[[{"content_id":71498,"content_number":0,"portal_id":95,"lang_id":"fa","content_title":"سه عامل مهم برای تاخیر در ظهور","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"1)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; به مال اندوزی روی آورده اید\r\n\r\n2)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در برابر مستضعفان فخر فروشی کرده و با آنان با بی اعتنایی رفتار کرده اید.\r\n\r\n3)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; صله رحم را ترک کرده اید.\r\n\r\nابوالحسن علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی می گوید:\r\n\r\nدر یکی از سال ها به قصد سفر حج حرکت کردم و در مدینه چند روزی ماندم ، شاید امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ببینم ؛ اما ملاقات ایشان قسمت ما نشد و با ناراحتی شدید وارد مکه شدم ؛ انجام مناسک حج را شروع کردم ،ولی همچنان در فکر بودم.\r\n\r\nدر یک لحظه که در مقابل کعبه ایستاده بودم ، احساس کردم درب خانه باز شد ؛ شخصی را دیدم که به سویم می آید ، من هم به طرفش رفتم پس از پرسیدن مقصد من و از احوال آقای خصیبی، از من پرسید: ابن مهزیار را می شناسی؟ گفتم : خودم هستم.\r\n\r\nسپس از انگشتر امام حسن عسکری علیه السلام که پس از پدرم در دست من بود پرسید؛انگشتر را به او نشان دادم.\r\n\r\nبعد از آن پرسید : چه کار داشتی؟ گفتم به دنبال آن امامی هستم که از ما پنهان است.\r\n\r\nفرمود: امام خود را پنهان نکرده است، این اعمال شماست که باعث غیبت امام زمان شده است؛ حال برو و دفعه دیگر بین رکن و صفا هم دیگر را می بینیم.\r\n\r\nسر وعده حاضر شدم و او نیز آمد ،با هم پس از کمی راه رفتن به منطقه ای در طائف رسیدیم ،آن شخص پیش از من وارد خیمه ای شد و به سرعت برگشت و بشارت داد که امام اجازه شرفیابی دادند ؛ وارد شدم و خیمه ای دیدم که از گوشه آن نور می درخشید؛ به عنوان امام ،او را مخاطب ساخته و سلام کردم.\r\nآن حضرت خطاب فرمود:\r\n\r\nای ابوالحسن علی بن مهزیار! شب و روز در انتظار دیدار تو لحظه شماری می کردم ، چه شد که تاخیر کردی و به سوی ما نیامدی؟ (یَا أَبَا الْحَسَنِ، قَدْ کُنَّا نَتَوَقَّعُکَ لَیْلًا وَ نَهَاراً، فَمَا الَّذِی&rlm; أَبْطَأَ بِکَ&rlm; عَلَیْنَا؟\r\n\r\nابن مهزیار می گوید، عرض کردم :&nbsp;ای مولای من! کسی را نیافتم که مرا به حضورت راهنمایی کند. (&nbsp;قُلْتُ: یَا سَیِّدِی، لَمْ أَجِدْ مَنْ یَدُلُّنِی إِلَى الْآنَ.)\r\nآن حضرت با تعجبی ،همراه با پرسش فرمود: کسی را نیافتی که راهنمایی ات کند!؟ (قَالَ لِی: لَمْ&rlm; &nbsp;نَجِدْ أَحَداً یَدْلُّکَ؟ )\r\n\r\nسپس با انگشت مبارک روی زمین کشید و بعد فرمود:((ثُمَّ نَکَثَ بِإِصْبَعِهِ فِی الْأَرْضِ، ثُمَّ قَالَ: )\r\n\r\nنه! &ndash; راهنما نداشتن دلیل تاخیرت نیست &ndash; بلکه شما : ( لَا وَ لَکِنَّکُمْ )\r\n\r\n&nbsp;1-&nbsp;به مال اندوزی روی آورده اید.