[[{"content_id":98948,"content_number":0,"portal_id":95,"lang_id":"fa","content_title":"عوامل و زمینه‏ های صعود و سقوط در سیره حضرت زهرا(علیها السلام)","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"یکی از سؤالاتی که همواره اذهان را به خود مشغول ساخته، این است که چگونه کسی به این مرحله از صعود و اوج عظمت می&zwnj;رسد؟ و برای رسیدن به این مرحله از زندگی چه اعمال و رفتاری را باید انجام داد؟\r\n\r\n\r\nمقام حضرت زهرا(علیها السلام)\r\n\r\nحضرت صدیقه طاهره، زهرای مرضیه(علیها السلام) بانوی بزرگواری است که خود، همسر و دو فرزندش به تصریح آیات[1] و روایات، بعد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) برترین موجودات خلقت و عالم هستی&rlm;&zwnj;اند.\r\n\r\nرسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) فرمود: &laquo;لَو عَلِمَ اللهُ تَعَالَی اَنَّ فِی الْأَرْضِ عِبَاداً أکرَمَ مِن عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الحَسَنَ وَ الحُسَینَ لَأمَرَنِی أَنْ أُبَاهِلَ بِهِم وَ لَکِن أمَرَنِی بِالْمُبَاهِلَةِ مَعَ هَؤُلاءِ وَ هُم أفضَلُ الخَلقِ فَغَلَبَت بِهِمُ النَّصَارَی؛[2] اگر خداوند می&rlm;دانست در زمین بندگانی گرامی&rlm;تر از علی و فاطمه و حسن و حسین وجود دارد، قطعاً امر می&rlm;کرد که به همراه آنان با نصاری مباهله کنم، ولکن امر کرد به همراه ایشان (با ایشان) مباهله کنم و آنها با فضیلت&rlm;ترین خلق هستند؛ پس [با همراهی ایشان] بر نصارا غلبه کردم.&raquo;\r\n\r\nپیرامون عظمت و مقام حضرت زهرا(علیها السلام) روایات زیادی وجود دارد که پرداختن به همۀ آنها، خارج از وسع این مقاله است؛ برخی از این روایات مربوط به زندگی شخصی آن حضرت است، برخی دیگر به عظمت شأن فاطمۀ زهرا(علیها السلام) در مسائل اجتماعی و دینی اشاره می&zwnj;کند و دسته&zwnj;ای نیز بزرگی و بلندی مقام ایشان را در فردای قیامت توصیف می&zwnj;نماید.\r\n\r\nدر اینجا به دو مورد از آنها اشاره می&zwnj;شود:\r\n\r\n1. امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)می&zwnj;فرماید:\r\n\r\n&laquo;یک روز رسول خدا(صلی الله علیه و آله)بر فاطمه(علیها السلام)وارد شد در حالی که حضرت فاطمه(علیه السلام)محزون بود! پیامبر(صلی الله علیه و آله)از علت حزن فاطمه سؤال کرد؛ ایشان فرمود: از وقوف مردم روز قیامت در محشر محزون [و نگران] هستم. سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله)فرمود:\r\n\r\n&laquo;إِنَّهُ لَیَوْمٌ عَظِیمٌ وَ لَکِنْ قَدْ أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُ(علیه السلام)عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّهُ قَالَ أَوَّلُ مَنْ تَنْشَقُّ عَنْهُ الْأَرْضُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَنَا ثُمَّ أَبِی إِبْرَاهِیمُ ثُمَّ بَعْلُکِ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ(علیه السلام)ثُمَّ یَبْعَثُ اللَّهُ إِلَیْکِ جَبْرَئِیلَ فِی سَبْعِینَ أَلْفَ مَلَکٍ... فَإِذَا صِرْتِ فِی أَعْلَى الْمِنْبَرِ أَتَاکِ جَبْرَئِیلُ(علیه السلام) فَیَقُولُ لَکِ یَا فَاطِمَةُ سَلِی حَاجَتَکِ فَتَقُولِینَ یَا رَبِّ أَرِنِی الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ فَیَأْتِیَانِکِ... یَا رَبِّ شِیعَتِی فَیَقُولُ اللَّهُ قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ... فَعِنْدَ ذَلِکِ یَوَدُّ الْخَلَائِقُ أَنَّهُمْ کَانُوا فَاطِمِیِّینَ؛[3] به درستی که [روز قیامت] روز بزرگی است؛ و لکن جبرئیل از جانب خداوند عزیز و بلند مرتبه به من خبر رساند اولین کسی که در روز محشر از زمین بلند می&zwnj;شود، من (پیامبر(صلی الله علیه و آله)) هستم، سپس پدرم [حضرت] ابراهیم(علیه السلام)و بعد از آن شوهرت علی بن ابی&zwnj;طالب(علیه السلام)و پس از آن خداوند جبرئیل را با هفتاد هزار فرشته به سوی تو روانه می&zwnj;سازد... هنگامی که تو در بالاترین جایگاه قرار گرفتی، جبرئیل (از جانب خداوند) به تو می&zwnj;گوید: ای فاطمه! حاجت خود را بخواه. تو می&zwnj;گویی: ای پروردگار حسن و حسین(علیهما السلام)را به من نشان بده، پس آن دو به نزدت آیند... ای پروردگار شیعیانم (را نجات بده) که خداوند می&zwnj;فرماید: آنها را بخشیدم... در این هنگام [تمام اهل محشر] از خلایق آرزو می&rlm;کنند کاش فاطمی بودند.&raquo;\r\n\r\n2. امام صادق(علیه السلام)پیرامون مقام حضرت زهرا(علیها السلام) می&zwnj;فرماید: &laquo;هِیَ الصِدِّیقَةُ الکُبرَی وَ عَلَی مَعرِفَتِهَا دَارَت القُرُونُ الأُولَی؛[4] فاطمه، صدیقه کبراست و تمام قرنهای گذشته بر محور معرفت او می&rlm;&zwnj;چرخند.&raquo;\r\n\r\nمنشأ صعود و سقوط\r\n\r\nیکی از سؤالاتی که همواره اذهان را به خود مشغول ساخته، این است که چگونه کسی به این مرحله از صعود و اوج عظمت می&zwnj;رسد؟ و برای رسیدن به این مرحله از زندگی چه اعمال و رفتاری را باید انجام داد؟ البته این عظمت و بزرگی خاص حضرت زهرا(علیها السلام) که دختر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) است، نیست، بلکه گاهی بین افراد معمولی نیز کسانی هستند که معصومین(علیهم السلام) دوست دارند او را ببینند و در مورد آنها عباراتی همچون &laquo;وَاشَوقَاهُ اِلَی رُؤیَتِهِم&raquo;[5] و &laquo;اَینَ اِخوَانِی&raquo;؟[6] می&zwnj;گویند. چطور می&rlm;شود کسی آنقدر اوج بگیرد، مانند سلمان، اباذر، مقداد که بهشت آرزویشان را می&rlm;کشید؟ و در مقابل چه عاملی باعث می&rlm;شود بعضی نیز اینقدر سقوط کنند که همچون اباسفیان و ابوجهل شوند و در پایین&zwnj;ترین درجۀ زندگی باشند؟!\r\n\r\nدر پاسخ به این سؤال می&zwnj;توان گفت یکی از دلائل آن، نوع انتخابهای افراد است که در زندگی دارند. وقتی فردی به بلوغ رسید، انتخابهای او شروع می&rlm;شود. انتخاب همسر، شغل، خانه، رشته تحصیلی تا انتخاب رئیس جمهور، نماینده مجلس، نوع حکومت و... .\r\n\r\nدر واقع انتخاب مسیر زندگی، در صعود به قله&zwnj;های نورانی یا سقوط به درّه&zwnj;های ظلمانی، تأثیر بسزایی دارد؛ بنابراین لازم است پیرامون ملاکهای انتخاب بحث و بررسی انجام شود.\r\n\r\nملاکهای انتخاب\r\n\r\nبرای انتخاب، پنج ملاک وجود دارد که می&rlm;توان با شناخت آنها به بخشی از عظمت و مقام حضرت زهرا(علیها السلام) پی برد. این ملاکها در تمامی بخشهای زندگی انسان مؤثر خواهند بود و توجه به آنها، مسیر زندگی را تعالی می&zwnj;بخشد.\r\n\r\n1. سودجویی\r\n\r\nبرخی افراد بر اساس سود و منفعت و کسب منافع دنیوی انتخاب می&zwnj;کنند؛ به طور مثال می&rlm;گویند: به هر چیزی که برای ما نفع دارد رأی می&rlm;دهیم. قرآن کریم می&rlm;فرماید: ]فَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَ مَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ&zwnj;[[7]؛ &laquo;و از مردم کسى است که مى&rlm;گوید: پروردگارا! به ما در همین دنیا عطا کن! و حال آنکه براى او در آخرت نصیبى نیست.