای والا و فضیلتهای بالای وی را می بینیم و صفاتی چون ادب، شجاعت، آزادگی، وفادری و اخلاص و ایمان و بصیرت که همه و همه به گونه ای در وجود مادر او بوده است و ظهور و بروز این صفات در فرزند متجلی می شود را می یابیم، به عظمت مسأله تربیت و پرورش معنوی و اخلاقی فرزندان پی می بریم.\r\nبه نظر می رسد پاره ای از صفات در وجود ابوالفضل درخشش فراوانی داشته است؛ از جمله ادب او که در مورد پدر بزگوارش، علی بن ابی طالب(ع)، و برادران عزیز و گرامی اش حسن(ع) و حسین(ع) به وضوح دیده می شد.\r\nمورخان می گویند: عباس بن علی هر گاه حسین(ع) را مورد خطاب قرار می داد از واژه &laquo;یا مولای&raquo; و &laquo;یا سیدی&raquo; استفاده می کرد و کمتر اتفاق می افتاد که او را با لفظ برادر صدا کند. اگر چه هر دو از یک پدر بودند اما تواضع و ادب او نسبت به حسنین(ع) به علت نگرش عمیق او به عظمت حضرت زهرا(س) بوده است و این درسی است که از کودکی آنگاه که سر بر دامن معلم اولین خود، ام البنین، می نهاد آموخت.\r\nآری، درس ادب، ولایت، عشق به همنوع و آشنایی با دردهای زمان از جمله درسهایی بود که چهار پسر ام البنین در مکتب مادر آموختند و همواره به آنها پای بند بوده و با آنها جاودانه شدند.\r\nدر کتب تاریخی در شمارش شهدای کربلا نوشته اند:\r\n&laquo;اولاد امیرالمؤمنین(ع) ... و العباس و جعفر و عثمان و عبداللّه (یا عبیداللّه ) الشهداء مع اخیهم الحسین(ع) بِطَفّ کربلا، اُمّهُم ام البنین بنت حرام بن خالد&raquo;.(43)&nbsp;\r\n&laquo;از فرزندان امیرالمؤمنین(ع) (پس از ذکر تعدادی از فرزندان) عباس و جعفر و عثمان و عبداللّه است که با برادرشان حسین(ع) در سرزمین کربلا به شهادت رسیدند. مادر آنها ام البنین دختر حرام بن خالد است.&raquo;\r\nپیش رخسارم اگر خورشید مهتاب من است\r\nمادرم ام البنین است علی باب من است\r\nشاعر حسن فطرس&nbsp;\r\nبراستی پرورش فرزندانی چنین شجاع که در راه شریعت و ولایت از جان گذشته و به تمامی تعلقات و وابستگیهای خاص دوره جوانی و نوجوانی پشت پا زده و در راه دین و رهبر فدا شوند کاری بس عظیم و ستودنی است.\r\nام البنین، مادر چهار شهید در یک جبهه، الگو و اسوه ای است برای مادران شهدای کربلای ایران. اگر نبود صبر و بردباری و بصیرت این زن در تاریخ اسلام، به یقین دفتر صبر و استقامت بی سرمشق می ماند و مادران شهیدان در ایران باافتخار و سربلندی از جوانان به خاک خفته خویش چنین صبورانه سخن نمی گفتند\r\n\r\nعروج عرشی و غروب مادر مهتاب:\r\nچند سالی است که (فاطمیه نه در سوم جمادی الثانی که ده روز دیرتر یعنی در سالروز رحلت فاطمه ای دیگر به اتمام می رسد رازی که در این قرابت زمانی میان سالروز پرواز فاطمه صدیقه و (فاطمه کلابیهوجود دارد بی شک همانا ابراز ارادتی است که ام البنین به زهرا و خانه و خوانواده او داشت چه بسیار که این دومین فاطمه علی خود را کنیز زینبین و پسرانش را غلام حسینین می خواند چه بسیار که که ام البنین تجلی گر ادب شده بود و از عباس در همان حال که کودکی بیش نبود تقاضا کرده بود حسین را نه برادر که مولا خطاب کند.\r\n(( پسرم!تو و حسین پدرانتان یکی است اما من کنیز مادر حسین هستم.))\r\nزندگی سراسر مهر و عاطفه و مبارزه ام البنین رو به پایان بود وآخرین شب زندگی ام البنین بود. فضه&zwnj;&zwnj; خادمه رو به خانم کرد و از این بانو ادب خواست در این آخرین لحظات بالا ترین جمله را به او بیاموزد. ام البنین لب به تبسم گشود و اندکی بعد آرام زمزمه کرد:((السلام علیک یا ابا عبدالله))....\r\nتا فضه یک بار دیگر یاد آنرو بیافتد که اصحاب به ام البنین خبر شهادت پسرانش را می دادند در حالی که او تنها از حسین می پرسید. از حسین می پرسید و می گفت:پسرانم فدای او از حسین بگویید....\r\nلحظاتی فضه به خود آمد ام البنین را در حال احتضار دید دوید و فرزندان علی(ع) راو فرزندان حسین بن علی را صدا زد.اندکی بعد ندای مادر مادر مدینه را پر کرد. این اولین بار بود که فرزندان و نوادگان فاطمه ام البنین را مادر صدا می کردند و خانم ممانعتی نمی کرد. شاید او را دیگر رمقی نمانده بود تا بگوید:من کنیز فاطمه هستم مرا مادر نخوانید!\r\nحضرت زین العابدین(ع) بی اختیار یاد آن غروبی افتاد که عمویش عباس آغشته به خون خویش برای اولین بار فریاد بر آورد: ((یا اخی ادرک اخی!))... قطرات اشک بر گونه هایش نشست ام البنین دیگری ندای مادر مادر فرزندانش را نمی شنید...\r\nاو به عنوان همسر شهید، رسالت خویش را به خوبی به پایان رسانید و فرزندانی تربیت کرد که فدایی ولایت و امامت بودند و هر 4 تن در در کربلا قربانی آرمانهای &laquo;ولی &raquo; و &laquo;امام &raquo; خویش شدند و بدین وسیله بر صحیفه تربیت ام البنین امضای سبز مولای متقیان علی(ع) قرار گرفت. پس از کربلا بار رسالت سیاسی و اجتماعی خویش را به دوش گرفت و پیامهای مهم کربلا را به فرداها صادر کرد و ارزشهای معنوی این حماسه عرفانی را زنده نگاه داشت.&nbsp;\r\nهمسر شهید، مادر چهار شهید و طلایه دار پیام آوران کربلا پس از زینب(س) که لحظه لحظه عمر خویش را با خدای خود معامله کرد و لحظه ای خطا و انحراف در زندگی وی راه نیافت&nbsp;\r\nاو، بعد از زینب کبری علیهاالسلام دار فانی را وداع گفت، ولی تاریخ&rlm;نگاران سال ارتحال او را متفاوت نگاشته&rlm;اند، به طوری که عده&rlm;ای آن را سال 70 هجری قمری بیان کرده&rlm;اند و عده دیگری تاریخ وفات آن مادر فداکار را، سیزدهم جمادی الثانی سال 64 هجری قمری دانسته&rlm;اند که نظر دوم از شهرت بیشتری برخوردار است (44)&nbsp;\r\nاو در قبرستان بقیع در کنار سبط رسول خدا، امام حسن(ع)، و فاطمه بنت اسد و دیگر چهره های درخشان شریعت محمدی(ص) به خاک سپرده شد(45) اگر چه جسم او در خاک است اما روح بلند او و صفات کریمه و عظیمه وی نام او را به بلندای آفتاب زنده نگاه داشته است و در پرتو صفات این بانوی فاضله انسانهایی تربیت شده اند که در تاریخ ماندگار خواهد بود\r\nقبر او بُقعه ای از آسمان است و مردان و زنان دین باور به زیارت او می روند تا جرعه ای از دریای بیکران مجد و عظمت او را جویا شوند و کویر تفتیده خویش را حیات بخشند\r\nچه زیباست القاب او در میان مسلمانان ام العشق، ام المهتاب ، ام الوفاء وغیره...\r\n\r\nام البنین الگویی تمام عیاربرای ما:\r\nاگر بخواهیم چشم اندازی از زندگانی سراسر ایثار و از خودگذشتگی ام البنین، مادرِ شجاعت، را در برابر آیندگان بگشاییم باید بگوییم که:\r\nام البنین آسمانی زندگی کرد و در دامان حقیقتها پرورش یافت و در بوستان زندگی خویش گلهایی را پرورش داد و سپس با دست خویش و از اعماق قلب مطهرش به امام زمان خود، حسین(ع) فرزندِ پاک بانوی آفرینش، تقدیم کرد.\r\n\r\nزندگانی این بانوی حرم علی بن ابی طالب(ع) آینه ای است برای هدایت بشر امروز و به ویژه درسی برای زنان برجسته است و می توان دوره های زیر را در زندگی سراسر عشق و مبارزه او مشاهده کرد:\r\n1) دوران قبل از ازدواج با روحیات پاک و صادقانه که رؤیای صادقه او نتیجه این طهارت بود.\r\n2) زندگانی در خانه ولایت و به جای گذاشتن خاطره های خوش در اذهان فرزندان همسر\r\n3) تربیت فرزندانی شجاع و دلاور و شیفته دانایی و تربیت ولایی جوانان خود که 34 سال این دوره به طول انجامید و انجام وظایف مادری به بهترین صورت.\r\n4) ایثار در جایگاه &laquo;همسر شهید&raquo; و صبر و بردباری در فراق همسر باوفای خود که 20 سال به طول انجامید.\r\n5) نگهداری از یتیمان و بازماندگان واقعه کربلا و بیدادگریها و مبارزات سیاسی که این دوره 9 سال به طول انجامید.\r\nآخرِ سخن اینکه این بانوی کریمه و بزرگوار، مادر چهار شهید و همسر شهید، برگ زریّنی از کتاب تاریخ را بر جای گذاشت و جاودانه شد. امید آنکه با پویش راه کمال و الگوگیری از بزرگانی این چنین، نام ما نیز در زمره شیفتگان ولایت ثبت شود\r\n\r\n\r\nام&rlm;البنین علیهاالسلام ، واسطه فیض الهی\r\nام&rlm;البنین، همسر علی علیه&rlm;السلام و مادر سردار کربلا، نزد مسلمانان جایگاهی ویژه دارد، چون نزد خداوند از مقام و منزلتی والا برخودار است، و این مقامْ به واسطه تقدیم خالصانه فرزندان در راه خدا و استواری و عبودیت ایشان است. از این&rlm;رو، مؤمنانِ حاجت&rlm;مند و دردمند او را به درگاه حضرت باری تعالی شفیع و واسطه قرار می&rlm;دهند، و غم واندوهشان را با زیارت مزار آن بانو می&rlm;زدایند\r\nایت الله العظمی حاج سید محمد حسینی شیرازی می&zwnj;فرمود: شخصی در عالم مکاشفه، حضرت ابالفضل العباس را دید و عرض کرد: آقا جان! حاجتی دارم و نمی&zwnj;دانم برای روا شدن آن به چه کسی متوسل شوم؟ قمر بنی&zwnj;هاشم فرموده بود: به مادرم امالبنین... (46)\r\nاز مرحوم آیت الله العظمى آقاى حاج سید محمود حسینى شاهرودى (متوفى 17 شعبان 1394 هجرى قمرى ) نقل است که فرموده بود:\r\nمن در مشکلات ، صد مرتبه صلوات براى مادر حضرت ابوالفضل العباس &zwj; علیه السلام ، ام البنین علیه السلام ، مى فرستم و حاجت مى گیرم(47) به تجربه رسیده است که نذر براى ام البنینعع و اطعام مستمندان به نام حضرت اباالفضل العباس علیه السلام ، براى بر آورده شدن حاجات موثر است . (48) گفته شده که&nbsp;\r\nچهار شب جمعه ، ده مرتبه سوره یس ، بدین طریق خوانده شود انشاء الله کارساز خواهد بود: شب جمعه اول سه مرتبه ، شب جمعه دوم سه مرتبه ، شب جمعه سوم سه مرتبه ، شب جمعه چهارم یک مرتبه ، سوره یس &zwj; به نیابت از حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام و هدیه براى مادرش &zwj; ام البنین علیه السلام بخواند، انشاء الله که حاجات بر آورده به خیر خواهد گردید(49)&nbsp;\r\nهمچنین در میان مردم ، به ویژه کسانى که نسبت به مقام ام البنین علیه السلام شناخت دارند، مشهور است که هرگاه چیزى را گم کنند یا در جستجوى آن باشند، هدیه به روح آن بانوى بزرگوار سوره فاتحه اى مى خوانند و صلواتى مى فرستند. درنتیجه به اذن خدا به شى گمشده و یا حاجتى که دارند، دست مى یابند، و این امر بارها تجربه شده است . (50)&nbsp;\r\n\r\nسخن بزرگان در بیان فضایل ام&rlm;البنین علیهاالسلام\r\nعالم جلیل&rlm;القدر، زین&rlm;الدین عاملی، شهید ثانی درباره حضرت ام&rlm;البنین علیهاالسلام می&rlm;گوید: &laquo;ام&rlm;البنین از بانوان با معرفت و پر فضیلت بود. نسبت به خاندان نبوت، محبت و دلبستگی خالص و شدید داشت و خود را وقف خدمت به آن&rlm;ها کرده بود. خاندان نبوت نیز برای او جایگاه والایی قائل بودند و به او احترام ویژه می&rlm;گذاشتند.&raquo;\r\nهم&rlm;چنین علامه سید محسن امین می&rlm;گوید: &laquo;ام البنین علیهاالسلام ، شاعری خوش&rlm;بیان و از خانواده&rlm;ای اصیل و شجاع بود.&raquo; (51)&nbsp;\r\nعلی محمد علی دُخَیِّل، نویسنده معاصر عرب در وصف این بانوی بزرگوار می&rlm;نویسد: &laquo;عظمت این زن (ام البنین) در آن&rlm;جا آشکار می&rlm;شود که وقتی خبر شهادت فرزندانش را به او می&rlm;دهند، به آن توجه نمی&rlm;کند، بلکه از سلامت حضرت امام حسین علیه&rlm;السلام می&rlm;پرسد؛ گویی امام حسین علیه&rlm;السلام فرزندِ اوست نه آنان&raquo;.(52)&nbsp;\r\nسید باقر شیریف قرشى در کتاب خود العباس رائد الکرامه و الفدا فى الاسلام گفته است : در تاریخ دیده نشده که زنى نسبت به فرزندان هووى خود محبتى مخلصانه و رزد و آنها را بر فرزندان خود مقدم بدارد، جز این بانوى پاک علیه السلام یعنى ام البنین(53)&nbsp;\r\nشیخ جعفر نقدى در کتاب خود (زینب کبرى ) مى گوید: ام البنین علیه السلام از جمله بانوان با فضیلت ، خوش بیان ، و سخنور، پرهیزکار و اهل عبادت و تقوا بود. اهل بیت را به خوبى مى شناخت(54) . مقرم مى گوید ام البنین علیه السلام از بانوان با فضیلت به&nbsp;شمار مى رفت . وى حق اهل بیت را خوب مى شناخت و در محبت و دوستى با آنان خالص بود و متقابلا خود در میان آنان جایگاه بلند و مقام ارجمندى داشت(55)&nbsp;\r\nبرخی افراد مانند سیدمهدی سویج در کتاب ام البنین سیدة نساء العرب در بیان فضل و دانش او، ایشان را با جناب زینب کبری(س) البته در سطح پایین تر مقایسه می کند و او را به صفت عالمه می ستاید. این ویژگی آشکارا درباره هیچ کس جز زینب کبری(س) گفته نشده است.\r\n\r\nبخشی از زیارت نامه ام البنین علیهاالسلام\r\nسلام بر تو ای همسر جانشین رسول اللّه علیه السلام ؛ سلام بر تو که محبوب زهرایی؛ سلام بر تو ای مادر ماه های درخشان؛ خدا و رسولش را گواه می گیرم که تو با اهدای فرزندانت و قربانی کردن آن ها در راه آرمان های حسین علیه السلام جهاد نمودی؛ گواهی می دهم که تو یار و یاور امام علی بن ابی طالب علیه السلام در سختی ها، مشکلات و مصیبت ها بوده ای ؛ گواهی می دهم که به خوبی از عهده سرپرستی و نگه داری فرزندان زهرای اطهر علیهاالسلام و ادای امانت ایشان برآمدی؛تو در نزد خداوند از مقام و منزلت بالایی برخورداری؛ سلام بر تو و بر فرزندان شهیدت!\r\nالسلام علیکِ یا زوجة ولى الله، السلام علیکِ یا زوجة امیر المؤمنین، السلام علیکِ یا ام البنین، السلام علیکِ یا ام العباس ابن امیر المؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام، رضى الله تعالى عنک وجعل منزلکِ وماواکِ الجنه ورحمة الله وبرکاته ...\r\n\r\nکتابشناسی ام البنین (سلام الله علیها):\r\nتمامی کتابهایی که درمورد حضرت ابوالفضل عباس است رامیتوان جز کتابهایی نام برد که زندگینامه ام البنین (س) در آن وارد شده که ما از معرفی آنها خودداری میکنیم واما کتابهای دیگر:\r\n1- اعلام النساء المؤمنات، محمد حسون - ام علی مشکور تهران، انتشارات اسوه،&nbsp;۱۴۱۱ق\r\n2- اعلام النساء فی عالمی العرب و الاسلام، عمر رضا کحاله، دمشق&nbsp;۱۳۷۹&nbsp;ق\r\n3- اعیان الشیعه، سید محسن امین، تحقیق حسن امین، بیروت، دارالتعارف،&nbsp;۱۴۰۳&nbsp;ق ، جلد&nbsp;۶،&nbsp;۷&nbsp;\r\n4- ام البنین، محمد علی سالکی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی&nbsp;۱۳۸۲\r\n5 - شروع مرثیه عاشورا ، ذبیح ا... صاحبکار، نگاه حوزه، ش&nbsp;۷۸ - ۷۷، فروردین&nbsp;۱۳۸۱&nbsp;\r\n6- ادب الطف او شعر الحسین، جواد شبر، بیروت، دارالمرتضی،&nbsp;۱۴۰۹&nbsp;ق\r\n7- مجموعه آثار، ج 17، ص 242 ، نویسنده: شهید مطهری\r\n8- ستاره درخشان مدینه حضرت ام البنین(س)&nbsp;\r\n9- ام البنین (س) زیباترین الگوی نامادری!،یکتایی، محمدرضا،ناشرفارابی\r\n10- ام البنین (س)، مادر مهتاب پدیدآورنده ناحیدطیبی\r\n11- ام البنین نمادى از خودگذشتگى،محمدرضاعبدالامیرانصاری&nbsp;\r\n12- بحار الانوارعلامه مجلسی ج 45\r\n13- ام البنین سیده نساء العرب،سیدمهدی سویج\r\n\r\n14- مادر فرزندان زهرا(س) ،ابوالفضل هادی منش\r\n\r\n15- ام البنین شمع یتیمان علی (ع)،محمد آخوند،انتشارات یاس زهرا\r\n\r\n16- ام البنین (ع) ،سلمان هادی طعمه ،ناشردارالبقیع\r\n\r\n17- ام البنین بانوی ایثار،فرزانه یاورزاده\r\n\r\n18- ام البنین شیرزن ولایت مدار ،علی اکبرخدایی\r\n\r\n19- ام البنین مادری بربلندای معرفت\r\n\r\n20- ام البنین اسوه مادران وهمسران شهید ،فاطمه اسلامی\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمنابع و پی نوشتها:\r\n\r\n\r\n1- اصول کافی کلینی وسردار کربلا ص 33\r\n2- وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 14، ص 29. با اندکی تغییر در کتاب مقنعه شیخ مفید ص 79 ،المجازات النبویه ص 61 وسردار کربلا ص 33\r\n3- نکت الهمیال ص 200 وکتاب سردار کربلا یا ترجمه العباس از سید عبدالرزاق موسوی المقرم ص 34&nbsp;\r\n4- قمر بنی هاشم، مقرم، ص 15.\r\n5- عمدة الطالب وسرالسلسلة وسردارکربلا ص 34\r\n6- تنقیح المقال، علامه مامقانی، ج 3، ص 70 با ترجمه.\r\n7- مدینة المعاجز ص 115 وسردار کربلا ص 34&nbsp;\r\n8- اختصاص شیخ مفید وکتاب بصائرالدرجات وسردار کربلا ص 35\r\n9- مستظرف ج 1 ص 61 -70 وکتاب یردارکربلا ص 35\r\n10- قمر بنی هاشم، عبدالرزاق المقرم، ص 9.(قابل توجه که دربعضی از کتب نام او حرام ذکر شده )\r\n11- همان، ص 10. مقاتل الطالبین ص 22 وبطل العلقمی 1\/92\r\n12- قرآن کریم، سوره ابراهیم \/ 24.