( کَثَّرْتُمُ الْأَمْوَالَ)\r\n\r\n2-&nbsp;در برابر مستضعفان فخر فروشی کرده و با آنان با بی اعتنایی رفتار کرده اید. ،( وَ تَجَبَّرْتُمْ عَلَى ضُعَفَاءِ الْمُؤْمِنِینَ،)\r\n\r\n3-&nbsp;صله رحم را ترک کرده اید. (وَ قَطَعْتُمُ الرَّحِمَ الَّذِی بَیْنَکُمْ)\r\n\r\nپس دیگر چه عذری دارید؟ ،( فَأَیُّ عُذْرٍ لَکُمْ الْآنَ؟)\r\n\r\nعلی ابن مهزیار می گوید: عرض کردم : توبه کردم، توبه؛ بازگشتم،بازگشتم. (فَقُلْتُ: التَّوْبَةَ التَّوْبَةَ، الْإِقَالَةَ الْإِقَالَةَ.)\r\n\r\n&nbsp;سپس حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خطاب به علی ابن مهزیار فرمود: ای پسر مهزیار!\r\n\r\nاگر برخی از شماها برای آمرزش بعضی دیگر، از خداوند طلب مغفرت نمی کردند ، کلیه انسان ها گرفتار می شدند و کردارشان آنها را هلاک می کرد.(اشاره به اینکه من برای شما از خداوند طلب بخشش می کنم.) ثُمَّ قَالَ: یَا ابْنَ الْمَهْزِیَارِ، لَوْ لَا اسْتِغْفَارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْهَا إِلَّا خَوَاصَّ الشِّیعَةِ الَّذِینَ تُشْبِهُ أَقْوَالُهُمْ أَفْعَالَهُمْ.","content_html":"<p><span style=\"color:#3366ff;\">1)      به مال اندوزی روی آورده اید<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"color:#3366ff;\">2)      در برابر مستضعفان فخر فروشی کرده و با آنان با بی اعتنایی رفتار کرده اید.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"color:#3366ff;\">3)      صله رحم را ترک کرده اید.<\/span><\/p>\n\n<p>ابوالحسن علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی می گوید:<\/p>\n\n<p>در یکی از سال ها به قصد سفر حج حرکت کردم و در مدینه چند روزی ماندم ، شاید امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ببینم ؛ اما ملاقات ایشان قسمت ما نشد و با ناراحتی شدید وارد مکه شدم ؛ انجام مناسک حج را شروع کردم ،ولی همچنان در فکر بودم.<\/p>\n\n<p>در یک لحظه که در مقابل کعبه ایستاده بودم ، احساس کردم درب خانه باز شد ؛ شخصی را دیدم که به سویم می آید ، من هم به طرفش رفتم پس از پرسیدن مقصد من و از احوال آقای خصیبی، از من پرسید: ابن مهزیار را می شناسی؟ گفتم : خودم هستم.<\/p>\n\n<p>سپس از انگشتر امام حسن عسکری علیه السلام که پس از پدرم در دست من بود پرسید؛انگشتر را به او نشان دادم.<\/p>\n\n<p>بعد از آن پرسید : چه کار داشتی؟ گفتم به دنبال آن امامی هستم که از ما پنهان است.<\/p>\n\n<p>فرمود: امام خود را پنهان نکرده است، این اعمال شماست که باعث غیبت امام زمان شده است؛ حال برو و دفعه دیگر بین رکن و صفا هم دیگر را می بینیم.<\/p>\n\n<p>سر وعده حاضر شدم و او نیز آمد ،با هم پس از کمی راه رفتن به منطقه ای در طائف رسیدیم ،آن شخص پیش از من وارد خیمه ای شد و به سرعت برگشت و بشارت داد که امام اجازه شرفیابی دادند ؛ وارد شدم و خیمه ای دیدم که از گوشه آن نور می درخشید؛ به عنوان امام ،او را مخاطب ساخته و سلام کردم.