&raquo; و در آیه بعد می&rlm;فرماید:]رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ[؛[8]&laquo;پروردگارا! در این دنیا به ما نیکى و در آخرت [نیز] نیکى عطا کن و ما را از عذاب آتش [دور] نگهدار!&raquo;؛ خداوند متعال در این آیات می&zwnj;فرماید نباید ملاک انتخاب شما در زندگی، منافع دنیوی باشد و بایستی به آخرت نیز توجه داشته باشید؛ هر چند اگر به دنبال کسب منافع دنیوی باشید خداوند متعال همان را به شما عطا می&zwnj;کند؛ چنانکه می&zwnj;فرماید: ]مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِیهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِیدُ[؛[9] &laquo;هر کس خواهان [دنیاى] زودگذر است، به زودى هر که را خواهیم [نصیبى] از آن مى&rlm;دهیم.&raquo; و در ادامه می&zwnj;فرماید:]ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ یَصْلاَهَا مَذْمُوماً مَدْحُوراً[؛ &laquo;آنگاه جهنم را که در آن خوار و رانده داخل خواهد شد، براى او مقرّر مى&rlm;داریم.&raquo;\r\n\r\nنمونه&rlm;های افرادی که به دنبال کسب منافع دنیوی دست به هر کاری زدند، در تاریخ فراوان وجود دارد؛ به طور مثال &laquo;شبث بن ربعی&raquo; هم با معاویه بیعت کرد، هم به امام حسین(علیه السلام) پیوست، هم در لشکر ابن زیاد بود، هم در لشکر مختار، بعد به لشکر مصعب بن زبیر پیوست و هر جایی که به نفعش بود، می&rlm;رفت. این انتخاب هیچ&zwnj;گونه ارزشی ندارد و چه بسا گاهی مقدمات سقوط انسان به درّه&zwnj;های ظلمانی را فراهم می&zwnj;سازد.\r\n\r\nعملکرد این افراد گاهی در جوامع اداری نیز خود نمایی می&rlm;کند؛ به گونه&zwnj;ای که در مسیر خواسته&zwnj;های مدیر خود، گاهی دیدن&zwnj;دار و گاهی بی&zwnj;دین هستند.\r\n\r\nشخصی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمد تا با آن حضرت بیعت کند. عرض کرد: یا رسول الله! آمده&rlm;ام مسلمان شوم. حضرت فرمود: فقط با یک شرط قبول می&rlm;کنم. گفت: چه شرطی؟ فرمود: &laquo;اُبَایِعُکَ عَلَی اَن تَقتُلَ اَبَاکَ؛ با این شرط بیعت می&rlm;کنم که پدرت را بکشی!&raquo;\r\n\r\nآن شخص پس از مقداری تأمل عرض کرد: قبول می&rlm;کنم یا رسول الله! اسلام حق است و من هم پذیرفتم. اگر شما صلاح می&rlm;دانید، پدرم را می&rlm;کشم. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) که به قصد امتحان کردن آن فرد چنین درخواستی کرده بود، فرمود &laquo;نَحنُ لَا نَأمُرُکُم بِقَتلِ آبَائِکُم؛[10] ما (انبیا) هرگز به کشتن پدرانتان امر نمی&rlm;کنیم.&raquo;؛ یعنی خواستم تو را امتحان کنم که آیا اسلام آوردنت سودجویانه و در مسیر کسب منافع شخصی است یا نه!\r\n\r\nگروهی دیگر از افراد هستند که از وضعیت دنیاطلبی فراتر رفته و چنانچه منافع دنیوی آنها تأمین نشود، به عناد ومخالفت با دین و آموزه&zwnj;های دینی می&zwnj;پردازند؛ در طول دوران حیات انقلاب اسلامی نیز این&zwnj;گونه افراد وجود داشتند که قرآن کریم در توصیف آنان می&zwnj;فرماید:]فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلاَهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ&zwnj; وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلاَهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ&zwnj;[[11]؛ &laquo;اما انسان، هنگامى که پروردگارش وى را مى&rlm;آزماید و عزیزش مى&rlm;دارد و نعمت فراوان به او مى&rlm;دهد، مى&rlm;گوید: پروردگارم مرا گرامى داشته است. و اما چون وى را مى&rlm;آزماید و روزى&rlm;اش را بر او تنگ مى&rlm;گرداند ، مى&rlm;گوید: پروردگارم مرا خوار کرده است.&raquo;\r\n\r\n2. ترس\r\n\r\nدومین ملاک و انگیزۀ انتخاب برخی از افراد، ترس است؛ یعنی گاهی برخی افراد راهی را برمی&zwnj;گزینند تا دچار ترس و اضطراب نشوند!\r\n\r\nامیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می&rlm;فرماید: &laquo;الجِبانُ یَنهَزِمُ سَریعاً؛[12] ترسو زود عقب می&rlm;نشیند.&raquo;\r\n\r\nهنگامی که عبدالله بن زبیر را اعدام کردند، جنازه&rlm;اش را بالای دار گذاشتند تا مردم با دیدن او فکر مقابله با دستگاه حکومتی را نکنند. یکی از افراد ترسو (عبدالله بن عمر) که با امیرالمؤمنین(علیه السلام) بیعت نکرد و در جنگهای نهروان و جمل و صفین نیز کناری نشست، شبانه به در خانه حجاج بن یوسف ثقفی آمد و گفت: می&rlm;خواهم با شما بیعت کنم؛ چون شما نماینده عبدالملک مروان؛ یعنی امام زمان من هستی و (پیغمبر(صلی الله علیه و آله) فرموده است) هر کسی بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است، پس آمده&rlm;ام با توبیعت کنم. حجاج گفت: می&rlm;دانم به چه دلیل آمده&rlm;ای. تو برای خدا و امر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) نیامده&rlm;ای؛ بلکه از ترس آمده&rlm;ای که نکند روزی نوبت تو شود.[13]\r\n\r\nامیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نیز مردم کوفه را به این ویژگی (ترسوئی) خطاب می&zwnj;کند و می&rlm;فرماید: &laquo;یَا أهلَ الکُوفَةِ! مُنِیتُ مِنکُم بِثَلاثٍ وَ اثنَتَینِ، صُمٌّ ذَوُو أسمَاعٍ بِکُمُ ذَوُو کَلامٍ عُمیٌ ذَوُو أبصَارٍ؛[14] ای اهل کوفه! از [رفتار] شما به سه چیز [که در شما هست] و دو چیز [که در شما نیست] به غم و اندوه مبتلا شده&rlm;ام؛ [آن سه چیز:] با اینکه گوش دارید، کر هستید و با انیکه سخن می&rlm;گویید، گنگ هستید و با اینکه چشم دارید، کور هستید.&raquo;\r\n\r\n3. تعصّب\r\n\r\nسومین ملاک انتخاب در برخی افراد، &laquo;تعصّب&raquo; است؛ یعنی افراد گاهی از روی تعصّب حق و حقیقت را فراموش می&zwnj;کنند و به دنبال تعصّبات و علقه&zwnj;های خود می&zwnj;روند؛ البته تعصّب برای دین و اخلاق خوب و پسندیده است! چنانچه امام علی(علیه السلام) می&zwnj;فرماید: &laquo;وَ اِن کَانَ لَابُدَّ مِنَ العَصَبِیَّةِ فَلیَکُن تَعَصُّبُکُم لِمَکَارِمِ الخِصَالِ؛[15] و اگر ناچار بودید بر تعصّب، پس تعصبّتان بر صفات شایسته باشد.&raquo;\r\n\r\nوقتی حضرت موسی(علیه السلام) خواست دریا را بشکافد و مردم را از خطرات تعقیب کنندگان رها سازد، قبیله موسی(علیه السلام) گفتند: &laquo;نَحنُ اِثنَتَا عَشَرَةَ قَبِیلَةً بَنُو اِثنَی عَشَرَ أباً؛[16]ما دوازده قبیله&rlm; از دوازده پدر هستیم.&raquo; یعنی تعصّب قبیله&zwnj;ای مانع از با هم بودن ماست و اگر می&rlm;خواهی دریا را بشکافی، دوازده راه درست کن! ما نمی&rlm;توانیم با هم از یک راه برویم!\r\n\r\nحضرت زهرا(علیها السلام) در مسجد فریاد زد: ای مردم! از شما یک سؤال دارم نسبت به آن انتخابتان! &laquo;إِلَى أَیِّ سِنَادٍ اسْتَنَدُوا وَ بِأَیَّةِ عُرْوَةٍ تَمَسَّکُوا؛[17] به کدام سند استناد کردید و به کدام دستاویز محکم چنگ زدید؟