\r\n13- عبدالرزاق المقرم، قمر بنی هاشم، ص10\r\n14- مامقانی، تنقیح المقال، ج3، ص70 با ترجمه\r\n15- قمر بنى هاشم ، ص 1113. محقق بزرگ شیخ عبدالواحد مظفر در کتاب خود ((بطل العلقمی )) به تفصیل درباره این خاندان گرامى و باقیات صالحات آنان سخن رانده است .\r\n16- دکتر احمد بهشتی، قهرمان علقمه، ص32 و بَطَلَ العلقمی، عبدالواحد مظفر، ج1، ص167\r\n17- شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج14، ص31\r\n18- شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج14، ص51\r\n19- علی اکبر مظاهری، جوانان و انتخاب همسر، ص116\r\n20- علی اکبر مظاهری، جوانان و انتخاب همسر، ص116\r\n21- مقرّم، قمر بنی هاشم، ص26 با ترجمه\r\n22- محمدعلی الناصری، مَولِد العباس بن علی(ع)، ص26 با ترجمه\r\n23- محمدعلی الناصری، مَولِد العباس بن علی(ع)، ص28 با ترجمه\r\n24- محمدعلی الناصری، مولد عباس بن علی(ع)، ص36\r\n25- مولد عباس بن علی(ع)، محمد علی الناصری، صص 38 -36. وکتاب مادر مهتاب&nbsp;\r\n26- همان، ص39\r\n27- مقرّم، قمر بنی هاشم، ص51\r\n28- الکبریت الاحمر، ج3، ص144\r\n29- وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 14، ص 29.\r\n30- زندگانی حضرت ابوالفضل العباس (ع) ص 21 وکتاب چهره درخشان قمربنی هاشم ص 59&nbsp;\r\n31- باقر شریف&zwnj;قرشى، زندگانی حضرت ابوالفضل&zwnj;العباس، ص\r\n32- ذبیح اللّه محلاتی، ریاحین الشریعه، ج3، ص294 ،تنقیح المقال، ج 3، ص 70 و منتهی الامال، حاج شیخ عباس قمی، ص 226.\r\n33- مقاتل الطالبین ص56 و بحارالانوار ج 45 ص 40) ریاحین الشریعه، ذبیح الله محلاتی، ج 3، ص 294 و تنقیح المقال، ج 3، ص 70.\r\n34- قمر بنی هاشم، مقرم، ص 16.&nbsp;\r\n35- مامقانی، تنقیح المقال، ج3، ص70 با ترجمه\r\n36- مامقانی، تنقیح المقال، ج3، ص70 با ترجمه\r\n37- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج42، ص93\r\n38- احمد بهشتی، قهرمان علقمه، ص40، به نقل از انیس الشیعه\r\n39- ریاحین الشریعه، ذبیح الله محلاتی، ج 3، ص 294 و تنقیح المقال، ج 3، ص 70.\r\n40- ذبیح اللّه محلاتی، ریاحین الشریعه، ج3، ص294\r\n41- همان، ص 16.&nbsp;\r\n42- احمد لقمانی، سپهسالار عشق، ص23\r\n43- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج42، ص89\r\n44- محدثات شیعه، دکتر شهلا غروی نایینی، ص 53.&nbsp;\r\n45- عبدالحسین مؤمنی، زندگانی قمر بنی هاشم باب الحوائج، ص137.\r\n46- ستاره درخشان مدینه حضرت امالبنین(س) ، ص ۱۴۲\r\n47- چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام ، ج 1 ص 464\r\n48- چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام ، ج 1، ص 464\r\n49- حیاه العباس ، شیخ جعفر، ص 46\r\n50- ام البنین نماد از خود گذشتگى&nbsp;\r\n51- اعیان الشیعه ، ج 2 ص 289\r\n52- العباس علیه السلام ، ص 18\r\n53- عباس بن على رائد الکرامه ، ص 23\r\n54- زینب الکبرى علیه السلام ، ص 25\r\n55- العباس علیه السلام ، ص 72&nbsp;&nbsp;","content_html":"<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:medium;\">السلام ای گوهر دریای عشق<\/span><br \/><span style=\"font-size:medium;\">السلام ای لاله صحرای عشق<\/span><br \/><span style=\"font-size:medium;\">السلام ای مظهر صبر و وفا<\/span><br \/><span style=\"font-size:medium;\">السلام ای زوجه شیر خدا<\/span><br \/><span style=\"font-size:medium;\">السلام ای باغبان لاله ‏ها <\/span><br \/><span style=\"font-size:medium;\">ای به حیرانت همه آلاله‏ها<\/span><br \/><span style=\"font-size:medium;\">خوانده‏ای خود را کنیز فاطمه <\/span><br \/><span style=\"font-size:medium;\">داده‏ای درس محبت بر همه<\/span><br \/>\nشاعر جعفرزاده<\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:medium;\">مقدمه:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">خورشید همواره در چشمان مادرانی طلوع می کند که به دور دستها خیره شده اند و برای فرداها مردان و زنانی می پرورانند تا در زمین، این امانت الهی، جانشینی آسمانی باشند. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">دامان تربیت مادران مهد پرورش انسانهای پاک و خدایی است و ما با نگاهی درس آموز از زندگانی این مادران توشه معرفت برمی چینیم.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">یکی از مادران برجسته تاریخ «ام البنین، فاطمه کلابیه » است که زندگی او مالامال از عشق به ولایت و امامت بوده و در تربیت فرزندان دلیر و شجاع و با ادب چون عباس بن علی(علیه السلام) بسیار موفق بوده است. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">تولد و رشد او در خاندان با اصالت و شجاع، صفات و ویژگیهای فردی این بانو و صبر و بردباری در خانه امامت و تربیت فرزندانی که همگی پیرو امام خویش بوده و تا آخرین لحظات زندگی خویش دست از ولایت نکشیده اند و پیام رسانی و مبارزه سیاسی این بانوی کریمه همه و همه نشان از مجد و عظمت وی دارد. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">بانوی قطره های علقمه ، خاتون سوگ نشین علقمه ... و مادر؛ مادری که اگر چه در کربلا نبود، ولی دلش تا ابد در کربلا ماند و نگاهش بر افق، که آیا «کاروان عشق» را بازگشتی خواهد بود؟ مادری که ام البنین بود، ولی آیینه نگاهش از آسمان کربلا، تنها اشکِ خونین ستارگان را چید؛ آن گاه که راوی، از عبور نیزه‏ها روایت می‏کرد!مادری که برای همیشه، با ناله‏های نینوایی، به یاد پسرانش، لالایی سرود و سروده‏هایش را فرات، هر روز، هنگام غروب نجوا می‏کند!<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">اینک پژوهشی کوتاه در زندگی این پاک بانوی عرب داریم تا از زلال صفات او قطره ای معرفت یابیم و خویش را در مسیر کمال قرار دهیم<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:medium;\">تصمیم گیری حضرت علی <span style=\"font-size:small;\">(علیه السلام)<\/span> به ازدواج مجدد:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ده سال پس از رحلت حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، بنابر وصیت خود حضرت فاطمه (سلام الله علیها) وقتی علی<span style=\"font-size:small;\">(علیه السلام)<\/span> به فکر گرفتن همسر دیگری بود، عاشورا در برابر دیدگانش بود. برادرش «عقیل » را که در علم نسب‏ شناسی وارد بود و قبایل و تیره‏ های گوناگون و خصلتها و خصوصیّتهای اخلاقی و روحی آنان را خوب می‏شناخت طلبید. از عقیل خواست که: « برایم همسری پیدا کن شایسته و از قبیله ‏ای که اجدادش از شجاعان و دلیر مردان باشند تا بانویی این چنین، برایم فرزندی آورد شجاع و تکسوار و رشید.»<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">قبل از هر چیز ذکر این نکات مناسب است که :<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">آگاهان به انساب در گذشته از نظر دینی واجتماعی واخلاقی موقعیت ممتازی داشتند وهمانند سایر دانشمندان مورد مراجعه افراد بوده اند از جمله عقیل فرزندابوطالب بود وی علاوه بر شرافت خانوادگی ومجد وعظمتی که به جهت هاشمی بودن داشت ،به انساب وقبایل عرب آگاه بود وخانواده های شریف وخوشنام را از قبایل وخانواده هایی که اخلاق رذیله وصفات نکوهیده داشتند ،باز میشناخت وبدین جهت نیز افراد برای انتخاب بهتر درمورد همسر ودایه که طبعا باید از میان خانواده های اصیل انتخاب شود به وی رجوع میکردند چه آنکه در شرع مقدس نیز تاکید شده است :<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">برای انعقاد نطفه فرزند آینده تان محل مناسبی (رحم ) انتخاب کنید چه آنکه دایی فرزندتان در انتقال صفات همانند همسر شما که مادر فرزندتان است ،موثر است(1) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) فرموده است : ای مردم! برحذر باشید از سبزه زاری که بر روی مزبله (منجلاب) می روید. سؤال شد از حضرت: سبزه زاری که بر مزبله بروید چیست؟ <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">حضرت فرمود: زن زیبارویی که در خانواده پلید و نادرست رشد کرده باشد. (2) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">صفدی نقل میکند عقیل یکی از کسانی بود که نظر وگفته اش در علم انساب حجت بود ودر مسجد حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) برای وی حصیری میگذاردند که برآن نماز میکرد وقبائل عرب برای شناخت وآگاهی از علم انساب به دورش جمع میشدند واودرپاسخ مراجعات ،بسیار سریع الانتقال بود(3) از این روست که علی بن ابیطالب (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) آنگاه که قصد ازدواج دارد به برادر خویش، عقیل بن ابی طالب که در علم «انساب » معروف بود و ذهن و سینه اش گنجینه ای از اسرار خاندان گوناگون عرب بوده می فرماید: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«زنی را برای من اختیار کن که از نسل دلیرمردان عرب باشد تا با او ازدواج کنم و او برایم پسری شجاع و سوارکار به دنیا آورد.» (4) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">عقیل، بانو ام البنین از خاندان بنى کلاب را که در شجاعت بى‏مانند بود، براى حضرت انتخاب کرد. ودر در پاسخ برادر گفت: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«با ام البنین کلابیه ازدواج کن زیرا در عرب شجاعتر از پدران و خاندان وی نیست.» (5) و سپس در مورد جد مادری ام البنین، ابوبراء عامر بن مالک، که در آن روز از جهت دلاوری و شجاعت کم نظیر بود می گوید: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«ابوبراء عامر بن مالک جد دوم فاطمه کلابیه از شجاعت در میان قبایل عرب بی نظیر است و کسی را شجاع تر از او جز حضرتت نمی شناسم از این رو او را بازی کننده با شمشیرها (ملاعب الاسنة) می نامند.» (6) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">عقیل همچنین از دیگر خصوصیات بارز خاندان بنی کلاب میگوید و امام این انتخاب را پسندید و عقیل را به خواستگارى نزد پدر ام البنین فرستاد<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">گویی نگاه نافذ علی از مرز زمانها عبور کرده و کربلا را با همه سختیهایش می بیند و برای یاری حسین(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) از امروز در پی مادری شجاع از خاندان شجاع و دلیر است تا فرزندی چونان عباس، پدر فضیلتها، به دنیا آورد و او یاری گر حسین در کربلاباشد. <\/span><br \/><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">یک شبهه :<br \/>\nچراحضرت علی (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) که خود امام مسلمین وحجت خداوند درزمین ودریای علوم وغیره... بود خود همسرش را انتخاب نکرد واین کار را به برادرش عقیل سپرد او که خود به همه چیز آگاهی داشت ؟<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">گفتن این نکته ضروری است که علم وآگاهی عقیل ودیگران با شناخت وعلم حضرت امیرالمومنین (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) به احوال قبائل وشجاعان ودلاوران عرب ،قابل مقایسه نیست تا مقام مقدس ولایت نیازمند نظر عقیل باشدآیا کسی که نر وماده مورچگان را میشناسد به قبایل عرب آگاهی ندارد ؟ ابوذر غفاری نقل میکند :<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">من وامیرالمومنین (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) به بیابانی وارد شدیم که مورچه بسیاری داشت من گفتم منزه است خدایی که تعداد این مورچگان را میداند <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">حضرت امیرالمومنین (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) فرمودند اینچنین نگو بلکه بگو :<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">منزه است خدایی که خالق این مورچگان می باشدچه آنکه به خدا قسم من تعداد اینها را میدانم ونروماده آنان را میشناسم (7) همچنین حضرت امیرالمومنین (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) فرمودند : شیعیان ما از طینت وسرشت ویژه ای قبل از خلقت آدم خلق شده اند واز جمع آنها نه چیزی کم ونه چیزی اضافه میشود ومن آنگاه که به آنان نظر می افکنم همه را میشناسم ونیز دوست ودشمنم را می شناسم واسامی آنان وپدران وعشایر ونژادشان در نزد ما نوشته وموجود است (8)<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">بنابراین کسی که چنین علمی دارد نیازی به اینکه عقیل قبیله های عرب را به وی بشناساند ندارد نهایت اینکه فرمایش حضرت علی (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) به عقیل به این جهت است که امور جریان عادی خود را طی کند ،وچه بسا در افعال واعمال ذوات مقدسه ائمه هدی (علیهم السلام) مصالح وحکمت هایی وجود دارد که ما پاره ای از آنها را درک میکنیم وپاره ای دیگر برما پوشیده ونزد خود آنان می باشد <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) نیز که به فیض اقدس واراده الهیه موید بوده واز هرگونه اظهار نظر دیگران بی نیاز بودند با اصحاب مشورت میفرمودند شاید نکته دیگری نیز اضافه برآنچه ذکر شد در این کار باشد وآن اینکه :<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">استبداد وخود رایی اگرچه انسان به بالاترین مراتب عقلی هم رسیده باشد اشتباه است ،وبدین ترتیب اصحاب نیز از فوائد مشورت با دیگران همانند منافع استخاره آگاه میشدند از فرموده های حضرت رسول است که :<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">هرکه به نظر ورای خود خوشبین باشد گمراه میشود ،وهرکه با تکیه به عقل خود ،خویشتن را بی نیاز داند لغزش یابد کسی که درکارها مشورت کند پشیمان نگردد ،وآن که استخاره کند زیان نبیند(9) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ما درتاریخ موارد بسیاری را میخوانیم که ائمه چگونه با دیگران در کارها مشورت میکردند واز نظرات آنها استفاده میکردند تمام آن موارد برای آگاه کردن افراد به این نکته بود که در کارها چگونه باید با آرامش وبدون شتابزدگی عمل کرد <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">امام رضا(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) میفرمایند :پدر مقدس وگرمیشان حضرت امام موسی بن جعفر (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) با اینکه در عقل وخرد با هیچکس قابل مقایسه نبود ولی گاهی با با بردگان وغلامان مشورت مینمودند وبه نظر آنان در مورد باغات واملاک عمل میفرمودند وهنگامی که برخی سئوال مینمودند که چرا با بردگان مشورت میکنید ؟میگفتند : چه بسا مطالب صحیح که از زبان آنان جاری میشود .<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ائمه (علیهم السلام) با اینکه به تمام گذشته وآینده آگاهی واطلاع داشتند در زندگی در مواردی که میدانستند قضای حتمی پروردگار در پیش نیست از وسائل عادی مانند مراجعه به پزشک در هنگام بیماری وغیره استفاده میکردند .<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">حضرت علی (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) نیز در انتخاب همسر همینگونه عمل کردند البته از فرمایش ایشان به عقیل معلوم میشود که با وی مشورت نکردند بلکه از او خواستند تا با توجه به آشنایی او به انساب وآگاهی وی به خانواده های محترم ،بانویی شایسته از شجاع زادگان را برایشان خواستگاری کند. [بحث در مورد اینکه چرا علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) که خود «باب علم النبی» بود از عقیل یاری می خواست از حوصله مقاله ما خارج است و با رجوع به کتابهایی چون قهرمان علقمه و العباس و ... می توان دلیل آن را یافت.]<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">مشخصات عروس انتخاب شده چه بود ؟