<br \/>\nآن حضرت خطاب فرمود:<\/p>\n\n<p>ای ابوالحسن علی بن مهزیار! شب و روز در انتظار دیدار تو لحظه شماری می کردم ، چه شد که تاخیر کردی و به سوی ما نیامدی؟ (یَا أَبَا الْحَسَنِ، قَدْ کُنَّا نَتَوَقَّعُکَ لَیْلًا وَ نَهَاراً، فَمَا الَّذِی‏ أَبْطَأَ بِکَ‏ عَلَیْنَا؟<\/p>\n\n<p>ابن مهزیار می گوید، عرض کردم : ای مولای من! کسی را نیافتم که مرا به حضورت راهنمایی کند. ( قُلْتُ: یَا سَیِّدِی، لَمْ أَجِدْ مَنْ یَدُلُّنِی إِلَى الْآنَ.)<br \/>\nآن حضرت با تعجبی ،همراه با پرسش فرمود: کسی را نیافتی که راهنمایی ات کند!؟ (قَالَ لِی: لَمْ‏  نَجِدْ أَحَداً یَدْلُّکَ؟ )<\/p>\n\n<p>سپس با انگشت مبارک روی زمین کشید و بعد فرمود:((ثُمَّ نَکَثَ بِإِصْبَعِهِ فِی الْأَرْضِ، ثُمَّ قَالَ: )<\/p>\n\n<p>نه! – راهنما نداشتن دلیل تاخیرت نیست – بلکه شما : ( لَا وَ لَکِنَّکُمْ )<\/p>\n\n<p> 1- به مال اندوزی روی آورده اید.( کَثَّرْتُمُ الْأَمْوَالَ)<\/p>\n\n<p>2- در برابر مستضعفان فخر فروشی کرده و با آنان با بی اعتنایی رفتار کرده اید. ،( وَ تَجَبَّرْتُمْ عَلَى ضُعَفَاءِ الْمُؤْمِنِینَ،)<\/p>\n\n<p>3- صله رحم را ترک کرده اید. (وَ قَطَعْتُمُ الرَّحِمَ الَّذِی بَیْنَکُمْ)<\/p>\n\n<p>پس دیگر چه عذری دارید؟ ،( فَأَیُّ عُذْرٍ لَکُمْ الْآنَ؟)<\/p>\n\n<p>علی ابن مهزیار می گوید: عرض کردم : توبه کردم، توبه؛ بازگشتم،بازگشتم. (فَقُلْتُ: التَّوْبَةَ التَّوْبَةَ، الْإِقَالَةَ الْإِقَالَةَ.)<\/p>\n\n<p> سپس حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خطاب به علی ابن مهزیار فرمود: ای پسر مهزیار!<\/p>\n\n<p>اگر برخی از شماها برای آمرزش بعضی دیگر، از خداوند طلب مغفرت نمی کردند ، کلیه انسان ها گرفتار می شدند و کردارشان آنها را هلاک می کرد.(اشاره به اینکه من برای شما از خداوند طلب بخشش می کنم.) ثُمَّ قَالَ: یَا ابْنَ الْمَهْزِیَارِ، لَوْ لَا اسْتِغْفَارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْهَا إِلَّا خَوَاصَّ الشِّیعَةِ الَّذِینَ تُشْبِهُ أَقْوَالُهُمْ أَفْعَالَهُمْ.<\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2017-01-28 15:24:43","content_date_event":"2017-01-28 15:24:43","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2017-01-28 15:26:43","content_date_register":"2017-01-28 15:26:43","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":297,"eid":0,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/file\/95\/attach\/197001\/attach.png","300":".\/file\/95\/attach\/197001\/attach.png","400":".\/file\/95\/attach\/197001\/attach.png","600":".\/file\/95\/attach\/197001\/attach.png","900":".\/file\/95\/attach\/197001\/attach.png","1200":".\/file\/95\/attach\/197001\/attach.png"}}]}]]