&raquo; مگر قرآن نمی&rlm;فرماید:]أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لاَ یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ[[18]؛&laquo;پس آیا کسى که به سوى حقّ رهبرى مى&rlm;کند سزاوارتر است مورد پیروى قرار گیرد یا کسى که راه نمى&rlm;یابد، مگر آنکه هدایت شود؟ شما را چه شده؟ چگونه داورى مى&rlm;کنید؟&raquo;\r\n\r\n4. تقلید کورکورانه\r\n\r\nچهارمین ملاک انتخاب برای عده&zwnj;ای، محیط&rlm;زدگی و تقلید کورکورانه است. قرآن می&rlm;فرماید:]وَ جَاوَزْنَا بِبَنِی إِسْرَائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ یَعْکُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا یَا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلهاً کَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ&zwnj;[[19]؛ &laquo;و فرزندان اسرائیل را از دریا گذراندیم تا به قومى رسیدند که بر [پرستش] بتهاى خویش همت مى&rlm;گماشتند. گفتند: اى موسى! همان گونه که براى آنان خدایانى است، براى ما [نیز] خدایى قرار ده! گفت: به راستى شما گروهى هستید که نادانى مى&rlm;کنید.&raquo;\r\n\r\nیکی از چیزهایی که همواره بر بدنۀ اسلام صدمه وارد ساخته، تقلید کورکورانه است؛ از انتخاب خلیفه و جانشین پیامبر تا ظلمها و ستمهای وارده بر اهل&zwnj;بیت(علیهم السلام) که همگی از تقلیدهای کورکورانه و محیط&zwnj;زدگی برخی افراد حکایت دارد.\r\n\r\nقرآن کریم می&rlm;فرماید: به برخی می&rlm;گوییم ایمان بیاورید، می&rlm;گویند: چون پدرانمان کافر بودند، ما هم راه آنها را می&rlm;رویم، ولو اینکه پدران آنها چیزی نمی&rlm;فهمیدند.\r\n\r\nحضرت زهرا(علیها السلام) شبها به در خانه بعضی از اصحاب می&rlm;رفتند، برای دفاع از امامت حضرت علی(علیه السلام). وقتی اشتباه اصحاب را به آنان گوشزد می&zwnj;کردند، می&rlm;گفتند: &laquo;یَا بِنتَ رَسُولِ اللهِ! قَد مَضَت بِیعَتَنَا؛[20] ای دختر رسول خدا! دیگر بیعت ما گذشت [و راه برگشت آن نیست].&raquo; یعنی دیگر نمی&rlm;توانیم بیعتی که کرده&rlm;ایم، بشکنیم که این همان عدم شناخت صحیح حق از باطل و تقلید غیرعالمانه است.\r\n\r\nامروزه این رذیله را در زندگی اجتماعی نیز می&zwnj;بینیم؛ به گونه&zwnj;ای که برخی افراد بهترین آموزه&zwnj;های دینی خود (همچون نماز، روزه، حجاب، ولایت و...) را در قبال تقلید از دیگران به کناری می&zwnj;گذارند و رها می&zwnj;کنند.\r\n\r\nانتخاب آگاهانه\r\n\r\nحال سؤال دیگری پیش می&zwnj;آید و آن اینکه چه انتخابی صحیح است؟ و چه ملاک و شاخصه&zwnj;ای برای انتخاب توصیه می&zwnj;شود؟ به عبارتی دیگر چه چیزی است که صعود انسان را به قله&zwnj;های نورانیّت و معنویت تضمین می&zwnj;کند و او را از بند بردگی دنیا به شکوه بندگی خداوند می&zwnj;رساند؟\r\n\r\nدر پاسخ باید گفت &laquo;انتخاب آگاهانه&raquo; و انتخاب صحیح، تنها را چارۀ انسان در راه اعتلا و پیشرفت است. اگر فردی راه حق را به درستی و با بصیرت و آگاهی انتخاب نماید، سعادت و کمال را یافته و به آن خواهد رسید.\r\n\r\nخدای متعال می&rlm;فرماید:]قُلْ هذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِیرَةٍ[[21]؛ &laquo;بگو: این است راه من، که من و هر کس پیروى&rlm;ام کرد، با بینایى به سوى خدا دعوت مى&rlm;کنیم.&raquo; یعنی در مسیر انتخاب راه حق بصیرت و آگاهی لازم است.\r\n\r\nقرآن کریم همۀ مسلمانان را به انتخاب آگاهانه که همان انتخاب راه رسول و اهل&zwnj;بیت(علیهم السلام) است، فرامی&zwnj;خواند و می&zwnj;فرماید: ]وَ مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ[[22]؛ &laquo;و آنچه را فرستاده [او] به شما داد، آن را بگیرید و از آنچه شما را بازداشت، بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سخت&rlm;کیفر است.&raquo;\r\n\r\nبه یقین می&zwnj;توان گفت بسیاری از مشکلات امروز جهان اسلام و مسلمین از ناحیۀ &laquo;عدم بصیرت&raquo; و عدم آگاهی آنان نشأت گرفته و آنان فراموش کردند که پیامبر هر وقت به اهل&rlm;بیت خود می&rlm;رسید، می&rlm;فرمود:&laquo;اُذَکِّرُکُمُ اللهَ فِی أهلِ بَیتِی، اُذَکِّرُکُمُ اللهَ فِی أهلِ بَیتِی، اُذَکِّرُکُمُ اللهَ فِی أهلِ بَیتِی؛[23] درباره خانواده&rlm;ام، خدا را به یاد شما می&rlm;آورم.&raquo; این بصیرت&zwnj;دهی پیامبر هم در گفتار آن حضرت و هم در رفتار ایشان دیده می&zwnj;شود؛ آن حضرت بارها (نزدیک به شش ماه) در خانه فاطمه زهرا(علیها السلام) را می&rlm;زد و می&rlm;فرمود:]إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً[[24]؛ &laquo;خدا فقط مى&rlm;خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.&raquo;[25] این رفتار پیامبر حاکی از این است که اهل&rlm;بیت من اهل این خانه هستند. دقت در الفاظ و متون آیات و روایات نیز به انسان بصیرت و آگاهی می&zwnj;بخشد؛ به طور مثال در سوره احزاب بیست ضمیر جمع مؤنث وجود دارد؛ میان این همه ضمیر مؤنث می&rlm;فرماید: &laquo;لِیُذهِبَ عَنکُم&raquo; اگر آیه برای زنان پیامبر بود، باید با &laquo;کُنَّ&raquo; خطاب می&rlm;شد؛ یعنی می&rlm;فرمود: &laquo;عَنکُنّ&raquo; که این تغییر لفظ و مخاطب، نشان از آگاهی&zwnj;بخشی قرآن است.\r\n\r\nپس از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) سایر ائمه(علیهم السلام) نیز همواره بصیرت&zwnj;آفرینی و آگاهی&zwnj;بخشی می&zwnj;کردند. امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)فرمود: &laquo;اُنظُرُوا أهلَ&rlm;بَیتِ نَبِیِّکُم فَاَلزِمُوا سَمتَهُم وَ اتَّبِعُوا آثَارَهُم&raquo;؛[26] نگاه کنید به اهل بیت پیغمبرتان و از طریقه ایشان جدا نشده و رفتارشان را پیروی کنید.&raquo; به تعبیر دیگر ای مردم! به ما توجه داشته باشید! پشت سر ما حرکت کنید! هر علامت و سمتی که ما می&rlm;رویم، خودتان را به ما وصل کنید!\r\n\r\nآن حضرت در ادامه می&rlm;فرماید: &laquo;فَلَن یَخرُجُوکُم مِن هُدیً وَ لَن یُعِیدُوکُم فِی رِدیً، فَاِن لَبِدُوا فَالبُدُوا؛ [اگر دنبال اهل&rlm;بیت بروید] هیچ وقت شما را از [جاده] هدایت بیرون نمی&rlm;برند و هیچ گاه در پستی [و رذالت] قرار نمی&rlm;دهند، پس هرجا آنها توقف کردند، بایستید!&raquo;؛ بعضی افراد جایی که اهل&rlm;بیت(علیهم السلام) توقف می&rlm;کنند، نمی&rlm;ایستند و می&rlm;روند و برخی مواقع که اهل&zwnj;بیت حرکت می&zwnj;کردند، آنها می&zwnj;ایستادند.\r\n\r\nدر ادامه نیز می&rlm;&zwnj;فرماید: &laquo;فَاِن نَهَضُوا فَانهَضُوا؛ هرکجا برخاستند، برخیزید!