<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">دیدیم که عقیل به برادرش امام علی (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) فاطمه کلابیه را معرفی کرد وامام علی (ع<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>هم آن راپذیرفت حال باید ببینیم این عروس خوشبخت چه ویژگیهایی داشت که لیاقت پیداکرد عروس حضرت علی (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) شود<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">1- نام ونسب فاطمه کلابیه (از تبار خورشید) :<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">نام او فاطمه بود که بعدها پس از ازدواج با حضرت علی (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) با کنیه‏ \"امُّ البنین\" (مادر پسران) مشهورشد. پدر و مادرش از خاندان بنی کلاب از اجداد بزرگ حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) بودند و دارای خوبیها و صفات خانوادگی مشترک بودند<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">به گفته تاریخ فاطمه دختری پاکدل وباتقوا بود . وی شرافت خانوادگی و اصالت ذاتی و پاکی فطری را با نیروی جسمانی و زیبایی ظاهری یکجا به همراه داشت. روان پاک و روح تابناک این بانوی پاکدامن که بعدها به ام البنین شهرت یافت چنان در آسمان ایمان می درخشید که پس از فاطمه (سلام الله علیها) دختر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بلندترین مقام را در میان زنان مسلمان احراز کرد.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">فضایل اخلاقی، کمالات انسانی، نیروی ایمانی، ثبات و پایداری، شکیبایی و بردباری، بصیرت و دانایی، نطق و سخندانی او را به شایستگی ، بانوی بانوان کرده بود.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">حزام بن خالد بن ربیعة بن وحید بن کعب بن عامر بن کلاب » (10) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">پدر ام البنین است مردی شجاع و دلیر و راستگو که از صفات ویژه او اوست. وی از استوانه‏هاى شرافت در میان عرب به شمار مى‏رفت و در بخشش، مهمان نوازى، دلاورى و رادمردى و منطق قوی مشهور بود.تاریخ ویژگیهای این مرد بزرگ را به مناسبتهای گوناگون چون جریان خواستگاری ام البنین و ازدواج حضرت علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) ذکر می کند<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">مادر بزرگوار ام البنین، «ثمامه (یا لیلی) دختر سهیل بن عامر بن جعفر بن کلاب (از اجدادرسول خدا وامیرالمومنین )» (11)<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">است که در تربیت فرزندان کوشا بوده و تاریخ از وی چهره درخشانی را به تصویر کشیده است. بینش عمیق، دوستی با اهل بیت و دوستی با فرزندان در کنار وظیفه مهم مادری و چونان معلمی دلسوز آموختن باورهای اعتقادی و مسایل مربوط به همسرداری و آداب معاشرت با دیگران از جمله ویژگیهای خاص این بانو است. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">در بسیاری از کتب تاریخی نام یازده تن از مادران وی ذکر شده است که همگی از خانواده های شریف و اصیل عرب بوده اند و به واقع مصداق بارز «شجره طیبه (12) » <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">می باشند شجره ای که اصل آن در زمین است و فرع آن در آسمانها و حاصل و نتیجه این درخت پاک همانا عباس بن علی و عثمان و لبید شاعر و ابوبراء بن عامر و ... بوده اند<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">خاندان این بانو از خاندان هاى ریشه‏دار و جلیل القدر بود که به دلیرى و دستگیرى معروف بودند وهر یک در بزرگی و شرافت به گونه ای مشهور گشته اند و ما جهت اختصار به برخی از ویژگیهای آنان می پردازیم.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">مورخان در مورد شرافت نسب ام البنین می نویسند:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«تاریخ پدران و داییهای ام البنین را به ما می شناساند و ما دانستیم که آنان از سوارکاران شجاع عرب در جاهلیت بوده و شرافت و آقایی (سیادت) آنها به حدی بوده است که حتی پادشاهان نیز به آن اذعان داشته اند.»(13) <\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">عامر بن طفیل : <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">عامر برادر ((عمره ))، مادر مادربزرگ ((ام البنین )) بود که از معروفترین سواران عرب به شمار مى رفت و آوازه دلاورى او در تمام محافل عربى و غیر آن پیچیده بود تا آنجا که اگر هیاتى از عرب نزد قیصر روم رفت در صورتى که با عامر نسبتى داشت ، مورد تجلیل و تقدیر قرار مى گرفت وگرنه توجهى به آن نمى شد.<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">عامر بن مالک:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">جد دوم (مادری) فاطمه، ام البنین، ابوبراء عامر بن مالک است که در عرب معروف است به «ملاعب الاسِنَّةَ» یعنی بازی کننده با نیزه ها، زیرا شجاعت و دلاوری او به حدی بود که جنگ برایش بازی با نیزه ها بود. علاوه بر دلاورى ، از پایبندان به پیمان و یاور محرومان بود و مردانگى او ضعیفان را دستگیر بود که مورخان در این باب نمونه هاى متعددى از او نقل کرده اند.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">عقیل به برادر بزرگوارش علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) می گوید:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«ابوبراء عامر بن مالک جدّ دوم فاطمه در شجاعت در میان قبایل بی نظیر بوده و کسی را شجاعتر از او جز حضرتت نمی شناسم و از این رو او را «ملاعب الاسنّة» می خوانند.»(14) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">مورخان او را جنگاوری توانا و اسب سواری بی نظیر و در حفظ عهد و پیمان کوشا می دانند. «عامر» برادری به نام «طفیل» داشت که از جمله شجاعان عصر خود بود و تمام جنگجویان به قدرت بازو و مهارت وی در شمشیر زدن اعتراف می کردند. او عموی مادر ام البنین بود.<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">عروة بن عتبه :<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">عروه پدر ((کبشه )) نیاى مادرى ام البنین و از شخصیتهاى برجسته در عالم عربى بود. به دیدار پادشاهان معاصر خود مى رفت و از طرف آنان مورد تجلیل و قدردانى قرار مى گرفت و پذیرایى شایانى از او به عمل مى آمد(15) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">اینان برخى از اجداد مادرى حضرت ابوالفضل ( علیه السّلام ) هستند که متصف به صفات والا و گرایشهاى عمیق انسانى بوده اند و به حکم قانون وراثت ، ویژگیهاى والاى خود را از طریق ام البنین به فرزندان بزرگوارش منتقل کرده اند.<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">یکی دیگر از چهره های برجسته خاندان خجسته تاریخ، «لبید» پسر سهیل بن عامر است که از شاعران برجسته عرب بوده و در عرصه شعر و ادب کم نظیر می باشد؛ او دایی ام البنین است. «لبید» برای نعمان بن منذر، پادشاه حیره، شعر زیبایی را در شأن شجاعت قبیله بنی کلاب و خاندان خود، بنی عامر، می سراید که در عرب هیچ کس وی را انکار نکرد و این نمایانگر شناخت مردم نسبت به ویژگیهای والای این خاندان است. او چنین می خواند:<\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:small;\">یا واهبَ الخیر الجزیل من سعة<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">نحن بنو ام البنین الاربعة<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">و نحن خیر عامر بن صعصعة<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">المطعمون الجفنة المدعدعة(16) <\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:small;\">«ای بخشنده خیر فراوان! ما فرزندان مادر چهار پسریم و از نسل خوب صعصعه هستیم که در جنگ، با ضربات شکننده، جمجمه دشمن را در هم می شکنیم.»<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">در مورد نَسب مادری ابوالفضل العباس(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) در کتب تاریخی مطالب زیادی هست که صاحب کتاب بطل العلقمی در حدود 95 صفحه از این خاندان سخن می گوید و از خصلتهای پسندیده آنان با دقت و ظرافت تمام می نویسد. شاید بتوان با یک جمله تصویری از خاندان «ام البنین» ترسیم کرد و آن اینکه پدران و مادران و خاندان ام البنین در شجاعت، کرم، اخلاق، هنر و وجاهت اجتماعی و بزرگواری پس از قریش، سرآمد قبایل گوناگون عرب بوده اند.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">شجاعت، ادب، ایثار و هزاران صفت نیک که در رگهای کودکان جاری است سرچشمه در وجود نیکو مادرانی دارد که خوبیهای هستی قسمتی از ارث آنان است. و همیشه تاریخ، مادران برجسته، این بهشتیان زمینی، مادر خوبیها و جوانمردیها و رشادتها بوده اند.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">گفتنی است که آشنایی با اخلاق و خصلتهای یک خانواده و حتی خاندان، ما را در شناخت ویژگیهای فردی افراد و خویها و خصلتهای آنان یاری می کند زیرا قانون وراثت از جمله قوانین علمی است که با گذشت زمان بیش از پیش اثبات شده و می شود و آثار آن برای غیر عالمان نیز مشهود و هویداست.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">اسلام بیش از هر آیین دیگری به قانون وراثت و ژنتیک احترام گذاشته و ما به وضوح در معارف و مبانی اسلامی اهمیت آن را می بینیم.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">به عنوان نمونه، پیامبر بزرگ اسلام، این سفیر سعادت، در مورد انتخاب همسر می فرماید:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«علیکم بذات الدّین»(17) بر شما باد که همسر دیندار انتخاب کنید.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">و نیز می فرماید: «اذا جاءکم من ترضون خُلقَه و دینَهُ فزوّجوه و ...»(18) با کسانی ازدواج کنید که اخلاق و دین آنان پسندیده باشد و ...»<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">این دو نکته مورد نظر پیامبر گرامی اسلام(ص) در مورد شخص و شخصیت همسر است که متدین و خوش اخلاق باشد. آنگاه که رسول خدا(ص) به افقی دورتر می نگرد به امت خود چنین می فرماید:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«تزوّجوا فی الحجر الصالح فانّ العِرْقَ دسّاس».(19) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">در دامان (خانواده) صالح و شایسته ازدواج کنید زیرا عِرْق (ژنها) تأثیرگذار هستند.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">اثرگذاری ژنها در فرزندان چنان زیاد است که رسول خوبیها، حضرت محمد صلی اللّه علیه و آله، به جوانان امر می کند که برای ایجاد نسل خوب، به خانواده همسر آینده توجه داشته باشند. و با عبارت اندیشمندانه خود در زمانی که هیچ گونه آزمایشگاه «ژنتیک» وجود نداشت می فرماید: «فانّ الابناء تشبَهُ الاخوال»(20) همانا فرزندان از داییها شکل می گیرند <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">و همواره مردم را نهی می کرد از ازدواج با دختران خوب و زیبایی که در دامان خانواده های پلید و ناصالح رشد کرده اند. (خضراءالدمن)<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">از میان جوانمردان جاودانه تاریخ، عباس بن علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>)، تندیس ادب و شجاعت، درخششی دارد به وسعت تمامی هستی و این درخشندگی نخواهد بود مگر از پشت چهره مهربان و برجسته مادری به نام ام البنین.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">اکنون که تا حدی به اهمیت خانواده و خاندان در شکل گیری شخصیتها پی بردیم و دانستیم که اصل پاک و ریشه پاک، به یقین میوه ای طاهر خواهد داد ارزش «علمِ انساب» بر ما مشخص می شود و به عظمت جمله عقیل آنجا که به علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) می گوید:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«تزوّج ام البنین الکلابیة فانه لیس فی العرب اشجعُ من آبائها»(21) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«با ام البنین کلابیه ازدواج کن زیرا شجاعتر از پدران و اجداد وی در عرب نیست» واقف می شویم<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">ام البنین(س) و تولدی نورانی:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">در کتب تاریخی نوشته اند:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">حَرام بن خالد به همراه جمعی از «بنی کلاب» به سفر رفته بود. در یکی از شبها به خواب فرو رفته و در عالم رؤیا دید که در زمین سرسبزی نشسته است و مرواریدهای درخشانی از اطراف بر جماعت و بر دستان او می ریزد و او از زیبایی آنها متعجب می شود. سپس مردی را می بیند که به سوی او می آید ـ از طرف بلندی ـ و هنگامی که به او می رسد سلام می کند و حرام او را جواب می دهد. آن مرد به او می گوید:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«این مروارید را به چه قیمت می فروشی؟»<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">حرام نگاه کرد و آن درّ زیبا را در دستان خود دید؛ رو به مرد کرده و گفت:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«من قیمت این درّ را نمی دانم که به شما بگویم، شما آن را به چه قیمت خریداری؟»<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">مرد گفت: من نیز نمی دانم قیمت او را ولی این هدیه ای است که یکی از پادشاهان عطا کرده است. و من ضامن هستم برای تو به چیزی که از درهم و دینار بالاتر است.»<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">حرام گفت: آن چیز چیست؟<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">مرد گفت: تضمین می کنم که او شرافت و سیادت ابدی دارد و بهره و بزرگی از او است. حرام گفت: آیا این را برایم ضمانت می کنی.و مرد پاسخ داد: آری. و حرام در پایان به مرد گفت: و تو اکنون واسطه در این امر می شوی.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">و مرد نیز گفت: و من واسطه می شوم؛ او را به من اعطاء کرده اند و من به تو عطا می کنم.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">وقتی حرام از خواب بیدار شد رؤیای خود را برای بنی کلاب گفت و خواستار تعبیر آن شد. یکی از خاندان وی گفت:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«اگر رؤیای صادقه باشد دختری روزی تو خواهد شد که یکی از بزرگان او را عقد خواهد کرد و به سبب این دختر مجد و شرافت و آقایی نصیب تو خواهد شد.»<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">و هنگامی که او از سفر برگشت، ثمامة بنت سهیل، همسر باوفای او، حامله بود و هنگام بازگشت همسرش از سفر وضع حمل کرده و دختری چونان مروارید درخشان وزیبا به دنیا آورد.حرام پس از آگاه شدن از تولد دخترش به خود گفت:«قد صدّقت الرؤیا» و از این بشارت شاد و مسرور شد.(22) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">نام او را «فاطمه» نهاد، و به رسم عرب کنیه ای برای وی برگزیدند که «ام البنین» بود.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">پدران و مادران و خاندان ام البنین در شجاعت، کرم، اخلاق، هنر و وجاهت اجتماعی و بزرگواری پس از قریش، سرآمد قبایل گوناگون عرب بوده اند.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">گفتنی است اگر چه خواب همواره حجت نیست ولی می تواند راهنما و دلیل خوبی باشد و در تاریخ می بینیم که بسیاری از انبیاء و اولیاء خدا در زندگانی خویش خوابهایی می دیدند که در مسیر زندگی با آنها راهنمایی می شدند. خواب حضرت یوسف(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) در کودکی و خواب عبدالمطلب برای قربانی فرزند خود و خواب پیامبر(ص) در جنگها و نمونه های فراوان دیگری وجود دارد که در قرآن یا کتب روایی یافت می شوند که نباید به آنان با دیده حقارت نگریست.