&raquo; باید سیرۀ اهل&zwnj;بیت در تمامی زندگی انسان، عملیاتی شود و هر حرکتی مستندبه رفتار و گفتار قرآن و اهل&zwnj;بیت باشد؛ اگر در صدد برپایی مجلس عزا هستیم، سیره امام صادق(علیه السلام) و ائمه(علیهم السلام) را بنگریم و روشی که موجب وهن شیعه باشد بکار نگیریم. اگر قصد ترویج فرهنگ شیعی را داریم، به زندگی امامان و اصحاب راستین آنان تأسی کنیم تا از راه حق فاصله نگیریم و نه پیش از ائمه و نه پس از آنان باشیم بلکه در کنار آنان حرکت کنیم.\r\n\r\nحضرت زهرا(علیها السلام) در این ویژگی بهترین الگوست. تمامی بزرگان و علمای جهان اسلام اعم از اهل&zwnj;سنت و شیعه، به بزرگی و بلندی مرتبۀ حضرت زهرا(علیها السلام) اعتراف نموده&zwnj;اند و همگی در مقابل آن حضرت تواضع می&zwnj;کنند؛ حال رفتار آن حضرت در تمامی شئون زندگی الگوی عملی و رفتاری ماست. حضرت زهرا(علیها السلام) بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله) از چه کسی حمایت و دفاع کرد؟ برای چه کسی جانش را داد؟ انتخاب همسر، جهیزیه، فرزند داری و... همگی الگوی واقعی زندگی دینی است.\r\n\r\nسخن پایانی\r\n\r\nدر پایان می&zwnj;توان گفت: حضرت زهرا(علیها السلام) در زندگی خود دو نوع تلاش و انتخاب داشت؛ یکی ایجابی و دیگری سلبی. در بخش تلاش و انتخاب ایجابی، خطبه خواند، از ولایت دفاع کرد، و بصیرت&zwnj;دهی نمود.\r\n\r\nدر بخش سلبی نیز از حق و حقیقت دفاع کرد و با برخی امور همچون مخفی&zwnj;بودن قبر مطهرش، تشییع شبانه و ... مهر بطلان بر فعالیتها و دسیسه&zwnj;های دشمنان اهل&zwnj;بیت(علیهم السلام) که همان دشمنان اسلام راستین هستند، زد.\r\n\r\nبنابراین می&zwnj;توان گفت یکی از عوامل بلندی مرتبه و عظمت حضرت زهرا(علیها السلام)، انتخاب شایستۀ آن حضرت و برگزیدن راه صحیح و درست در طول زندگی است.\r\n\r\n\r\n\r\n____________________________________________________\r\nپی نوشت ها:\r\n\r\n\r\n[1]. در قرآن کریم آیات زیادی است که به موضوع &laquo;فضل و برتری اهل بیت(علیهما السلام)&raquo; بر سایر انسانها اشاره دارد؛ آیاتی همچون &laquo;آیه مباهله&raquo;، &laquo;آیه تطهیر&raquo;، &laquo;آیه تبلیغ&raquo; و... که در اینجا فرصت پرداختن به آنها وجود ندارد.\r\n\r\n\r\n\r\n[2]. ینابیع المودة، سلیمان قندوزی، مکتبة بصیرتی، قم، باب63، ص 362.\r\n\r\n\r\n\r\n[3]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1403 ق، ج 8، ص 53.\r\n\r\n\r\n\r\n[4]. أمالی، شیخ طوسی، دارالثقافة، قم، 1414 ق، ص 668.\r\n\r\n\r\n\r\n[5]. مکاتیب الائمة، احمدی میانجی، دارالحدیث، قم، 1426 ق، ج 2، ص 128.\r\n\r\n\r\n\r\n[6]. نهج &zwnj;البلاغه، سید رضی، تصحیح صبحی صالح، نشر هجرت، قم، 1414 ق، ص 244، خطبه 193.\r\n\r\n\r\n\r\n[7]. بقره\/ 200.\r\n\r\n\r\n\r\n[8]. بقره \/ 201\r\n\r\n\r\n\r\n[9]. اسراء\/ 18.\r\n\r\n\r\n\r\n[10]. بحار الانوار، ج 65، ص 281.\r\n\r\n\r\n\r\n[11]. فجر\/ 15.\r\n\r\n\r\n\r\n[12]. النوادر، قطب راوندی، دارالکتب، قم، بی&zwnj;تا، ص 32.\r\n\r\n\r\n\r\n[13]. &laquo;طرق علی الحجاج بابه لیلاً لیبایع لعبدالملک کی لا یبیت تلک اللیلة بلا امام؛ زعم انه روی عن النبی(علیه السلام) انه قال: من مات و لا امام له، مات میتة الجاهلیة.&raquo; شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، 1404 ق، ج 13، ص 242.\r\n\r\n\r\n\r\n[14]. نهج البلاغه، ص 142.\r\n\r\n\r\n\r\n[15]. نهج البلاغه، خطبه192، معروف به خطبه قاصعه.\r\n\r\n\r\n\r\n[16]. البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، مؤسسه بعثت، قم، 1374 ش، ج 1، ص 214.\r\n\r\n\r\n\r\n[17]. بحارالانوار، ج 43، ص 158.\r\n\r\n\r\n\r\n[18]. یونس\/ 35.\r\n\r\n\r\n\r\n[19]. اعراف\/ 138.\r\n\r\n\r\n\r\n[20]. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج 28، ص 352.\r\n\r\n\r\n\r\n[21]. یوسف\/ 108.\r\n\r\n\r\n\r\n[22]. حشر\/ 7.\r\n\r\n\r\n\r\n[23]. البرهان فی تفسیر القرآن ، ج 4، ص 469.\r\n\r\n\r\n\r\n[24]. احزاب\/ 33.\r\n\r\n\r\n\r\n[25]. شواهد التنزیل، حسکانی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1411ق، ج 2، ص 83.\r\n\r\n\r\n[26]. نهج البلاغه، ص 143.","content_html":"<div class=\"summary\">یکی از سؤالاتی که همواره اذهان را به خود مشغول ساخته، این است که چگونه کسی به این مرحله از صعود و اوج عظمت می رسد؟ و برای رسیدن به این مرحله از زندگی چه اعمال و رفتاری را باید انجام داد؟<\/div>\n\n<div dir=\"rtl\">\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:rgb(0,0,205);\">مقام حضرت زهرا(علیها السلام)<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حضرت صدیقه طاهره، زهرای مرضیه(علیها السلام) بانوی بزرگواری است که خود، همسر و دو فرزندش به تصریح آیات<span dir=\"ltr\">[1]<\/span> و روایات، بعد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) برترین موجودات خلقت و عالم هستی‏ اند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) فرمود: «لَو عَلِمَ اللهُ تَعَالَی اَنَّ فِی الْأَرْضِ عِبَاداً أکرَمَ مِن عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الحَسَنَ وَ الحُسَینَ لَأمَرَنِی أَنْ أُبَاهِلَ بِهِم وَ لَکِن أمَرَنِی بِالْمُبَاهِلَةِ مَعَ هَؤُلاءِ وَ هُم أفضَلُ الخَلقِ فَغَلَبَت بِهِمُ النَّصَارَی؛<span dir=\"ltr\">[2]<\/span> اگر خداوند می‏دانست در زمین بندگانی گرامی‏تر از علی و فاطمه و حسن و حسین وجود دارد، قطعاً امر می‏کرد که به همراه آنان با نصاری مباهله کنم، ولکن امر کرد به همراه ایشان (با ایشان) مباهله کنم و آنها با فضیلت‏ترین خلق هستند؛ پس [با همراهی ایشان] بر نصارا غلبه کردم.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیرامون عظمت و مقام حضرت زهرا(علیها السلام) روایات زیادی وجود دارد که پرداختن به همۀ آنها، خارج از وسع این مقاله است؛ برخی از این روایات مربوط به زندگی شخصی آن حضرت است، برخی دیگر به عظمت شأن فاطمۀ زهرا(علیها السلام) در مسائل اجتماعی و دینی اشاره می کند و دسته ای نیز بزرگی و بلندی مقام ایشان را در فردای قیامت توصیف می نماید.