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">به هر حال پس از این رؤیای صادقه فاطمه، مادر فضلیتها، به دنیا آمد و دوران کودکی را چونان دیگر کودکان گذراند و در دامان مادری مهربان و پاک و پدری شجاع که دارای سجایای اخلاقی فراوان بودند رشد کرد.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">مورخان در مورد مادر بزرگوار فاطمه این گونه می نویسند:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">و کانت ثمامة ادیبةٌ کاملةٌ عاقلةٌ فادَّبَتْ ابنتها بِآداب العرب و علَّمتها بما ینبغی ان تعلمها من آداب المنزل و تأدیة الحقوق الزوجیة و غیر ذلک مما تحتاجه فی حیاتها العامة.(23) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«ثمامه، مادر ام البنین، بانویی ادیب و کامل و عاقل بود. آداب عرب را به دخترش آموخت و هر آنچه مورد نیاز یک دختر است در زندگانی از مسایل مربوط به خانه داری و اَدایِ حقوق (دیگران) و همسرداری و غیره را به او یاد داد.»<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">لازم به ذکر است که شایستگی تعلیم و باور حقیقتها در وجود ام البنین بوده است که بذر تعلیم مادر، در سرزمین افکار و اندیشه او شکوفا شده است.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">و این گونه پاک بانوی بنی کلاب به رشد و پویایی جسمی و روانی رسید به گونه ای که در عرب ضرب المثل بود و نه تنها در حُسن و جمال و عفاف که در علم و ادب و اخلاق مورد نظر اهل دقت و بینش بوده است.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">اثرگذاری ژنها در فرزندان چنان زیاد است که رسول خوبیها، حضرت محمد صلی اللّه علیه و آله، به جوانان امر می کند که برای ایجاد نسل خوب، به خانواده همسر آینده توجه داشته باشند<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">تاریخ تولد ام البنین :<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">در مورد تاریخ دقیق ولادت حضرت ام ‏البنین اطلاعی در دست نیست و تاریخ‏نگارانْ سال ولادت او را ثبت نکرده‏اند، ولی یاد آور شده‏اند که تولد پسر بزرگ ایشان، حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ، در سال ۲۶ ق اتفاق افتاده است.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">برخی از تاریخ‏نگارانْ زمان ولادت ایشان را در حدود پنج سال پس از هجرت (در حوالی کوفه) تخمین می‏زنند<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">ویژگی های بارز خاندان ام البنین :<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">در خاندان و تبار پاک ام البنین چند ویژگی مهم وجود دارد که همگی در وجود عباس(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) به ظهور رسید <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">الف: شجاعت و دلاوری که در کربلا زیباترین چهره خویش را نمایاند. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ب: ادب و متانت و عزت نفس که در زندگانی 34 ساله عباس بن علی به وضوح دیده می شود. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ج: هنر و ادبیات که ام البنین از «دایی » خویش لبید شاعر به ارث برده بود و فرزند عزیزش عباس(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) از مادر ادیبه خود. [البته شاعران دیگری در این خاندان می زیسته اند.] <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">د: ایثارگری و احترام به حقوق دیگران که نمود آن در عشق به ولایت و امامت متجلی شد. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ه: وفا و پایبندی به تعهدات. <\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">مراسم خواستگاری از ام البنین :<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">حضرت علی (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) پس از اینکه فاطمه کلابیه را تایید کرد وپسندید عقیل برادرش را برای خواستگاری به نزد پدر فاطمه فرستاد<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">و حرام که بسیار میهمان دوست بود پذیرایی کاملی از او کرده و با احترام فراوان به او خیرمقدم گفته و در مقابل وی قربانی کرد. سنت و رسم عرب این بود که تا سه روز از میهمان پذیرایی می کردند و روز سوم حاجت او را می پرسیدند و از علت آمدنش سؤال می کردند و خانواده ام البنین که خارج از مدینه زندگی می کردند نیز چنین رسمی را به جای آوردند.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">روز چهارم با ادب و احترام از علت ورود وی جویا شدند و عقیل گفت: به خواستگاری دخترت فاطمه آمده ام، برای پیشوای دین و بزرگ اوصیا و امیر مؤمنان علی بن ابیطالب.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">حزام که هرگز پیش بینی چنین پیشنهادی را نمی کرد، حیرت زده ماند. با کمال صداقت و راستگویی گفت : بَه بَه چه نسب شریفی و چه خاندان با مجد و عظمتی! اما ای عقیل «شایسته امیرالمؤمنین یک زن بادیه نشین با فرهنگ ابتدایی بادیه نشینان نیست. او با یک زن که فرهنگ بالاتری دارد باید ازدواج کند و این دو فرهنگ با هم فرق دارند.» <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">عقیل پس از شنیدن سخنان وی گفت: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">امیرالمؤمنین از آنچه تو می گویی خبر دارد و با این اوصاف میل به ازدواج با او دارد. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">پدر ام البنین که نمیدانست چه بگوید از عقیل مهلت خواست تا از مادر دختر، ثمامه بنت سهیل، و خود دختر سؤال کند و به او گفت: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«زنان بیشتر از روحیات و حالات دخترانشان آگاه هستند و مصلحت آنها را بیشتر می دانند.» (24) آنچه در جریان صحبت عقیل و حرام بن خالد مورد نظر است و الگوی خانواده های امروز می تواند باشد، موارد زیر است:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">الف) اکرام و احترام به میهمان حتی اگر ناشناس بوده و هدفش نیز ناشناخته باشد.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ب) احترام متقابل میهمان نسبت به میزبان و حفظ آداب و رسوم آنان چنان که عقیل انجام داد.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ج) صداقت خانواده عروس در بیان حقایق اگر چه به نفع آنان نباشد.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">د) صراحت بیان خانواده داماد و عدم توجه به معیارهای غیر منطقی چون ثروت و مقام و شهری بودن و ...<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ه••• ) توجه پدران به نظر مادرها در امر ازدواج دخترهایشان.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">و) توجه و اهمیت دادن به نظر دختر برای انتخاب همسر آینده اش.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ز) در نظر گرفتن نکات خاص روانشناسی اگر چه سطحی باشد در مسایل خانواده و مراعات ادب.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">سخنان این دو بزرگوار، عقیل و حرام، به پایان رسید و حرام به سوی دختر بافضیلت خود، ام البنین آمد برای شنیدن پاسخ نهایی از وی...<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">وقتی پدر ام البنین به نزد همسر و دخترش برگشت دید همسرش موهای ام البنین را شانه می زند و او از خوابی که شب گذشته دیده بود برای مادر سخن میگوید... <\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">خواب ام البنین یک شب قبل از خواستگاری :<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">در روز خواستگاری ام البنین در حالی که مادرش موهای او را شانه می کرد خوابی را که شب گذشته دیده بود برای مادر تعریف می کرد و خواستار تعبیر آن بود؛ او گفت<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«مادر خواب دیدم که در باغ سرسبز و پردرختی نشسته ام. نهرهای روان و میوه های فراوان در آنجا وجود داشت. ماه و ستارگان می درخشیدند و من به آن ها چشم دوخته بودم و در باره عظمت آفرینش و مخلوقات خدا فکر می کردم. در مورد آسمان که بدون ستون بالا قرار گرفته است و همچنین روشنی ماه و ستارگان ... در این افکار غرق بودم که ماه از آسمان فرود آمد و در دامن من قرار گرفت و نوری از آن ساطع می شد که چشمها را خیره می کرد. در حال تعجب و تحیر بودم که سه ستاره نورانی دیگر هم در دامنم دیدم. نور آنها نیز مرا مبهوت کرده بود. هنوز در حیرت و تعجب بودم که هاتفی ندا داد و مرا با اسم خطاب کرد من صدایش را می شنیدم ولی او را نمی دیدم گفت: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">بشراکِ فاطمةُ بسادة الغُرَر<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ثلاثة انجم و الزاهر القمر<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ابوهم سیّد فی الخلق قاطبة<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">بعد الرسول کذا قد جاء فی الخبر<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«فاطمه مژده باد تو را به سیادت و نورانیت. به ماه نورانی و سه ستاره درخشان پدرشان سید و سرور همه انسانهاست بعد از پیامبر گرامی و اینگونه در خبر آمده است.» <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">پس از خواب بیدار شدم در حالی که می ترسیدم. مادرم! تاویل رؤیای من چیست؟!» مادر به دخترک فهیمه و عاقله خود گفت: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«دخترم رؤیای تو صادقه است ای دخترکم به زودی تو با مرد جلیل القدری که مجد و عظمت فراوانی دارد ازدواج می کنی. مردی که مورد اطاعت امت خود است. از او صاحب 4 فرزند می شوی که اولین آنها مثل ماه چهره اش درخشان است وسه تای دیگر چونان ستارگانند.» <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">پس از صحبتهای دوستانه و صمیمانه مادر و دختر، حزام بن خالد وارد اتاق شد و از آنها در مورد پذیرش علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) سؤال کرد و گفت: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">آیا دخترمان را شایسته همسری امیرالمؤمنین(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) می دانی؟ بدان که خانه او خانه وحی و نبوت و خانه علم و حکمت و آداب است اگر او را (دخترت را) اهل و لایق این خانه می دانی - که خادمه این خانه باشد - قبول کنیم و اگر اهلیت در او نمی بینی پس نه؟ <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">همسر او که قلبی مالامال از عشق به امامت داشت گفت: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ای «حزام » به خدا سوگند من او را خوب تربیت کردم و از خدای متعال و قدیر خواستارم که او واقعا سعادتمند شود و صالح باشد برای خدمت به آقا و مولایم امیرالمؤمنین(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) پس او را به علی بن ابیطالب، مولایم، تزویج کن. (25) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">اگر چه خواب حجت نیست و جهت امور مهمی مثل ازدواج نمی توان تنها به خوابها اکتفا کرد ولی راهنمای خوبی برای رسیدن به مقصود می باشد اگر بیننده خواب مهذب باشد و طهارت ظاهری و باطنی را حفظ کند و اندیشه های شیطانی و خطورات ذهنی پراکنده نداشته باشد خوابهای او دارای تعبیر و تاویل مناسبی خواهد بود. ام البنین از شخصیتهایی بود که این طهارت را داشته و همواره در رفتار و کردار خویش راه صحیح و مناسب را پیش می گرفته است و از این رو رؤیای او به این زیبایی لباس واقعیت و حقیقت می پوشد و چهار پسر برای سید عالمیان علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) می آورد که یکی قمر بنی هاشم می شود و دیگران نیز ستارگان آسمان ولایت و امامت هستند. اکنون با توجه به خواب حرام بن خالد قبل از تولد فرزندش «ام البنین» و نیز با نظر به صداقت اعراب بادیه نشین و بویژه خاندان و خانواده او و همچنین خوابی که قبل از ازدواج توسط خود فاطمه نقل می شود درمی یابیم که ازدواج علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) و فاطمه کلابیه ازدواج آسمانی بوده و خداوند برای پرورش مرواریدی چون عباس(<\/span><span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) صدف پاک و مطهری چون ام البنین را که میزبان شایسته ای بود قرار داده است و از میان زنان عرب او را برگزیده است.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">گفتنی است که شیخ عبدالعظیم ربیعی در دیوان شعر خود در مرثیه عباس بن علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) قصیده ای سروده است که در حاشیه آن اشاره به این رؤیا کرده و در مضمون شعر، این رؤیا را وارد کرده است.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">عقیل با اجازه از ام البنین عقد بین این دو بزرگوار را اجرا کرد با مهریه ای که سنت رسول اللّه (ص) بود و برای دختران و همسران خود معین کرده بود و آن 500 درهم بود در حالی که پدر او می گفت: «او هدیه ای است از سوی ما به پسرعموی رسول خدا و ما طمع به مال و ثروت او ندوخته ایم.»(26) برقرار شد<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">اینگونه ازدواج آسمانی و پیوند خجسته و مبارک بین سید اوصیاء و مادر شجاعتها صورت می گیرد و در طول زندگی مشترک همواره اطاعت و احترام و تکریم و ملاطفت در مورد فرزندان علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) از سوی ام البنین مشهود بوده است. <\/span><br \/><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">تاریخ ازدواج ام البنین با حضرت علی (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>):<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">گروهی از مورخان بر آنند که علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) با ام البنین بعد از شهادت حضرت زهرا(س)ازدواج نمود . دسته ای دیگر می گویند که این امر بعد از ازدواج حضرتش باامامه بوده، اما در هر حا ل ، مسلم است این ازدواج بعد از شهادت صدیقه کبری صورت گرفته است .<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">سالی که ام البنین به همسری امام علی (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) برگزیده شد به طور دقیق معلوم نیست ولی تاریخ نویسان با توجه به اختلاف نظر در سن حضرت عباس (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) که در زمان شهادت 32 تا 39 ساله نوشته اند و میلاد آن حضرت را در سال 24 یا 26 هجری قید کرده اند. معتقدند ازدواج ام البنین به تحقیق قبل از سال 23 هجری واقع شده است.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">و برخی معتقدند از تاریخ ازدواج فاطمه، ام البنین تا زمان تولد حضرت عباس (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) 10 سال فاصله شده و اگر این قول درست باشد، تاریخ این ازدواج فرخنده سال 13 یا 16 هجری بوده است.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">برخی از تاریخ نویسان نوشته اند ابوالفضل العباس (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) در جنگ صفین حضور داشته و در آن زمان 15 تا 17 ساله بوده است.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">اگر این قول درست باشد چون پیکار اصلی صفین در ماه صفر سال 37 هجری اتفاق افتاده، بنابراین تولد آن حضرت در سال ازدواج علی (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) با ام البنین صحیح به نظر نمی رسد و محتمل است سال 12 هجری این وصلت میمون به وقوع پیوسته است.