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در اینجا به دو مورد از آنها اشاره می شود:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">1. امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)می فرماید:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">«یک روز رسول خدا(صلی الله علیه و آله)بر فاطمه(علیها السلام)وارد شد در حالی که حضرت فاطمه(علیه السلام)محزون بود! پیامبر(صلی الله علیه و آله)از علت حزن فاطمه سؤال کرد؛ ایشان فرمود: از وقوف مردم روز قیامت در محشر محزون [و نگران] هستم. سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله)فرمود:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">«إِنَّهُ لَیَوْمٌ عَظِیمٌ وَ لَکِنْ قَدْ أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُ(علیه السلام)عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّهُ قَالَ أَوَّلُ مَنْ تَنْشَقُّ عَنْهُ الْأَرْضُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَنَا ثُمَّ أَبِی إِبْرَاهِیمُ ثُمَّ بَعْلُکِ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ(علیه السلام)ثُمَّ یَبْعَثُ اللَّهُ إِلَیْکِ جَبْرَئِیلَ فِی سَبْعِینَ أَلْفَ مَلَکٍ... فَإِذَا صِرْتِ فِی أَعْلَى الْمِنْبَرِ أَتَاکِ جَبْرَئِیلُ(علیه السلام) فَیَقُولُ لَکِ یَا فَاطِمَةُ سَلِی حَاجَتَکِ فَتَقُولِینَ یَا رَبِّ أَرِنِی الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ فَیَأْتِیَانِکِ... یَا رَبِّ شِیعَتِی فَیَقُولُ اللَّهُ قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ... فَعِنْدَ ذَلِکِ یَوَدُّ الْخَلَائِقُ أَنَّهُمْ کَانُوا فَاطِمِیِّینَ؛<span dir=\"ltr\">[3]<\/span> به درستی که [روز قیامت] روز بزرگی است؛ و لکن جبرئیل از جانب خداوند عزیز و بلند مرتبه به من خبر رساند اولین کسی که در روز محشر از زمین بلند می شود، من (پیامبر(صلی الله علیه و آله)) هستم، سپس پدرم [حضرت] ابراهیم(علیه السلام)و بعد از آن شوهرت علی بن ابی طالب(علیه السلام)و پس از آن خداوند جبرئیل را با هفتاد هزار فرشته به سوی تو روانه می سازد... هنگامی که تو در بالاترین جایگاه قرار گرفتی، جبرئیل (از جانب خداوند) به تو می گوید: ای فاطمه! حاجت خود را بخواه. تو می گویی: ای پروردگار حسن و حسین(علیهما السلام)را به من نشان بده، پس آن دو به نزدت آیند... ای پروردگار شیعیانم (را نجات بده) که خداوند می فرماید: آنها را بخشیدم... در این هنگام [تمام اهل محشر] از خلایق آرزو می‏کنند کاش فاطمی بودند.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">2. امام صادق(علیه السلام)پیرامون مقام حضرت زهرا(علیها السلام) می فرماید: «هِیَ الصِدِّیقَةُ الکُبرَی وَ عَلَی مَعرِفَتِهَا دَارَت القُرُونُ الأُولَی؛<span dir=\"ltr\">[4]<\/span> فاطمه، صدیقه کبراست و تمام قرنهای گذشته بر محور معرفت او می‏ چرخند.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:rgb(0,0,205);\">منشأ صعود و سقوط<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">یکی از سؤالاتی که همواره اذهان را به خود مشغول ساخته، این است که چگونه کسی به این مرحله از صعود و اوج عظمت می رسد؟ و برای رسیدن به این مرحله از زندگی چه اعمال و رفتاری را باید انجام داد؟ البته این عظمت و بزرگی خاص حضرت زهرا(علیها السلام) که دختر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) است، نیست، بلکه گاهی بین افراد معمولی نیز کسانی هستند که معصومین(علیهم السلام) دوست دارند او را ببینند و در مورد آنها عباراتی همچون «وَاشَوقَاهُ اِلَی رُؤیَتِهِم»<span dir=\"ltr\">[5]<\/span> و «اَینَ اِخوَانِی»؟<span dir=\"ltr\">[6]<\/span> می گویند. چطور می‏شود کسی آنقدر اوج بگیرد، مانند سلمان، اباذر، مقداد که بهشت آرزویشان را می‏کشید؟ و در مقابل چه عاملی باعث می‏شود بعضی نیز اینقدر سقوط کنند که همچون اباسفیان و ابوجهل شوند و در پایین ترین درجۀ زندگی باشند؟!<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در پاسخ به این سؤال می توان گفت یکی از دلائل آن، نوع انتخابهای افراد است که در زندگی دارند. وقتی فردی به بلوغ رسید، انتخابهای او شروع می‏شود. انتخاب همسر، شغل، خانه، رشته تحصیلی تا انتخاب رئیس جمهور، نماینده مجلس، نوع حکومت و... .<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در واقع انتخاب مسیر زندگی، در صعود به قله های نورانی یا سقوط به درّه های ظلمانی، تأثیر بسزایی دارد؛ بنابراین لازم است پیرامون ملاکهای انتخاب بحث و بررسی انجام شود.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:rgb(0,0,205);\">ملاکهای انتخاب<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">برای انتخاب، پنج ملاک وجود دارد که می‏توان با شناخت آنها به بخشی از عظمت و مقام حضرت زهرا(علیها السلام) پی برد. این ملاکها در تمامی بخشهای زندگی انسان مؤثر خواهند بود و توجه به آنها، مسیر زندگی را تعالی می بخشد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">1. سودجویی<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">برخی افراد بر اساس سود و منفعت و کسب منافع دنیوی انتخاب می کنند؛ به طور مثال می‏گویند: به هر چیزی که برای ما نفع دارد رأی می‏دهیم. قرآن کریم می‏فرماید: <span dir=\"ltr\">]<\/span>فَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَ مَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ <span dir=\"ltr\">[<\/span><strong><span dir=\"ltr\"><strong>[7]<\/strong><\/span><\/strong>؛ «و از مردم کسى است که مى‏گوید: پروردگارا! به ما در همین دنیا عطا کن! و حال آنکه براى او در آخرت نصیبى نیست.» و در آیه بعد می‏فرماید:<span dir=\"ltr\">]<\/span>رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ<span dir=\"ltr\">[<\/span><strong>؛<span dir=\"ltr\"><strong>[<\/strong><\/span><\/strong><span dir=\"ltr\">8<\/span><strong><span dir=\"ltr\"><strong>]<\/strong><\/span><\/strong>«پروردگارا! در این دنیا به ما نیکى و در آخرت [نیز] نیکى عطا کن و ما را از عذاب آتش [دور] نگهدار!»؛ خداوند متعال در این آیات می فرماید نباید ملاک انتخاب شما در زندگی، منافع دنیوی باشد و بایستی به آخرت نیز توجه داشته باشید؛ هر چند اگر به دنبال کسب منافع دنیوی باشید خداوند متعال همان را به شما عطا می کند؛ چنانکه می فرماید: <span dir=\"ltr\">]<\/span>مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِیهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِیدُ<span dir=\"ltr\">[<\/span>؛<span dir=\"ltr\">[9]<\/span> «هر کس خواهان [دنیاى] زودگذر است، به زودى هر که را خواهیم [نصیبى] از آن مى‏دهیم.» و در ادامه می فرماید:<span dir=\"ltr\">]<\/span>ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ یَصْلاَهَا مَذْمُوماً مَدْحُوراً<span dir=\"ltr\">[<\/span>؛ «آنگاه جهنم را که در آن خوار و رانده داخل خواهد شد، براى او مقرّر مى‏داریم.