<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">ازدواج ام البنین وعلی (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) الگویی برای جوانان :<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">آنگاه که مولای متقیان، علی بن ابی طالب(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>)، تصمیم به انتخاب همسری شایسته گرفت نزد برادر خود، عقیل، رفته و برای این امر مهم از وی کمک خواست تا با استفاده از دانش خود، همسری شجاع و مهربان و صالح به او معرفی کند. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">سخن حکیمانه علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) به عقیل دارای نکات بسیار مهم تربیتی و اخلاقی است. حضرت چنین می فرماید:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">اُنظر لی اِمرأة ولدتها الفحولة من العرب لاتزوّجها فتلد لی غلاما فارسا.(27)<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«برای من همسری را انتخاب کن که از نسل دلیرمردان عرب باشد تا با او ازدواج کنم و او برایم فرزندی اسب سوار و شجاع به دنیا آورد.»<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>)، این تندیس علم و فقاهت، پیش از آنکه همسری برای خویش بخواهند مادری برگزیده با نسب پاک برای فرزندان خویش می طلبد. افق فکری علی(ع) آنچنان بالاست که برای پایه گذاری نسل پاک فردا، امروز با بصیرت و بینش ژرف به خصلتهای مادر آینده فرزندان می نگرد. براستی اگر مادری، «مادرِ فضیلتها» نباشد که فرزندش «ابوالفضل» نخواهد بود.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">گفتنی است که مورخان می نویسند:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">زُهیر بن قین در روز عاشورا، پرچم بزرگ را به دست عباس داد و گفت:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«ای پسر علی! می خواهم حدیثی را برای تو نقل کنم (و همین حدیث عقیل و انتخاب مادرش را نقل کرد) و به او گفت:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">و قد اِدَّخرک ابوک لِمثلِ هذا الیوم.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«همانا پدرت تو را برای چنین روزی ذخیره کرده بود.»(28) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">پس مهمترین درسی که از ازدواج حضرت علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) و ام البنین، می آموزیم داشتن معیارهای منطقی و صحیح در انتخاب همسر آینده است. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">اگر جوانان ما معیارهای اخلاقی و معنوی را جایگزین معیارهای مادی و ظاهری کنند زندگی مشترک آنها با سعادت و سلامت خانوادگی توام خواهد بود. ملاکهای مادی و صوری ناپایدار بوده و به زندگی رنگ سبز عشق و محبت نمی بخشد و با از دست دادن یک امتیاز مادی پایه های زندگی ای که با آن ها بنا شده است سست شده و فرو ریختن سقف خانواده حتمی خواهدبود.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">چنانچه رسول رحمت(صلی الله علیه وآله) می فرماید: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«کسی که با زنی به خاطر مال او ازدواج کند خداوند او را به حال خود وا می گذارد و کسی که به خاطر زیبایی زنی با او ازدواج کند در او مسایل ناخوشایند می بیند و آنکه به خاطر دین زن با او ازدواج کند خداوند مال و زیبایی را هم برای او قرار می دهد (جمع می کند بین امتیازات.)» (29) <\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">ورود ام البنین به خانه علی (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>):<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">فاطمه کلابیّه سراسر نجابت و پاکی و خلوص بود. هنگامی که میخواست پابه خانه علی (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) بگذارد گفت تا دختر بزرگ فاطمه (سلام الله علیها) اجازه نفرمایند وارد خانه نمیشوم این نهایت ادب او را به خاندان امامت میرساند روز اولی که ام البنین علیهاالسلام پا در خانه علی علیه‏السلام گذاشت، حسن و حسین علیهماالسلام مریض بوده و در بستر افتاده بودند. عروس تازه ابوطالب، به محض آن‏که وارد خانه شد، خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید و هم‏چون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت.وهمواره میگفت من کنیز فرزندان فاطمه هستم (30) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">وقتی غمِ زهرا، شد همدم مولا<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">تو آمدی ای گل، در خانه گل‏ها<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">بر دربِ حریمِ، کاشانه نشستی <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">یعنی که کنیزِ، این خانه تو هستی<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">از فاطمه تا ام‏البنین:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">فاطمه کلابیه، بعد از گذشت مدت کوتاهی از زندگی مشترک با علی علیه‏السلام ، به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که به جای «فاطمه»، که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را ام البنین صدا زند تا فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام از ذکر نام اصلی او توسط پدرشان، به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیفتند و در نتیجه، خاطرات تلخ گذشته، در ذهن آن‏ها تداعی نگردد و رنج بی‏مادری آن‏ها را آزار ندهد.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">حضرت علی (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) در همسرش، خردى نیرومند، ایمانى استوار، آدابى والا و صفاتى نیکو مشاهده کرد و او را گرامى داشت و از صمیم قلب در حفظ او کوشید.<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">ثمره ازدواج ام البنین با حضرت علی (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>):<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">فاطمه کلابیه بنا به نقل تاریخ دومین یا سومین همسر علی بن ابی طالب(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) بوده است. آنچه در زندگی مشترک این دو بزرگوار مطرح است حس وفاداری به یکدیگر و احترام متقابل می باشد. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ثمره ازدواج حضرت علی با او، چهار پسر رشید بود به نامهای: عبّاس، عبدالله، جعفر و عثمان، که به دلیل داشتن همین پسران، او را ام‏البنین، یعنی مادر پسران می‏خواندند. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">فرزندان ام البنین همگی در کربلا به شهادت رسیدند و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه‏ فرزند حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ادامه یافت<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">میلاد فرزند شجاعت: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">نخستین فرزند پاک بانو ام‏البنین، علمدار کربلا ابوالفضل العباس(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) بود که با تولدش، مدینه به گل نشست، دنیا پر فروغ گشت و موج شادى، خاندان علوى را فرا گرفت. قمرى تابناک به این خاندان افزوده شده بود و مى‏رفت که با فضایل و خون خود، نقشى جاودانه بر صفحه گیتى بنگارد<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">بایدآری چون ابوالفضل از علی مرتضی <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">والدی را آنچنان مولودی باید اینچنین <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">زین نور روشن چشم شاه اولیاء <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">جاودان از این کرامت شادمان ام البنین <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">برخى از محققان برآنند که حضرت ابوالفضل العباس(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) در روز چهارم ماه شعبان سال 26 هجرى دیده به جهان گشود.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">هنگامى که مژده ولادت عباس به امیرالمؤمنین(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) داده شد، به خانه شتافت او را در برگرفت، باران بوسه بر او فرو ریخت و مراسم شرعى تولد را درباره او اجرا کرد. در روز هفتم تولّدش طبق رسم و سنّت اسلامی گوسفندی را به عنوانِ عقیقه ذبح کردند و گوشت آن را به فقرا صدقه دادند امیرالمؤمنین(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) از پس پرده‏هاى غیب، جنگاورى و دلیرى فرزند را در عرصه‏هاى پیکار دریافته بود و مى‏دانست که او یکى از قهرمانان اسلام خواهد بود، لذا او را عباس (دژم: شیر بیشه) نامید؛ زیرا در برابر کژی ها و باطل، ترش رو و پر آژنگ بود و در مقابل نیکى، خندان و چهره گشوده. همان گونه که پدر دریافته بود، فرزندش در میادین رزم و جنگ هایى که به وسیله دشمنان اهل بیت(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) به وجود مى‏آمد، چون شیرى خشمگین مى‏غرید، گردان و دلیران سپاه کفر را درهم مى‏کوفت و در میدان کربلا تمامى سپاه دشمن را دچار هراس مرگ آورى کرد.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">روزی ام البنین وارد اتاق شد. علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) را دید که عباس خردسال را روی پاهایش نشانده، آستین های کودک را بالا زده و بازوانش را می بوسد و به شدت می گرید. ام البنین حیران و نگران علت را پرسید. علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) با اندوه پاسخ داد:  به این دو دست نگاه می کردم و آنچه بر سرشان می آید، به یاد می آوردم. تعجب ام البنین به ترس تبدیل شد: مگر چه بر سر دستان پسرم خواهد آمد؟ و پاسخ شنید که از بازو قطع خواهند شد. پرسید:  چرا یاعلى؟ و آنگاه شرح کربلا را شنید و اینکه دستان فرزندش در راه پسر ریحانه رسول، قطع خواهند شد. گریه امانش نمی داد، اما شکر خدا را می گفت که پسرش فدای سبط گرامی رسول(صلی الله علیه وآله) می شود. علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) مادر عباس را به منزلتی که فرزندش نزد خدا داشت، بشارت داد و گفت که خداوند در عوض دو دست، دو بال به او می بخشد تا با ملائکه در بهشت پرواز کند.(31) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">لبخند بر لبان دختر حزام نشست<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">با تولّد عبّاس، خانه علی(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) آمیخته ‏ای از غم و شادی شد: شادی برای این مولود خجسته، و غم و اشک برای آینده‏ ای که برای این فرزند و دستان او در کربلا خواهد بود.<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">سفارش به دفاع از ولایت:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">هنگامی که امام حسین علیه‏السلام آهنگ ترک مدینه و تشرف برای حج و به دنبال آنْ هجرت به سوی عراق کرد، ام البنین علیهاالسلام به همراهان امام حسین علیه‏السلام چنین سفارش می‏کرد: «چشم و دل مولایم امام حسین علیه‏السلام و فرمان‏بردار او باشید<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">فرزندانم به فدای حسین علیه‏السلام<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«بشیر» پس از واقعه کربلا به مدینه باز می گردد و از وقایع جانسوز کربلا و کربلاییها برای اهل مدینه سخن می گوید. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">مورخان می نویسند: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">پس از واقعه کربلا بشیر در مدینه ام البنین را ملاقات می کند تا خبر شهادت فرزندانش را به او بدهد. ام البنین پس از دیدن وی که فرستاده امام سجاد علیه‏السلام بود می گوید: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ای بشیر! از امام حسین علیه‏السلام چه خبر داری؟<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">بشیر گفت: خدا به تو صبر دهد که عباس تو کشته گردید. ام‏البنین فرمود: از حسین علیه‏السلام مرا خبر ده!<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">بشیر خبر شهادت بقیه فرزندان او را هم اعلام کرد، ولی ام‏البنین پیوسته از امام حسین علیه‏السلام خبر می‏گرفت وبا صبر و بصیرتی بی نظیر می گوید: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«یا بشیر اخبرنی عن ابی عبدالله الحسین(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>). اولادی و من تحت الخضراء کلهم فداء لابی عبدالله الحسین(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>).» <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ای بشیر خبر از [امام من]اباعبدالله الحسین بده فرزندان من و همه آنچه زیر این آسمان مینایی است فدای اباعبدالله(<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) باد<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">چون بشیر خبر شهادت امام حسین علیه‏السلام را به آن حضرت داد، صیحه‏ای کشید و گفت: قد قَطّعتَ نیاطَ قلبی: ای بشیر! رگ قلبم را پاره کردی و سپس صدا به ناله و شیون بلند کرد.(32) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">آرى معرفت و امام شناسى آن بانوى بزرگوار در حدى بود که در مورد چهار فرزندش ، چنین نگفت ولى در مورد رهبرش امام حسین (<span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-size:small;\">علیه السلام<\/span><\/span>) چنین فرمود<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">این علاقه او به امام حسین علیه‏السلام دلیل کمال معنویت اوست که آن همه ایثار را در راه مقام ولایت فراموش کرد و تنها از رهبرش سخن به میان آورد.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">به هر حال، فقدان فرزندانش او را متأثر و ناراحت کرده بود، چنانکه وقتی حضرت زینب(سلام الله علیها) سپرخونین حضرت عباس را به عنوان یادگاری به ام البنین نشان داد، وی تا آن رادید چنان دلش سوخت که نتوانست تحمل کند و بی هوش بر زمین افتاد.<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">مادر چهار شهید:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">با شهادت چهار فرزند ام‏البنین علیهاالسلام در کربلا، این بانوی شکیبا، به افتخار مادر شهیدان بودن نائل آمد و درکنار همسر شهید بودن، افتخاری دیگر بر صفحه افتخاراتش افزوده شد.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">وقتی خبر شهادت فرزندانش به او رسید، سرشک اشک از دیده فرو ریخت و با روحیه‏ای قوی در اشعاری گفت: «ای کسی که فرزند رشیدم عباس را دیدی که همانند پدرش بر دشمنان تاخت، فرزندان علی علیه‏السلام همه شیران بیشه شجاعتند. شنیده‏ام بر سر عباس عمود آهنین زدند، در حالی که دست‏هایش را قطع کرده بودند؛ اگر دست در بدن پسرم بود، چه کسی می‏توانست نزد او آید و با او بجنگد؟»<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">براستی پرورش فرزندانی چنین شجاع که در راه شریعت و ولایت از جان گذشته و به تمامی تعلقات و وابستگیهای خاص دوره جوانی و نوجوانی پشت پا زده و در راه دین و رهبر فدا شوند کاری بس عظیم و ستودنی است.<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">ام البنین، مادر چهار شهید در یک جبهه، الگو و اسوه ای است برای مادران شهدای کربلای ایران. اگر نبود صبر و بردباری و بصیرت این زن در تاریخ اسلام، به یقین دفتر صبر و استقامت بی سرمشق می ماند و مادران شهیدان در ایران باافتخار و سربلندی از جوانان به خاک خفته خویش چنین صبورانه سخن نمی گفتند<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">ام البنین، پاسدار خاطره عاشور:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">از ویژگی‏های بسیار مهم ام البنین، توجه به زمان و مسائل مربوط به آن است. وی پس از واقعه عاشورا، از مرثیه‏خوانی و نوحه‏سرایی استفاده کرده تا ندای مظلومیت کربلاییان را به گوش نسل‏های آینده برساند. ایشان هر روز به همراه پسرِ حضرت عباس علیه‏السلام ، عبیداللّه‏ که همراه مادرش در کربلا حضور داشت و سند زنده‏ای برای بیان وقایع عاشورا بود، به بقیع می‏رفت و نوحه می‏خواند.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">و شور و غوغایی بپا می کرد . مردم مدینه اطراف او گرد می آمدند و با او همناله می شدند. ( حتی مروان بن حکم حاکم وقت مدینه نیز در میان ایشان بود و گریه می کرد )<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">او با این اشعار، هم حماسه کربلا را بازگو و هم در قالب عزاداریْ به حکومت وقت نوعی اعتراض می‏کرد و مردم را که اطراف او جمع می‏شدند، از جنایات بنی‏امیه، آگاه می‏نمود.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">امام باقر(سلام الله علیه)میفرماید:آن حضرت به بقیع میرفت و آن قدر جانسوز مرثیه میخواند که مروان با آن قساوت قلب گریه میکرد(33) <\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">صحیفه صفات ام البنین :<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">صفات آسمانی و ویژگیهای والای انسانهای پاک، همواره چونان فانوسی فرا راه پویندگان راه معرفت و کمال است که با این روشنگری، راه هدایت از کوره راههای ضلالت و جهالت باز شناخته می شود. در سایه شناخت این صفات نورانی و الگوگیری از شخصیتهای الهی است که می توان خدایی زیست و جاودانه ماند.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">شاید بتوان گفت مجموعه صفات ام البنین در ضمن یک جمله زیبا و مختصر از زبان شهید ثانی، زین الدین، ذکر شده است آنجا که این عالم فرهیخته و اندیشمند می گوید: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">« و کانت ام البنین من النساء الفاضلات العارفات بحق اهل البیت مخلصة فی ولائهم ممحضة فی مودّتهم و لها عندهم الجاه الوجیه و المحلّ الرفیع.»<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«ام البنین از بانوان با معرفت و پر فضیلت بوده و نسبت به اهل بیت(ع) معرفت و محبت خالص و شدید داشته است و نزد آنان مقام و منزلت بالایی داشت.» (34) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">اینک برخی از صفات آسمانی این پاک بانوی عرب را به گونه ای گذرا و کوتاه بررسی می کنیم<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">ولایت، کیمیایی بی همتا:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ارادت و عشق به اهل بیت(ع) و معرفت به آنان اکسیری است که مسّ وجود آدمیان را طلا می کند و اساس هستی بر ولایت آنان بنیان شده است.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">عالم رجالی، مامقانی در کتاب خود، تنقیح المقال، ولایت فاطمه کلابیه را این چنین به تصویر می کشد:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">فَاِنّ علَقَتها بالحسین(ع) لیس اِلاّ لاِمامته.(35) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«همانا علاقه ام البنین به حسین بن علی(ع) به خاطر امامت حضرت است.» (نه آنکه چون او را در دامان خویش پرورانده است.)<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">زیباترین چهره عشق به ولایت و رهبری در زندگانی فاطمه زهرا(س) وجود داشت؛ دفاع از ولایت و مبارزه برای حمایت از مقام والای امام علی(ع) و گویی فاطمه دوم، ام البنین، استمرار آن چهره درخشان تاریخ بود.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">در جای دیگر «مامقانی» می نویسد:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«اینکه او به شرط سلامت حسین(ع)، مرگ چهار فرزند خویش را بر خود آسان می گرفت نشان درجه عالی ایمان او است. من او را از نیکان به حساب می آورم.»(36) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">به واقع آنگاه که مادری، فرزندان خود را فدایی ولایت و شریعت بداند حق است که جاودانه شود و برای همیشه تاریخ اسوه ای برای اهل ولایت باشد.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">و چه زیباست شکفتن غنچه هایی چون عباس و برادرانش در دامن تربیت مادری این چنین. به گونه ای که مورخان می نویسند: در کربلا زمانی که شمر ـ لعنة اللّه علیه ـ برای عباس و برادرانش امان نامه می آورد عباس می گوید:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«بریده باد دستت ای شمر و خدا لعنت کند تو را! آیا می خواهی ما در امان باشیم و مولا و امام خود را تنها گذاریم.»<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">این کلام ثمره تربیت ولایی ام البنین بود؛ همان که علی(ع) در آینه آینده می دید.<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">محبت مادری: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">مهر و محبت از صفات ویژه مادران است و هماره برای تفسیر واژه عاطفه از خداوندگار محبتها، مادر، استفاده می شود. آنچه در زندگانی ام البنین با نام مهر و عاطفه جلوه می کند تنها مهر مادری نیست که این مهر در سینه هر مادری نسبت به فرزندان و دلبندانش شعله می کشد.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ام البنین در زندگیش همواره بر آن بود تا جاى مادر را در دل نوادگان پیامبر اکرم و ریحانه رسول خدا و آقایان جوانان بهشت، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) پر کند؛ مادرى که در اوج شکوفایى پژمرده شد و آتش به جان فرزندان نوپاى خود زد. فرزندان رسول خدا در وجود این بانوى پارسا، مادر خود را مى‏دیدند و از فقدان مادر، کمتر رنج مى‏بردند ام البنین با مهربانی با آنان سخن می گفت و از صمیم قلب آنان را پرستاری می کرد و درست همانند مادری حقیقی با آنها برخورد می کرد. آنان نیز او را بسیار دوست می داشتند. ام البنین فرزندان دخت گرامى پیامبر اکرم(ص) را بر فرزندان خود که نمونه‏هاى والاى کمال بودند مقدم مى‏ دانست و عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان مى‏کرد، لیکن، ام البنین توجه به فرزندان پیامبر را فریضه‏اى دینى مى‏شمرد؛ زیرا خداوند متعال در کتاب خود به محبت آنان دستور داده بود و آنان امانت و ریحانه پیامبر بودند؛ ام البنین با درک عظمت آنان به خدمتشان قیام کرد و حق آنان را ادا کرد. محبت بى شائبه ام البنین در حق فرزندان پیامبر و فداکاری هاى فرزندان او در راه سید الشهدا(ع) بى‏پاسخ نماند، بلکه اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در احترام و بزرگداشت آنان کوشیدند و از قدردانى نسبت به آنان چیزى فرو گذار نکردند. رفتن نواده پیامبر اکرم، شریک نهضت حسینى و قلب تپنده قیام حسین، زینب کبرى، نزد ام البنین و تسلیت گفتن شهادت فرزندان برومندش، نشان دهنده منزلت والاى ام البنین نزد اهل بیت(ع) است. این بانوى بزرگوار، جایگاهى ویژه نزد مسلمانان دارد و بسیارى معتقدند او را نزد خداوند، منزلتى والاست و اگر دردمندى او را واسطه خود نزد حضرت بارى تعالى قرار دهد، غم و اندوهش برطرف خواهد شد، لذا به هنگام سختی ها و درماندگى این مادر فداکار را شفیع خود قرار مى‏دهند، البته بسیار طبیعى است که ام‏البنین نزد پروردگار مقرب باشد؛ زیرا در راه خدا و استوارى دین حق، فرزندان و پاره‏هاى جگر خود را خالصانه تقدیم داشت.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">علاقه به فرزندانی که از آنِ او نبود، به خاطر مقام و عظمت مادر و پدرشان، و همچنین پرستاری از آنان و ترجیح آنها بر فرزندان خود از صفات خاص ام البنین بود.<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">برکرانه وفا:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">یکی از نتیجه های عاطفه و محبت، حس وفاداری به عزیزان است. انسانهایی که سراسر سرزمین وجودشان و قلبشان را محبت پر کرده است همواره نسبت به بستگان خود وفادار می مانند و در زندگی ام البنین این وفادار در سخنان او پس از شهادت مولای متقیان علی(ع) مشهود است.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">وفاداری ام البنین به همسر بزرگوار خویش به حدی است که پس از شهادت حضرت علی(ع) با آنکه جوان بوده و از زیبایی ویژه نیز برخوردار می باشد به احترام آن حضرت و برای حفظ حرمت او، تا پایان عمر ازدواج نکرده و همسر دیگری را اختیار نمی کند. با آن که مدّتی نسبتاً طولانی (بیش از بیست سال) پس از آن حضرت زنده بود.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">آنگاه که «امامه» یکی از همسران آن حضرت(ع) توسط «مغیرة بن نوفل»که یکی از مشاهیر عرب است خواستگاری می شود با ام البنین در مورد ازدواج مشورت می کند، او در جواب می گوید:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«سزاوار نیست پس از علی، ما در خانه دیگری باشیم و با مرد دیگر پیمان همسری بندیم.»(37) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">این سخن ام البنین نه تنها در اَمامه که در لیلی تمیمیّه و اسماء بنت عمیس نیز اثر گذاشت و تا پایان عمر هر چهار همسر علی بن ابیطالب(ع) ازدواج مجدد نکردند.<\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:small;\">البته از طرفی بنا بر برخی نقلهاگفتنی است امیرالمؤمنین هنگام شهادت  به امامه فرمود: پس از من این طاغی “معاویه بن ابی سفیان“ ترا خواستگاری خواهد کرد و مبادا با او ازدواج کنی (زیرا معاویه قصد داشت تا با ازدواج با امامه داماد پیامبر شود و از این عنوان سوء استفاده کند)، اگر خواستی شوهر کنی مغیره بن نوفل را اختیار کن. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">جریان همانطور شد که امیرالمؤمنین فرموده بود و امامه نیز با مغیره که از اصحاب امیرالمؤمنین است ازدواج کرد.....(ریاحین الشیعه ج 3 ص 350<\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:small;\">ام البنین این همسر شهید ایثارگونه به تربیت فرزندان علی(ع) مشغول بوده و بذر عشق و محبت و ایثار در وجود آنها می افشاند. <\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">در آینه هنر:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">از دیگر صفات والای ام البنین فصاحت و بلاغت اوست که نمود آن در اشعار زیبا و جاودانه وی متجلی است.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">شعر تصویر زیبایی از احساس آدمی است که برای بیان آن و انتقال به دیگران سراینده باید در افق وسیعی از هستی قرار گیرد و خود را از زنجیر تعلقات برهاند.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">در خاندان بنی کلاب شاعران برجسته ای وجود داشتند که عرب همواره به اشعار آنان استناد می کرد آنان در اوج فصاحت و بلاغت قرار داشتند و دقت بادیه نشینان در استفاده از واژه های اصیل و دقیق و در عین حال لطیف نیز زبانزد عام وخاص است. ام البنین در این خانواده ها و در بادیه، آنجا که نهایتی و دیواری برای زندانی کردن احساسات نیست زندگی کرد و با شعر و ادب و فصاحت بیان و صراحت لهجه به رشد و بالندگی رسید.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">از جمله اشعار جاودانه وی که مورد تجلیل و تحسین بزرگان ادب قرار گرفته است شعر جانسوز وی پس از شهادت پسرش که پدر فضایل بود می باشد:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">لا تدعونی ویک ام البنین<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">تذکرینی بلیوث العرین<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">کانت بنون لی ادعی بهم<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">و الیوم اصبحتُ و لا من بنین<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">اربعة مثل نسور الرّبی<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">قد واصلوا الموت بقطع الوتین<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«مرا ام البنین نخوانید که به یاد شیران دلاور می افکنیدم.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">مرا فرزندانی بود که به نام آنها خوانده می شدم ولی امروز فرزندی ندارم.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">چهار فرزند داشتم همچون بازهای شکاری و همگی به شهادت رسیدند.»<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">مورخان می نویسند:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ام البنین آنچنان جانسوز برای شهادت فرزندان و بویژه برای امام حسین(ع) نوحه و گریه می کرد که حتی دشمن اهل بیت، مروان بن حکم، نیز از شنیدن مراثی وی گریه می کرد. از دیگر اشعار وی در مورد عباس، تندیس بزرگ شجاعت، است که می گوید:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">یا من رَاَی العباس کرّ علی جماهیر النقد<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">و وراه من ابناء حیدر کل لیث ذی لبد<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">نبئّت اَنّ ابنی اصیب براسه مقطوع ید<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمل<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">لو کان سیفک فی یدیک لما دنامنه احد(38) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«ای کسی که عباس را دیدی که بر دشمن حمله می کرد و فرزندان حیدر پشت سر او بودند.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">می گویند دست فرزندم قطع شده و بر سرش عمود فروده آمده. اگر شمشیرت را در دست داشتی کسی به تو نزدیک نمی شد (39) <\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">نگرش سیاسی :<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">یکی از ابعاد شخصیتی انسانهای برجسته آشنایی و بصیرت نسبت به زمان خود است که امروزه از آن با واژه سیاسی بودن و سیاست یاد می شود. در هر زمانی، مظاهر ظلم و فساد به گونه ای ظهور کرده و در مقابل آنان مردان و زنان خدایی و صالح به مبارزه برخاسته اند. اما مبارزه چهره های گوناگون دارد؛ گاه به شکل مبارزه نظامی است و حضور فیزیکی در جبهه ها بر ضد باطل و کفر و گاه به گونه ارشادی و کلامی است و لباس تبلیغ به تن دارد و گاه با جلوه های هنری خود را نشان می دهد.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">مبارزه زمانی با فریاد صورت می گیرد و گاه با سکوت؛ همانگونه که سکوتِ علی(ع) و صلح امام حسن(ع) در مبارزه علیه ستم تفاوتی با فریاد حسین(ع) نداشت.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">جلوه های دیگر مبارزه که به نام مبارزه منفی است تأثیر فراوانی در تاریخ دارد. مواردی چون مخفی بودن قبر حضرت زهرا(س)، صحبت نکردن با بنیانگذاران ظلم و بیداد، اذان نگفتن بلال حبشی پس از واقعه سقیفه و اذان گفتن وی با درخواست حضرت زهرا(س)، اشکهایی که در بیت الاحزان بر زمین ریخته شد و ... که همه و همه نوعی مبارزه علیه حکومت وقت بود.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">از ویژگیهای بسیار مهم ام البنین توجه به زمان و مسایل مربوط به آن است. ام البنین از افرادی بود که با توجه به شجاعت و شهامت فراوان به علت تأثیر عمیق و ژرف مبارزه کلامی برای مخالفت با عاملان واقعه کربلا از سخنرانی و مرثیه خوانی و اشعار جانسوزی که از آن صحبت شد، استفاده کرد.تا ندای مظلومیت کربلائیان را به گوش نسلهای آینده برساند. پس از این فاجعه عظیم ، مجلس سوگواری بر پا می کرد ، تا از این طریق راه شهدای کربلا را زنده نگهدارد و همه زنان بنی هاشم در آن مجلس شرکت می جستند و بیاد شهدای کربلا اشک می ریختند . او در مرثیه جوانان از دست رفته اش اشعار جان سوزی دارد ...<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">مورخان می نویسند:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«پس از شهادت عباس، ام البنین هر روز به همراه عبیداللّه ، فرزند عباس، به بقیع می رفت و نوحه می خواند و گریه می کرد و مردم اجتماع کرده و همراه با او می گریستند.»