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">نمونه‏های افرادی که به دنبال کسب منافع دنیوی دست به هر کاری زدند، در تاریخ فراوان وجود دارد؛ به طور مثال «شبث بن ربعی» هم با معاویه بیعت کرد، هم به امام حسین(علیه السلام) پیوست، هم در لشکر ابن زیاد بود، هم در لشکر مختار، بعد به لشکر مصعب بن زبیر پیوست و هر جایی که به نفعش بود، می‏رفت. این انتخاب هیچ گونه ارزشی ندارد و چه بسا گاهی مقدمات سقوط انسان به درّه های ظلمانی را فراهم می سازد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">عملکرد این افراد گاهی در جوامع اداری نیز خود نمایی می‏کند؛ به گونه ای که در مسیر خواسته های مدیر خود، گاهی دیدن دار و گاهی بی دین هستند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">شخصی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمد تا با آن حضرت بیعت کند. عرض کرد: یا رسول الله! آمده‏ام مسلمان شوم. حضرت فرمود: فقط با یک شرط قبول می‏کنم. گفت: چه شرطی؟ فرمود: «اُبَایِعُکَ عَلَی اَن تَقتُلَ اَبَاکَ؛ با این شرط بیعت می‏کنم که پدرت را بکشی!»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">آن شخص پس از مقداری تأمل عرض کرد: قبول می‏کنم یا رسول الله! اسلام حق است و من هم پذیرفتم. اگر شما صلاح می‏دانید، پدرم را می‏کشم. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) که به قصد امتحان کردن آن فرد چنین درخواستی کرده بود، فرمود «نَحنُ لَا نَأمُرُکُم بِقَتلِ آبَائِکُم؛<span dir=\"ltr\">[10]<\/span> ما (انبیا) هرگز به کشتن پدرانتان امر نمی‏کنیم.»؛ یعنی خواستم تو را امتحان کنم که آیا اسلام آوردنت سودجویانه و در مسیر کسب منافع شخصی است یا نه!<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">گروهی دیگر از افراد هستند که از وضعیت دنیاطلبی فراتر رفته و چنانچه منافع دنیوی آنها تأمین نشود، به عناد ومخالفت با دین و آموزه های دینی می پردازند؛ در طول دوران حیات انقلاب اسلامی نیز این گونه افراد وجود داشتند که قرآن کریم در توصیف آنان می فرماید:<span dir=\"ltr\">]<\/span>فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلاَهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ  وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلاَهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ <span dir=\"ltr\">[<\/span><span dir=\"ltr\">[11]<\/span><strong>؛ «<\/strong>اما انسان، هنگامى که پروردگارش وى را مى‏آزماید و عزیزش مى‏دارد و نعمت فراوان به او مى‏دهد، مى‏گوید: پروردگارم مرا گرامى داشته است. و اما چون وى را مى‏آزماید و روزى‏اش را بر او تنگ مى‏گرداند ، مى‏گوید: پروردگارم مرا خوار کرده است.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">2. ترس<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">دومین ملاک و انگیزۀ انتخاب برخی از افراد، ترس است؛ یعنی گاهی برخی افراد راهی را برمی گزینند تا دچار ترس و اضطراب نشوند!<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می‏فرماید: «الجِبانُ یَنهَزِمُ سَریعاً؛<span dir=\"ltr\">[12]<\/span> ترسو زود عقب می‏نشیند.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">هنگامی که عبدالله بن زبیر را اعدام کردند، جنازه‏اش را بالای دار گذاشتند تا مردم با دیدن او فکر مقابله با دستگاه حکومتی را نکنند. یکی از افراد ترسو (عبدالله بن عمر) که با امیرالمؤمنین(علیه السلام) بیعت نکرد و در جنگهای نهروان و جمل و صفین نیز کناری نشست، شبانه به در خانه حجاج بن یوسف ثقفی آمد و گفت: می‏خواهم با شما بیعت کنم؛ چون شما نماینده عبدالملک مروان؛ یعنی امام زمان من هستی و (پیغمبر(صلی الله علیه و آله) فرموده است) هر کسی بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است، پس آمده‏ام با توبیعت کنم. حجاج گفت: می‏دانم به چه دلیل آمده‏ای. تو برای خدا و امر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) نیامده‏ای؛ بلکه از ترس آمده‏ای که نکند روزی نوبت تو شود.<span dir=\"ltr\">[13]<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نیز مردم کوفه را به این ویژگی (ترسوئی) خطاب می کند و می‏فرماید: <strong>«یَا أهلَ الکُوفَةِ! <\/strong>مُنِیتُ مِنکُم بِثَلاثٍ وَ اثنَتَینِ، صُمٌّ ذَوُو أسمَاعٍ بِکُمُ ذَوُو کَلامٍ عُمیٌ ذَوُو أبصَارٍ؛<span dir=\"ltr\">[14]<\/span> ای اهل کوفه! از [رفتار] شما به سه چیز [که در شما هست] و دو چیز [که در شما نیست] به غم و اندوه مبتلا شده‏ام؛ [آن سه چیز:] با اینکه گوش دارید، کر هستید و با انیکه سخن می‏گویید، گنگ هستید و با اینکه چشم دارید، کور هستید.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">3. تعصّب<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سومین ملاک انتخاب در برخی افراد، «تعصّب» است؛ یعنی افراد گاهی از روی تعصّب حق و حقیقت را فراموش می کنند و به دنبال تعصّبات و علقه های خود می روند؛ البته تعصّب برای دین و اخلاق خوب و پسندیده است! چنانچه امام علی(علیه السلام) می فرماید: «وَ اِن کَانَ لَابُدَّ مِنَ العَصَبِیَّةِ فَلیَکُن تَعَصُّبُکُم لِمَکَارِمِ الخِصَالِ؛<span dir=\"ltr\">[15]<\/span> و اگر ناچار بودید بر تعصّب، پس تعصبّتان بر صفات شایسته باشد.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">وقتی حضرت موسی(علیه السلام) خواست دریا را بشکافد و مردم را از خطرات تعقیب کنندگان رها سازد، قبیله موسی(علیه السلام) گفتند: «نَحنُ اِثنَتَا عَشَرَةَ قَبِیلَةً بَنُو اِثنَی عَشَرَ أباً؛<span dir=\"ltr\">[16]<\/span>ما دوازده قبیله‏ از دوازده پدر هستیم.» یعنی تعصّب قبیله ای مانع از با هم بودن ماست و اگر می‏خواهی دریا را بشکافی، دوازده راه درست کن! ما نمی‏توانیم با هم از یک راه برویم!<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حضرت زهرا(علیها السلام) در مسجد فریاد زد: ای مردم! از شما یک سؤال دارم نسبت به آن انتخابتان! «إِلَى أَیِّ سِنَادٍ اسْتَنَدُوا وَ بِأَیَّةِ عُرْوَةٍ تَمَسَّکُوا؛<span dir=\"ltr\">[17]<\/span> به کدام سند استناد کردید و به کدام دستاویز محکم چنگ زدید؟» مگر قرآن نمی‏فرماید:<span dir=\"ltr\">]<\/span>أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لاَ یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ<span dir=\"ltr\">[<\/span><span dir=\"ltr\">[18]<\/span><strong>؛<\/strong><strong>«<\/strong>پس آیا کسى که به سوى حقّ رهبرى مى‏کند سزاوارتر است مورد پیروى قرار گیرد یا کسى که راه نمى‏یابد، مگر آنکه هدایت شود؟ شما را چه شده؟ چگونه داورى مى‏کنید؟»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">4. تقلید کورکورانه<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">چهارمین ملاک انتخاب برای عده ای، محیط‏زدگی و تقلید کورکورانه است. قرآن می‏فرماید:<span dir=\"ltr\">]<\/span>وَ جَاوَزْنَا بِبَنِی إِسْرَائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ یَعْکُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا یَا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلهاً کَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ <span dir=\"ltr\">[<\/span><span dir=\"ltr\">[19]<\/span>؛ «و فرزندان اسرائیل را از دریا گذراندیم تا به قومى رسیدند که بر [پرستش] بتهاى خویش همت مى‏گماشتند. گفتند: اى موسى! همان گونه که براى آنان خدایانى است، براى ما [نیز] خدایى قرار ده! گفت: به راستى شما گروهى هستید که نادانى مى‏کنید.