(40) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">خواندن اشعار برای عزاداری گاه جنبه های دیگری دارد. ام البنین با این اشعار هم حماسه کربلا و شجاعت پسران خود و مظلومیت حق را به مردم زمان خود و آیندگان معرفی می کرد و هم تاریخ کربلا را واگویه می کرد و در قالب عزاداری و مرثیه سرایی نوعی اعتراض به حکومت وقت می کرد و مردم که اطراف او اجتماع می کردند نسبت به عمال بنی امیه متنفر و منزجر می شدند. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">وی پس از کربلا بار رسالت سیاسی و اجتماعی خویش را به دوش گرفت و پیامهای مهم کربلا را به فرداها صادر کرد و ارزشهای معنوی این حماسه عرفانی را زنده نگاه داشت. به راستی وقتی قبر مطهر عباس(ع) و برادرانش در کربلاست چرا ام البنین به بقیع می رود؟ آیا به این نیست که مردم در آنجا اجتماع می کنند؟ و آیا به خاطر این نیست که بزرگان اسلام و پیشینه اسلامی مردم در این خاک خفته اند و در آنجا مردم به یاد حماسه های جوانمردان صدر اسلام می افتادند؟ <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">مسئله مهم دیگر اینکه چرا فرزند عباس، عبیدالله، را همراه خود می برد؟ آیا این عمل برای این نبود که نسل آینده را نسبت به حقایق آگاه و بینا کند؟ آیا این یک تربیت سیاسی نبود؟ آیا او در صدد این نبود که پیام عاشورا را به مردم ابلاغ کند و پرچمدار این پیام رسانی همانا فرزند علمدار حسین(ع)، عبیدالله، نباید باشد؟ ام البنین، این شجاعترین زن بنی کلاب، که از پیام آوران کربلاست چونان زینب، دختر علی(ع)، رسالتی بر دوش دارد و اکنون به انجام آن رسالت مهم و ویژه همت می گمارد. گفتنی است که عبیدالله بن عباس به همراه مادرش لبابه در کربلا حضور داشت و سند زنده ای برای بیان وقایع عاشورا بود. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">آنچه گفتنی است بصیرت و بینش ژرف ام البنین است. او می توانست در منزل خود برای فرزندانش عزاداری کند ولی به بقیع می رفت تا عزاداری وی وسیله ای برای شناساندن چهره پلید یزیدیان و مظلومیت حسینیان باشد. به همراه بردن فرزند عباس نیز هم نکته های تربیتی داشت و هم سیاسی و اجتماعی.<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">علم ودانایی ام البنین (س):<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">از ویژگیهای مهم زندگی انسانهای برجسته، علم و دانش آنان است که بسان نوری درخشان جداکننده حق از باطل است و سرچشمه جوشان این نعمت الهی علمی است که از خداوند متعال، معلم اول، آموخته و می آموزند. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">زندگانی ام البنین همواره با بصیرت و نور دانش همراه بوده است و این ویژگی والا در جای جای کتب تاریخی ذکر شده است و ما را با عظمت این بانوی عالمه و فاضله آشنا می سازد. علاقه ام البنین به اهل بیت(ع) و بصیرت دینی او به امامت به قدری بود که در باره او می نویسند: <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">« برای عظمت و معرفت و بصیرت ام البنین کافی است که او هر گاه بر امیرالمؤمنین وارد می شد و حسنین مریض بودند با ملاطفت و مهربانی با آنها صحبت می کرد و از صمیم قلب با آنها برخورد می کرد چونان مادری مهربان و دلسوز.» (41) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">او همسرش را تنها همسر نمی دانست که قبل از همسر او را امام و «ولی » خویش می داند و همچنین به این دو بزرگوار، حسنین، به جهت عشق به امامت و ولایت و به خاطر اتصال آنها با ولی خویش اینچنین محبت و ارادت نشان می دهد. یکی دیگر از مظاهر بصیرت و بینش این بانو که مبتنی بر علم و معرفت اوست جریان صحبت او با «بشیر» است که خبر شهادت فرزندانش را به او می رساند <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">این نهایت بینش و بصیرت و علم و دانایی است که محور زندگی فردی امام و مولای او باشد. کمال بندگی و عبادت نیز همین است که آدمی خود و تعلقات خود را در جهت خواست محبوب ازلی، خداوند یکتا، فدا کرده و از آنها بگذرد.او دوست می داشت حسین سالم مانده و فرزندانش در راه حسین قربانی می شدند این علاقه قلبی او بحسین گواه خلوص ایمان و عقیده اوست<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">علمِ سرشارِ وی در کلام او و فرزند بزرگوارش عباس نمایان است. او از محدثات شیعه است و فرزندان خود را با علم و دانایی تربیت کرد. اگرچه آنان فرزندان «باب علم نبی» بودند اما از دانش مادری هم بی بهره نبودند چنانکه حضرت علی(ع) در مورد عباس می فرماید:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">اِنّ ولدی العباس زُقّ العلمَ زقّاً.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«همانا فرزندم عباس در کودکی علم آموخت و به سان نوزاد کبوتر که از مادرش آب و غذا می گیرد از من معارف را فرا گرفت».(42) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">در مورد اعتقادات و باورهای دینی عباس در کتب مربوط به زندگانی حضرت، مطالب فراوانی نوشته شده است که جملگی نشانگر روح بلند و دانش و بینش مادر وی می باشد. اخلاص، ادب، شجاعت، معرفت و صفات دیگر ام البنین نمایانگر شخصیت والای او است که ما جهت رعایت اختصار از شرح آنها خودداری می کنیم<\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><br \/><span style=\"font-size:small;\">ادب<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">صفت ادب از مهمترین شاخصه های شرافت انسانی است و دو مصداق دارد:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">1. ادب در برابر خدا<\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:small;\">2-  ادب در برابر مردم. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ام البنین(س) که از دامان خاندانی ادب پرور برخاسته بود، در محضر اسوه ادب ـ علی(ع) ـ آن را بارور ساخت و الهی گردانید. او در پیشگاه خدا ادب بندگی را نگاه می داشت و نسبت به مردم فروتن بود؛ ولی بزرگترین نمود ادب او، در برابر علی(ع) و فاطمه(س) و فرزندان معصوم(ع) آنان است. هنگامی که به خانه علی(ع) قدم نهاد، خود را نه به عنوان جانشین فاطمه(س)، بلکه به عنوان خادم فرزندان فاطمه(س) می دانست. با آنان به ادب رفتار می کرد و آنها را گرامی می داشت. عباس(ع) از این سرچشمه ادب، تربیت آموخت که برادرش حسین(ع) را همیشه یاسیدی یااباعبدالله خطاب می کرد و همواره ادب را در گفتار و رفتار خود نسبت به فرزندان زهرا(س) نگاه می داشت.<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">بر کرانه تعلیم و تربیت:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">با توجه به معارف و مبانی اسلامی درمی یابیم که امر مقدس تربیت برای زنان به عنوان یک امتیاز مهم مطرح شده است. خداوند اولین مربی بشر است که «رب العالمین» از نامهای او است و این لباس فاخر تنها بر قامت زنان پاک و مهربان شایسته است.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">وظیفه حقیقی و واقعی زن، تربیت زنان و مردانی است که سازنده جوامع بشری هستند. در این راستا «ام البنین» یکی از مربیان تاریخ قلمداد می شود که تا هستی بر جاست و تا صفات عباس بر زبانهاست سخن از ام البنین نیز هست.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">آنگاه که کتاب زندگانی عباس بن علی(ع) را ورق می زنیم و ویژگیهای والا و فضیلتهای بالای وی را می بینیم و صفاتی چون ادب، شجاعت، آزادگی، وفادری و اخلاص و ایمان و بصیرت که همه و همه به گونه ای در وجود مادر او بوده است و ظهور و بروز این صفات در فرزند متجلی می شود را می یابیم، به عظمت مسأله تربیت و پرورش معنوی و اخلاقی فرزندان پی می بریم.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">به نظر می رسد پاره ای از صفات در وجود ابوالفضل درخشش فراوانی داشته است؛ از جمله ادب او که در مورد پدر بزگوارش، علی بن ابی طالب(ع)، و برادران عزیز و گرامی اش حسن(ع) و حسین(ع) به وضوح دیده می شد.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">مورخان می گویند: عباس بن علی هر گاه حسین(ع) را مورد خطاب قرار می داد از واژه «یا مولای» و «یا سیدی» استفاده می کرد و کمتر اتفاق می افتاد که او را با لفظ برادر صدا کند. اگر چه هر دو از یک پدر بودند اما تواضع و ادب او نسبت به حسنین(ع) به علت نگرش عمیق او به عظمت حضرت زهرا(س) بوده است و این درسی است که از کودکی آنگاه که سر بر دامن معلم اولین خود، ام البنین، می نهاد آموخت.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">آری، درس ادب، ولایت، عشق به همنوع و آشنایی با دردهای زمان از جمله درسهایی بود که چهار پسر ام البنین در مکتب مادر آموختند و همواره به آنها پای بند بوده و با آنها جاودانه شدند.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">در کتب تاریخی در شمارش شهدای کربلا نوشته اند:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«اولاد امیرالمؤمنین(ع) ... و العباس و جعفر و عثمان و عبداللّه (یا عبیداللّه ) الشهداء مع اخیهم الحسین(ع) بِطَفّ کربلا، اُمّهُم ام البنین بنت حرام بن خالد».(43) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">«از فرزندان امیرالمؤمنین(ع) (پس از ذکر تعدادی از فرزندان) عباس و جعفر و عثمان و عبداللّه است که با برادرشان حسین(ع) در سرزمین کربلا به شهادت رسیدند. مادر آنها ام البنین دختر حرام بن خالد است.»<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">پیش رخسارم اگر خورشید مهتاب من است<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">مادرم ام البنین است علی باب من است<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">شاعر حسن فطرس <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">براستی پرورش فرزندانی چنین شجاع که در راه شریعت و ولایت از جان گذشته و به تمامی تعلقات و وابستگیهای خاص دوره جوانی و نوجوانی پشت پا زده و در راه دین و رهبر فدا شوند کاری بس عظیم و ستودنی است.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ام البنین، مادر چهار شهید در یک جبهه، الگو و اسوه ای است برای مادران شهدای کربلای ایران. اگر نبود صبر و بردباری و بصیرت این زن در تاریخ اسلام، به یقین دفتر صبر و استقامت بی سرمشق می ماند و مادران شهیدان در ایران باافتخار و سربلندی از جوانان به خاک خفته خویش چنین صبورانه سخن نمی گفتند<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">عروج عرشی و غروب مادر مهتاب:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">چند سالی است که (فاطمیه نه در سوم جمادی الثانی که ده روز دیرتر یعنی در سالروز رحلت فاطمه ای دیگر به اتمام می رسد رازی که در این قرابت زمانی میان سالروز پرواز فاطمه صدیقه و (فاطمه کلابیهوجود دارد بی شک همانا ابراز ارادتی است که ام البنین به زهرا و خانه و خوانواده او داشت چه بسیار که این دومین فاطمه علی خود را کنیز زینبین و پسرانش را غلام حسینین می خواند چه بسیار که که ام البنین تجلی گر ادب شده بود و از عباس در همان حال که کودکی بیش نبود تقاضا کرده بود حسین را نه برادر که مولا خطاب کند.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">(( پسرم!تو و حسین پدرانتان یکی است اما من کنیز مادر حسین هستم.))<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">زندگی سراسر مهر و عاطفه و مبارزه ام البنین رو به پایان بود وآخرین شب زندگی ام البنین بود. فضه   خادمه رو به خانم کرد و از این بانو ادب خواست در این آخرین لحظات بالا ترین جمله را به او بیاموزد. ام البنین لب به تبسم گشود و اندکی بعد آرام زمزمه کرد:((السلام علیک یا ابا عبدالله))....<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">تا فضه یک بار دیگر یاد آنرو بیافتد که اصحاب به ام البنین خبر شهادت پسرانش را می دادند در حالی که او تنها از حسین می پرسید. از حسین می پرسید و می گفت:پسرانم فدای او از حسین بگویید....<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">لحظاتی فضه به خود آمد ام البنین را در حال احتضار دید دوید و فرزندان علی(ع) راو فرزندان حسین بن علی را صدا زد.اندکی بعد ندای مادر مادر مدینه را پر کرد. این اولین بار بود که فرزندان و نوادگان فاطمه ام البنین را مادر صدا می کردند و خانم ممانعتی نمی کرد. شاید او را دیگر رمقی نمانده بود تا بگوید:من کنیز فاطمه هستم مرا مادر نخوانید!<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">حضرت زین العابدین(ع) بی اختیار یاد آن غروبی افتاد که عمویش عباس آغشته به خون خویش برای اولین بار فریاد بر آورد: ((یا اخی ادرک اخی!))... قطرات اشک بر گونه هایش نشست ام البنین دیگری ندای مادر مادر فرزندانش را نمی شنید...<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">او به عنوان همسر شهید، رسالت خویش را به خوبی به پایان رسانید و فرزندانی تربیت کرد که فدایی ولایت و امامت بودند و هر 4 تن در در کربلا قربانی آرمانهای «ولی » و «امام » خویش شدند و بدین وسیله بر صحیفه تربیت ام البنین امضای سبز مولای متقیان علی(ع) قرار گرفت. پس از کربلا بار رسالت سیاسی و اجتماعی خویش را به دوش گرفت و پیامهای مهم کربلا را به فرداها صادر کرد و ارزشهای معنوی این حماسه عرفانی را زنده نگاه داشت. <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">همسر شهید، مادر چهار شهید و طلایه دار پیام آوران کربلا پس از زینب(س) که لحظه لحظه عمر خویش را با خدای خود معامله کرد و لحظه ای خطا و انحراف در زندگی وی راه نیافت <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">او، بعد از زینب کبری علیهاالسلام دار فانی را وداع گفت، ولی تاریخ‏نگاران سال ارتحال او را متفاوت نگاشته‏اند، به طوری که عده‏ای آن را سال 70 هجری قمری بیان کرده‏اند و عده دیگری تاریخ وفات آن مادر فداکار را، سیزدهم جمادی الثانی سال 64 هجری قمری دانسته‏اند که نظر دوم از شهرت بیشتری برخوردار است (44) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">او در قبرستان بقیع در کنار سبط رسول خدا، امام حسن(ع)، و فاطمه بنت اسد و دیگر چهره های درخشان شریعت محمدی(ص) به خاک سپرده شد(45) اگر چه جسم او در خاک است اما روح بلند او و صفات کریمه و عظیمه وی نام او را به بلندای آفتاب زنده نگاه داشته است و در پرتو صفات این بانوی فاضله انسانهایی تربیت شده اند که در تاریخ ماندگار خواهد بود<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">قبر او بُقعه ای از آسمان است و مردان و زنان دین باور به زیارت او می روند تا جرعه ای از دریای بیکران مجد و عظمت او را جویا شوند و کویر تفتیده خویش را حیات بخشند<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">چه زیباست القاب او در میان مسلمانان ام العشق، ام المهتاب ، ام الوفاء وغیره...<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">ام البنین الگویی تمام عیاربرای ما:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">اگر بخواهیم چشم اندازی از زندگانی سراسر ایثار و از خودگذشتگی ام البنین، مادرِ شجاعت، را در برابر آیندگان بگشاییم باید بگوییم که:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ام البنین آسمانی زندگی کرد و در دامان حقیقتها پرورش یافت و در بوستان زندگی خویش گلهایی را پرورش داد و سپس با دست خویش و از اعماق قلب مطهرش به امام زمان خود، حسین(ع) فرزندِ پاک بانوی آفرینش، تقدیم کرد.<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">زندگانی این بانوی حرم علی بن ابی طالب(ع) آینه ای است برای هدایت بشر امروز و به ویژه درسی برای زنان برجسته است و می توان دوره های زیر را در زندگی سراسر عشق و مبارزه او مشاهده کرد:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">1) دوران قبل از ازدواج با روحیات پاک و صادقانه که رؤیای صادقه او نتیجه این طهارت بود.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">2) زندگانی در خانه ولایت و به جای گذاشتن خاطره های خوش در اذهان فرزندان همسر<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">3) تربیت فرزندانی شجاع و دلاور و شیفته دانایی و تربیت ولایی جوانان خود که 34 سال این دوره به طول انجامید و انجام وظایف مادری به بهترین صورت.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">4) ایثار در جایگاه «همسر شهید» و صبر و بردباری در فراق همسر باوفای خود که 20 سال به طول انجامید.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">5) نگهداری از یتیمان و بازماندگان واقعه کربلا و بیدادگریها و مبارزات سیاسی که این دوره 9 سال به طول انجامید.<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">آخرِ سخن اینکه این بانوی کریمه و بزرگوار، مادر چهار شهید و همسر شهید، برگ زریّنی از کتاب تاریخ را بر جای گذاشت و جاودانه شد. امید آنکه با پویش راه کمال و الگوگیری از بزرگانی این چنین، نام ما نیز در زمره شیفتگان ولایت ثبت شود<\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><br \/><span style=\"font-size:small;\">ام‏البنین علیهاالسلام ، واسطه فیض الهی<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ام‏البنین، همسر علی علیه‏السلام و مادر سردار کربلا، نزد مسلمانان جایگاهی ویژه دارد، چون نزد خداوند از مقام و منزلتی والا برخودار است، و این مقامْ به واسطه تقدیم خالصانه فرزندان در راه خدا و استواری و عبودیت ایشان است. از این‏رو، مؤمنانِ حاجت‏مند و دردمند او را به درگاه حضرت باری تعالی شفیع و واسطه قرار می‏دهند، و غم واندوهشان را با زیارت مزار آن بانو می‏زدایند<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">ایت الله العظمی حاج سید محمد حسینی شیرازی می فرمود: شخصی در عالم مکاشفه، حضرت ابالفضل العباس را دید و عرض کرد: آقا جان! حاجتی دارم و نمی دانم برای روا شدن آن به چه کسی متوسل شوم؟ قمر بنی هاشم فرموده بود: به مادرم امالبنین... (46)<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">از مرحوم آیت الله العظمى آقاى حاج سید محمود حسینى شاهرودى (متوفى 17 شعبان 1394 هجرى قمرى ) نقل است که فرموده بود:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">من در مشکلات ، صد مرتبه صلوات براى مادر حضرت ابوالفضل العباس ‍ علیه السلام ، ام البنین علیه السلام ، مى فرستم و حاجت مى گیرم(47) به تجربه رسیده است که نذر براى ام البنینعع و اطعام مستمندان به نام حضرت اباالفضل العباس علیه السلام ، براى بر آورده شدن حاجات موثر است . (48) گفته شده که <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">چهار شب جمعه ، ده مرتبه سوره یس ، بدین طریق خوانده شود انشاء الله کارساز خواهد بود: شب جمعه اول سه مرتبه ، شب جمعه دوم سه مرتبه ، شب جمعه سوم سه مرتبه ، شب جمعه چهارم یک مرتبه ، سوره یس ‍ به نیابت از حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام و هدیه براى مادرش ‍ ام البنین علیه السلام بخواند، انشاء الله که حاجات بر آورده به خیر خواهد گردید(49) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">همچنین در میان مردم ، به ویژه کسانى که نسبت به مقام ام البنین علیه السلام شناخت دارند، مشهور است که هرگاه چیزى را گم کنند یا در جستجوى آن باشند، هدیه به روح آن بانوى بزرگوار سوره فاتحه اى مى خوانند و صلواتى مى فرستند. درنتیجه به اذن خدا به شى گمشده و یا حاجتى که دارند، دست مى یابند، و این امر بارها تجربه شده است . (50) <\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">سخن بزرگان در بیان فضایل ام‏البنین علیهاالسلام<br \/>\nعالم جلیل‏القدر، زین‏الدین عاملی، شهید ثانی درباره حضرت ام‏البنین علیهاالسلام می‏گوید: «ام‏البنین از بانوان با معرفت و پر فضیلت بود. نسبت به خاندان نبوت، محبت و دلبستگی خالص و شدید داشت و خود را وقف خدمت به آن‏ها کرده بود. خاندان نبوت نیز برای او جایگاه والایی قائل بودند و به او احترام ویژه می‏گذاشتند.»<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">هم‏چنین علامه سید محسن امین می‏گوید: «ام البنین علیهاالسلام ، شاعری خوش‏بیان و از خانواده‏ای اصیل و شجاع بود.» (51) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">علی محمد علی دُخَیِّل، نویسنده معاصر عرب در وصف این بانوی بزرگوار می‏نویسد: «عظمت این زن (ام البنین) در آن‏جا آشکار می‏شود که وقتی خبر شهادت فرزندانش را به او می‏دهند، به آن توجه نمی‏کند، بلکه از سلامت حضرت امام حسین علیه‏السلام می‏پرسد؛ گویی امام حسین علیه‏السلام فرزندِ اوست نه آنان».(52) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">سید باقر شیریف قرشى در کتاب خود العباس رائد الکرامه و الفدا فى الاسلام گفته است : در تاریخ دیده نشده که زنى نسبت به فرزندان هووى خود محبتى مخلصانه و رزد و آنها را بر فرزندان خود مقدم بدارد، جز این بانوى پاک علیه السلام یعنى ام البنین(53) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">شیخ جعفر نقدى در کتاب خود (زینب کبرى ) مى گوید: ام البنین علیه السلام از جمله بانوان با فضیلت ، خوش بیان ، و سخنور، پرهیزکار و اهل عبادت و تقوا بود. اهل بیت را به خوبى مى شناخت(54) . مقرم مى گوید ام البنین علیه السلام از بانوان با فضیلت به شمار مى رفت . وى حق اهل بیت را خوب مى شناخت و در محبت و دوستى با آنان خالص بود و متقابلا خود در میان آنان جایگاه بلند و مقام ارجمندى داشت(55) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">برخی افراد مانند سیدمهدی سویج در کتاب ام البنین سیدة نساء العرب در بیان فضل و دانش او، ایشان را با جناب زینب کبری(س) البته در سطح پایین تر مقایسه می کند و او را به صفت عالمه می ستاید. این ویژگی آشکارا درباره هیچ کس جز زینب کبری(س) گفته نشده است.<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">بخشی از زیارت نامه ام البنین علیهاالسلام<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">سلام بر تو ای همسر جانشین رسول اللّه علیه السلام ؛ سلام بر تو که محبوب زهرایی؛ سلام بر تو ای مادر ماه های درخشان؛ خدا و رسولش را گواه می گیرم که تو با اهدای فرزندانت و قربانی کردن آن ها در راه آرمان های حسین علیه السلام جهاد نمودی؛ گواهی می دهم که تو یار و یاور امام علی بن ابی طالب علیه السلام در سختی ها، مشکلات و مصیبت ها بوده ای ؛ گواهی می دهم که به خوبی از عهده سرپرستی و نگه داری فرزندان زهرای اطهر علیهاالسلام و ادای امانت ایشان برآمدی؛تو در نزد خداوند از مقام و منزلت بالایی برخورداری؛ سلام بر تو و بر فرزندان شهیدت!<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">السلام علیکِ یا زوجة ولى الله، السلام علیکِ یا زوجة امیر المؤمنین، السلام علیکِ یا ام البنین، السلام علیکِ یا ام العباس ابن امیر المؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام، رضى الله تعالى عنک وجعل منزلکِ وماواکِ الجنه ورحمة الله وبرکاته ...<\/span><br \/><br \/><span style=\"font-size:small;\">کتابشناسی ام البنین (سلام الله علیها):<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">تمامی کتابهایی که درمورد حضرت ابوالفضل عباس است رامیتوان جز کتابهایی نام برد که زندگینامه ام البنین (س) در آن وارد شده که ما از معرفی آنها خودداری میکنیم واما کتابهای دیگر:<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">1- اعلام النساء المؤمنات، محمد حسون - ام علی مشکور تهران، انتشارات اسوه، ۱۴۱۱ق<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">2- اعلام النساء فی عالمی العرب و الاسلام، عمر رضا کحاله، دمشق ۱۳۷۹ ق<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">3- اعیان الشیعه، سید محسن امین، تحقیق حسن امین، بیروت، دارالتعارف، ۱۴۰۳ ق ، جلد ۶، ۷ <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">4- ام البنین، محمد علی سالکی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی ۱۳۸۲<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">5 - شروع مرثیه عاشورا ، ذبیح ا... صاحبکار، نگاه حوزه، ش ۷۸ - ۷۷، فروردین ۱۳۸۱ <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">6- ادب الطف او شعر الحسین، جواد شبر، بیروت، دارالمرتضی، ۱۴۰۹ ق<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">7- مجموعه آثار، ج 17، ص 242 ، نویسنده: شهید مطهری<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">8- ستاره درخشان مدینه حضرت ام البنین(س) <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">9- ام البنین (س) زیباترین الگوی نامادری!،یکتایی، محمدرضا،ناشرفارابی<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">10- ام البنین (س)، مادر مهتاب پدیدآورنده ناحیدطیبی<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">11- ام البنین نمادى از خودگذشتگى،محمدرضاعبدالامیرانصاری <\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">12- بحار الانوارعلامه مجلسی ج 45<\/span><br \/><span style=\"font-size:small;\">13- ام البنین سیده نساء العرب،سیدمهدی سویج<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:small;\">14- مادر فرزندان زهرا(س) ،ابوالفضل هادی منش<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:small;\">15- ام البنین شمع یتیمان علی (ع)،محمد آخوند،انتشارات یاس زهرا<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:small;\">16- ام البنین (ع) ،سلمان هادی طعمه ،ناشردارالبقیع<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:small;\">17- ام البنین بانوی ایثار،فرزانه یاورزاده<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:small;\">18- ام البنین شیرزن ولایت مدار ،علی اکبرخدایی<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:small;\">19- ام البنین مادری بربلندای معرفت<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:small;\">20- ام البنین اسوه مادران وهمسران شهید ،فاطمه اسلامی<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:small;\">منابع و پی نوشتها:<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><br \/><span style=\"font-size:small;\">1- اصول کافی کلینی وسردار کربلا ص 33<br \/>\n2- وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 14، ص 29. با اندکی تغییر در کتاب مقنعه شیخ مفید ص 79 ،المجازات النبویه ص 61 وسردار کربلا ص 33<br \/>\n3- نکت الهمیال ص 200 وکتاب سردار کربلا یا ترجمه العباس از سید عبدالرزاق موسوی المقرم ص 34 <br \/>\n4- قمر بنی هاشم، مقرم، ص 15.<br \/>\n5- عمدة الطالب وسرالسلسلة وسردارکربلا ص 34<br \/>\n6- تنقیح المقال، علامه مامقانی، ج 3، ص 70 با ترجمه.<br \/>\n7- مدینة المعاجز ص 115 وسردار کربلا ص 34 <br \/>\n8- اختصاص شیخ مفید وکتاب بصائرالدرجات وسردار کربلا ص 35<br \/>\n9- مستظرف ج 1 ص 61 -70 وکتاب یردارکربلا ص 35<br \/>\n10- قمر بنی هاشم، عبدالرزاق المقرم، ص 9.(قابل توجه که دربعضی از کتب نام او حرام ذکر شده )<br \/>\n11- همان، ص 10. مقاتل الطالبین ص 22 وبطل العلقمی 1\/92<br \/>\n12- قرآن کریم، سوره ابراهیم \/ 24.<br \/>\n13- عبدالرزاق المقرم، قمر بنی هاشم، ص10<br \/>\n14- مامقانی، تنقیح المقال، ج3، ص70 با ترجمه<br \/>\n15- قمر بنى هاشم ، ص 1113. محقق بزرگ شیخ عبدالواحد مظفر در کتاب خود ((بطل العلقمی )) به تفصیل درباره این خاندان گرامى و باقیات صالحات آنان سخن رانده است .<br \/>\n16- دکتر احمد بهشتی، قهرمان علقمه، ص32 و بَطَلَ العلقمی، عبدالواحد مظفر، ج1، ص167<br \/>\n17- شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج14، ص31<br \/>\n18- شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج14، ص51<br \/>\n19- علی اکبر مظاهری، جوانان و انتخاب همسر، ص116<br \/>\n20- علی اکبر مظاهری، جوانان و انتخاب همسر، ص116<br \/>\n21- مقرّم، قمر بنی هاشم، ص26 با ترجمه<br \/>\n22- محمدعلی الناصری، مَولِد العباس بن علی(ع)، ص26 با ترجمه<br \/>\n23- محمدعلی الناصری، مَولِد العباس بن علی(ع)، ص28 با ترجمه<br \/>\n24- محمدعلی الناصری، مولد عباس بن علی(ع)، ص36<br \/>\n25- مولد عباس بن علی(ع)، محمد علی الناصری، صص 38 -36. وکتاب مادر مهتاب <br \/>\n26- همان، ص39<br \/>\n27- مقرّم، قمر بنی هاشم، ص51<br \/>\n28- الکبریت الاحمر، ج3، ص144<br \/>\n29- وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 14، ص 29.<br \/>\n30- زندگانی حضرت ابوالفضل العباس (ع) ص 21 وکتاب چهره درخشان قمربنی هاشم ص 59 <br \/>\n31- باقر شریف قرشى، زندگانی حضرت ابوالفضل العباس، ص<br \/>\n32- ذبیح اللّه محلاتی، ریاحین الشریعه، ج3، ص294 ،تنقیح المقال، ج 3، ص 70 و منتهی الامال، حاج شیخ عباس قمی، ص 226.<br \/>\n33- مقاتل الطالبین ص56 و بحارالانوار ج 45 ص 40) ریاحین الشریعه، ذبیح الله محلاتی، ج 3، ص 294 و تنقیح المقال، ج 3، ص 70.<br \/>\n34- قمر بنی هاشم، مقرم، ص 16. <br \/>\n35- مامقانی، تنقیح المقال، ج3، ص70 با ترجمه<br \/>\n36- مامقانی، تنقیح المقال، ج3، ص70 با ترجمه<br \/>\n37- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج42، ص93<br \/>\n38- احمد بهشتی، قهرمان علقمه، ص40، به نقل از انیس الشیعه<br \/>\n39- ریاحین الشریعه، ذبیح الله محلاتی، ج 3، ص 294 و تنقیح المقال، ج 3، ص 70.<br \/>\n40- ذبیح اللّه محلاتی، ریاحین الشریعه، ج3، ص294<br \/>\n41- همان، ص 16. <br \/>\n42- احمد لقمانی، سپهسالار عشق، ص23<br \/>\n43- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج42، ص89<br \/>\n44- محدثات شیعه، دکتر شهلا غروی نایینی، ص 53. <br \/>\n45- عبدالحسین مؤمنی، زندگانی قمر بنی هاشم باب الحوائج، ص137.<br \/>\n46- ستاره درخشان مدینه حضرت امالبنین(س) ، ص ۱۴۲<br \/>\n47- چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام ، ج 1 ص 464<br \/>\n48- چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام ، ج 1، ص 464<br \/>\n49- حیاه العباس ، شیخ جعفر، ص 46<br \/>\n50- ام البنین نماد از خود گذشتگى <br \/>\n51- اعیان الشیعه ، ج 2 ص 289<br \/>\n52- العباس علیه السلام ، ص 18<br \/>\n53- عباس بن على رائد الکرامه ، ص 23<br \/>\n54- زینب الکبرى علیه السلام ، ص 25<br \/>\n55- العباس علیه السلام ، ص 72   <\/span><\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2018-03-04 07:27:56","content_date_event":"2018-03-04 07:27:56","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2018-03-04 07:32:47","content_date_register":"2018-03-04 07:32:47","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":297,"eid":0,"attach_title":"1","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/95\/attach\/201803\/286797_1346305924_150_88.webp","300":".\/cache\/95\/attach\/201803\/286797_1346305924_300_176.webp","400":".\/cache\/95\/attach\/201803\/286797_1346305924_400_234.webp","600":".\/cache\/95\/attach\/201803\/286797_1346305924_600_352.webp","900":".\/cache\/95\/attach\/201803\/286797_1346305924_638_374.webp","1200":".\/cache\/95\/attach\/201803\/286797_1346305924_638_374.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":1346305924,"files":{"original":{"url":".\/file\/95\/attach\/201803\/286797_1346305924.jpg","width":638,"height":374,"size":0}}}]}]]