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">یکی از چیزهایی که همواره بر بدنۀ اسلام صدمه وارد ساخته، تقلید کورکورانه است؛ از انتخاب خلیفه و جانشین پیامبر تا ظلمها و ستمهای وارده بر اهل بیت(علیهم السلام) که همگی از تقلیدهای کورکورانه و محیط زدگی برخی افراد حکایت دارد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">قرآن کریم می‏فرماید: به برخی می‏گوییم ایمان بیاورید، می‏گویند: چون پدرانمان کافر بودند، ما هم راه آنها را می‏رویم، ولو اینکه پدران آنها چیزی نمی‏فهمیدند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حضرت زهرا(علیها السلام) شبها به در خانه بعضی از اصحاب می‏رفتند، برای دفاع از امامت حضرت علی(علیه السلام). وقتی اشتباه اصحاب را به آنان گوشزد می کردند، می‏گفتند: «یَا بِنتَ رَسُولِ اللهِ! قَد مَضَت بِیعَتَنَا؛<span dir=\"ltr\">[20]<\/span> ای دختر رسول خدا! دیگر بیعت ما گذشت [و راه برگشت آن نیست].» یعنی دیگر نمی‏توانیم بیعتی که کرده‏ایم، بشکنیم که این همان عدم شناخت صحیح حق از باطل و تقلید غیرعالمانه است.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امروزه این رذیله را در زندگی اجتماعی نیز می بینیم؛ به گونه ای که برخی افراد بهترین آموزه های دینی خود (همچون نماز، روزه، حجاب، ولایت و...) را در قبال تقلید از دیگران به کناری می گذارند و رها می کنند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:rgb(0,0,205);\">انتخاب آگاهانه<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حال سؤال دیگری پیش می آید و آن اینکه چه انتخابی صحیح است؟ و چه ملاک و شاخصه ای برای انتخاب توصیه می شود؟ به عبارتی دیگر چه چیزی است که صعود انسان را به قله های نورانیّت و معنویت تضمین می کند و او را از بند بردگی دنیا به شکوه بندگی خداوند می رساند؟<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در پاسخ باید گفت «انتخاب آگاهانه» و انتخاب صحیح، تنها را چارۀ انسان در راه اعتلا و پیشرفت است. اگر فردی راه حق را به درستی و با بصیرت و آگاهی انتخاب نماید، سعادت و کمال را یافته و به آن خواهد رسید.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">خدای متعال می‏فرماید:<span dir=\"ltr\">]<\/span>قُلْ هذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِیرَةٍ<span dir=\"ltr\">[<\/span><span dir=\"ltr\">[21]<\/span><strong>؛ «<\/strong>بگو: این است راه من، که من و هر کس پیروى‏ام کرد، با بینایى به سوى خدا دعوت مى‏کنیم.» یعنی در مسیر انتخاب راه حق بصیرت و آگاهی لازم است.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">قرآن کریم همۀ مسلمانان را به انتخاب آگاهانه که همان انتخاب راه رسول و اهل بیت(علیهم السلام) است، فرامی خواند و می فرماید: <span dir=\"ltr\">]<\/span>وَ مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ<span dir=\"ltr\">[<\/span><span dir=\"ltr\">[22]<\/span>؛ «و آنچه را فرستاده [او] به شما داد، آن را بگیرید و از آنچه شما را بازداشت، بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سخت‏کیفر است.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">به یقین می توان گفت بسیاری از مشکلات امروز جهان اسلام و مسلمین از ناحیۀ «عدم بصیرت» و عدم آگاهی آنان نشأت گرفته و آنان فراموش کردند که پیامبر هر وقت به اهل‏بیت خود می‏رسید، می‏فرمود:«اُذَکِّرُکُمُ اللهَ فِی أهلِ بَیتِی، اُذَکِّرُکُمُ اللهَ فِی أهلِ بَیتِی، اُذَکِّرُکُمُ اللهَ فِی أهلِ بَیتِی؛<span dir=\"ltr\">[23]<\/span> درباره خانواده‏ام، خدا را به یاد شما می‏آورم.» این بصیرت دهی پیامبر هم در گفتار آن حضرت و هم در رفتار ایشان دیده می شود؛ آن حضرت بارها (نزدیک به شش ماه) در خانه فاطمه زهرا(علیها السلام) را می‏زد و می‏فرمود:<span dir=\"ltr\">]<\/span>إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً<span dir=\"ltr\">[<\/span><strong><span dir=\"ltr\"><strong>[24]<\/strong><\/span><\/strong>؛ «خدا فقط مى‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.»<span dir=\"ltr\">[25]<\/span> این رفتار پیامبر حاکی از این است که اهل‏بیت من اهل این خانه هستند. دقت در الفاظ و متون آیات و روایات نیز به انسان بصیرت و آگاهی می بخشد؛ به طور مثال در سوره احزاب بیست ضمیر جمع مؤنث وجود دارد؛ میان این همه ضمیر مؤنث می‏فرماید: «لِیُذهِبَ عَنکُم» اگر آیه برای زنان پیامبر بود، باید با «کُنَّ» خطاب می‏شد؛ یعنی می‏فرمود: «عَنکُنّ» که این تغییر لفظ و مخاطب، نشان از آگاهی بخشی قرآن است.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) سایر ائمه(علیهم السلام) نیز همواره بصیرت آفرینی و آگاهی بخشی می کردند. امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)فرمود: «اُنظُرُوا أهلَ‏بَیتِ نَبِیِّکُم فَاَلزِمُوا سَمتَهُم وَ اتَّبِعُوا آثَارَهُم»؛<span dir=\"ltr\">[26]<\/span> نگاه کنید به اهل بیت پیغمبرتان و از طریقه ایشان جدا نشده و رفتارشان را پیروی کنید.» به تعبیر دیگر ای مردم! به ما توجه داشته باشید! پشت سر ما حرکت کنید! هر علامت و سمتی که ما می‏رویم، خودتان را به ما وصل کنید!<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">آن حضرت در ادامه می‏فرماید: «فَلَن یَخرُجُوکُم مِن هُدیً وَ لَن یُعِیدُوکُم فِی رِدیً، فَاِن لَبِدُوا فَالبُدُوا؛ [اگر دنبال اهل‏بیت بروید] هیچ وقت شما را از [جاده] هدایت بیرون نمی‏برند و هیچ گاه در پستی [و رذالت] قرار نمی‏دهند، پس هرجا آنها توقف کردند، بایستید!»؛ بعضی افراد جایی که اهل‏بیت(علیهم السلام) توقف می‏کنند، نمی‏ایستند و می‏روند و برخی مواقع که اهل بیت حرکت می کردند، آنها می ایستادند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در ادامه نیز می‏ فرماید: «فَاِن نَهَضُوا فَانهَضُوا؛ هرکجا برخاستند، برخیزید!» باید سیرۀ اهل بیت در تمامی زندگی انسان، عملیاتی شود و هر حرکتی مستندبه رفتار و گفتار قرآن و اهل بیت باشد؛ اگر در صدد برپایی مجلس عزا هستیم، سیره امام صادق(علیه السلام) و ائمه(علیهم السلام) را بنگریم و روشی که موجب وهن شیعه باشد بکار نگیریم. اگر قصد ترویج فرهنگ شیعی را داریم، به زندگی امامان و اصحاب راستین آنان تأسی کنیم تا از راه حق فاصله نگیریم و نه پیش از ائمه و نه پس از آنان باشیم بلکه در کنار آنان حرکت کنیم.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حضرت زهرا(علیها السلام) در این ویژگی بهترین الگوست. تمامی بزرگان و علمای جهان اسلام اعم از اهل سنت و شیعه، به بزرگی و بلندی مرتبۀ حضرت زهرا(علیها السلام) اعتراف نموده اند و همگی در مقابل آن حضرت تواضع می کنند؛ حال رفتار آن حضرت در تمامی شئون زندگی الگوی عملی و رفتاری ماست. حضرت زهرا(علیها السلام) بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله) از چه کسی حمایت و دفاع کرد؟ برای چه کسی جانش را داد؟ انتخاب همسر، جهیزیه، فرزند داری و... همگی الگوی واقعی زندگی دینی است.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:rgb(255,140,0);\">سخن پایانی<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در پایان می توان گفت: حضرت زهرا(علیها السلام) در زندگی خود دو نوع تلاش و انتخاب داشت؛ یکی ایجابی و دیگری سلبی. در بخش تلاش و انتخاب ایجابی، خطبه خواند، از ولایت دفاع کرد، و بصیرت دهی نمود.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در بخش سلبی نیز از حق و حقیقت دفاع کرد و با برخی امور همچون مخفی بودن قبر مطهرش، تشییع شبانه و ... مهر بطلان بر فعالیتها و دسیسه های دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) که همان دشمنان اسلام راستین هستند، زد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بنابراین می توان گفت یکی از عوامل بلندی مرتبه و عظمت حضرت زهرا(علیها السلام)، انتخاب شایستۀ آن حضرت و برگزیدن راه صحیح و درست در طول زندگی است.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><br \/><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\">____________________________________________________<\/span><br \/><span style=\"color:rgb(218,165,32);\"><strong>پی نوشت ها:<\/strong><\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[1]<\/span>. در قرآن کریم آیات زیادی است که به موضوع «فضل و برتری اهل بیت(علیهما السلام)» بر سایر انسانها اشاره دارد؛ آیاتی همچون «آیه مباهله»، «آیه تطهیر»، «آیه تبلیغ» و... که در اینجا فرصت پرداختن به آنها وجود ندارد.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[2]<\/span>. ینابیع المودة، سلیمان قندوزی، مکتبة بصیرتی، قم، باب63، ص 362.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[3]<\/span>. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1403 ق، ج 8، ص 53.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[4]<\/span>. أمالی، شیخ طوسی، دارالثقافة، قم، 1414 ق، ص 668.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[5]<\/span>. مکاتیب الائمة، احمدی میانجی، دارالحدیث، قم، 1426 ق، ج 2، ص 128.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[6]<\/span>. نهج  البلاغه، سید رضی، تصحیح صبحی صالح، نشر هجرت، قم، 1414 ق، ص 244، خطبه 193.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[7]<\/span>. بقره\/ 200.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[8]<\/span>. بقره \/ 201<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[9]<\/span>. اسراء\/ 18.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[10]<\/span>. بحار الانوار، ج 65، ص 281.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[11]<\/span>. فجر\/ 15.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[12]<\/span>. النوادر، قطب راوندی، دارالکتب، قم، بی تا، ص 32.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[13]<\/span>. «طرق علی الحجاج بابه لیلاً لیبایع لعبدالملک کی لا یبیت تلک اللیلة بلا امام؛ زعم انه روی عن النبی(علیه السلام) انه قال: من مات و لا امام له، مات میتة الجاهلیة.» شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، 1404 ق، ج 13، ص 242.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[14]<\/span>. نهج البلاغه، ص 142.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[15]<\/span>. نهج البلاغه، خطبه192، معروف به خطبه قاصعه.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[16]<\/span>. البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، مؤسسه بعثت، قم، 1374 ش، ج 1، ص 214.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[17]<\/span>. بحارالانوار، ج 43، ص 158.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[18]<\/span>. یونس\/ 35.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[19]<\/span>. اعراف\/ 138.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[20]<\/span>. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج 28، ص 352.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[21]<\/span>. یوسف\/ 108.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[22]<\/span>. حشر\/ 7.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[23]<\/span>. البرهان فی تفسیر القرآن ، ج 4، ص 469.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[24]<\/span>. احزاب\/ 33.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<div>\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[25]<\/span>. شواهد التنزیل، حسکانی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1411ق، ج 2، ص 83.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"ltr\">[26]<\/span>. نهج البلاغه، ص 143.<\/span><\/span><\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2018-02-15 15:13:06","content_date_event":"2018-02-15 15:13:06","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2018-02-15 15:20:52","content_date_register":"2018-02-15 15:20:52","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":297,"eid":0,"attach_title":"1","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/95\/attach\/201802\/283585_2223608144_150_84.webp","300":".\/cache\/95\/attach\/201802\/283585_2223608144_300_169.webp","400":".\/cache\/95\/attach\/201802\/283585_2223608144_400_225.webp","600":".\/cache\/95\/attach\/201802\/283585_2223608144_600_338.webp","900":".\/cache\/95\/attach\/201802\/283585_2223608144_900_506.webp","1200":".\/cache\/95\/attach\/201802\/283585_2223608144_1200_675.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":2223608144,"files":{"original":{"url":".\/file\/95\/attach\/201802\/283585_2223608144.jpg","width":1920,"height":1080,"size":0}}}]}]]