[[{"content_id":68925,"content_number":0,"portal_id":95,"lang_id":"fa","content_title":"عوامل تفرقه چیست؟","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"عوامل تفرقه چیست؟ اول از همه هوای نفس است. امیرالمؤمنین در خطبه&zwnj;ی ۱۱۳ می&zwnj;فرماید: &laquo;إِخْوَانٌ&rlm; عَلَی&rlm; دِینِ اللَّهِ&raquo; مسلمان&zwnj;ها شما با هم برادر هستید. &laquo;مَا فَرَّقَ بَیْنَکُمْ إِلا خُبْثُ السَّرَائِرِ وَ سُوءُ الضَّمَائِر&raquo; علت تفرقه شما بدی روح شماست. کینه&zwnj;هایی که دارید. در باطن همدیگر را تحمل نمی&zwnj;کنید. علت تفرقه بیرونی خباثت درونی است. این عمل تفرقه است.\r\nعامل دوم انسان خودش را برتر می&zwnj;داند. قرآن یک آیه دارد می&zwnj;گوید: &laquo;وَ قالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصارى&rlm; عَلى&rlm; شَیْ&rlm;ءٍ&raquo; (بقره\/۱۱۳) یهودی&zwnj;ها می&zwnj;گفتند: نصاری چه کسانی هستند؟ بروند گم شوند! نصاری می&zwnj;گفتند: &laquo;وَ قالَتِ النَّصارى&rlm; لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلى&rlm; شَیْ&rlm;ءٍ&raquo; او می&zwnj;گفت: او چیزی نیست. او می&zwnj;گفت: او چیزی نیست. چرا؟ برای اینکه خودشان را برتر می&zwnj;دانند. گاهی عوامل تفرقه باد در سر است. کله&zwnj;اش باد دارد. حالا یا درسی خوانده یا پدرش کسی است. عمویش کسی هست. یا رأی آورده است. یک تشکیلاتی راه انداخته و خودش را برتر می&zwnj;داند. خودبرتری، خودتان را برتر ندانید.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\nیک روز امام صادق فرمود: &laquo;مَنْ ذَهَبَ یَرَى أَنَ&rlm; لَهُ&rlm; عَلَى الْآخَرِ فَضْلًا فَهُوَ مِنَ الْمُسْتَکْبِرِینَ&raquo; (کافى، ج ۸ ، ص ۱۳۸) اگر کسی خودش را برتر از دیگران بداند، مستکبر است. طرف جا خورد. آقا یعنی چه؟ بالاخره یک خانم با حجاب خودش را برتر از یک خانم بی&zwnj;حجاب می&zwnj;داند. یک آیت الله خودش را برتر از یک طلبه می&zwnj;داند. یک امیر و سردار خودش را برتر از یک پاسدار می&zwnj;داند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nیک تاجر مغازه&zwnj;دار خودش را برتر از کسی می&zwnj;داند که روی این دکه&zwnj;ها و چرخ&zwnj;ها و گاری&zwnj;ها چیزی می&zwnj;فروشند. هرکس خودش را بهتر ببیند، مستکبر است؟ امام فرمود: تو نمی&zwnj;دانی آن کسی که تحقیر می&zwnj;کنی نزد خدا چه آبرویی دارد؟ نمی&zwnj;دانی چه عاقبتی دارد. بعد امام صادق(ع) این قصه را گفت. قصه در قرآن است. وقتی حضرت موسی نزد فرعون آمد و او را دعوت به خداپرستی کرد. فرعون گفت: معجزه تو چیست؟ عصا را انداخت و اژدها شد. فرعون با مشاورینی که داشت تصمیم گرفتند هرچه جادوگر و ساحر هست، از همه مناطق جمع کنند. اینها با سحر و جادو آبروی موسی را بریزند. روی موسی را کم کنند. موسی عصا انداخت اژدها شد و آنها هم با سحر و جادو آبروی موسی را بریزند. تمام سحار علیم یعنی متخصص&zwnj;ترین ساحرها جمع شدند. به فرعون گفتند: اگر ما آبروی موسی را بریزیم، &laquo;أَ إِنَّ لَنا لَأَجْرا&raquo; (شعرا\/۴۱) اجر و پولی به ما می&zwnj;دهی ما آبروی موسی را بریزیم؟ &laquo;قالَ نَعَمْ&raquo; بله، پول چیست؟ &laquo;وَ إِنَّکُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ&raquo; (شعرا\/۴۲) شما جزء مقربین هستید. کارت سبز می&zwnj;دهم مستقیم در کاخ بیایید.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nحضرت موسی عصا را انداخت اژدها شد. آن هم با ابزاری که داشتند سحر و جادو کردند، اژدهای موسی همه ابزار سحر و جادوی ساحرها را خورد. یک مرتبه ساحرها &laquo;فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ ساجِدِینَ&raquo; (شعرا\/۴۶) روی خاک افتادند و سجده کردند، گفتند: ما به خدای موسی ایمان آوردیم. فرعون گفت: معلوم می&zwnj;شود شما شیر را تقسیم کردید. خودتان یک قراردادی را گاوبندی کردید. &laquo;إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ&raquo; او رئیس شما است و شما شاگرد او هستید.\r\n\r\nمعلوم می&zwnj;شود یک برنامه&zwnj;ریزی کردید که شما سحر و جادوی خودتان را نشان بدهید و موسی هم عصایش را بیاندازد و اژدها شود و عصا را بخورد. معلوم می&zwnj;شود همه شما یکدست هستید. شما را تکه تکه می&zwnj;کنم. گفتند: تکه تکه کن. &laquo;إِنَّما تَقْضِی&rlm; هذِهِ الْحَیاةَ الدُّنْیا&raquo; (طه\/۷۲) تو زورت بیش از این دنیا نیست.\r\n\r\nاین آقا چه کسی است که به فرعون می&zwnj;گوید: زورت در همین دنیاست. این آقا یک ربع پیش می&zwnj;گفت: یک سکه به ما بده. امام صادق فرمود: انسان موجودی است که ساعت ۸:۱۵ چشم به یک سکه دارد که یک سکه از فرعون بگیرد و آبروی موسی را بریزد. ۸:۳۰ سجده می&zwnj;کند و به خدای موسی ایمان می&zwnj;آورد. بعد هم در برابر تهدید می&zwnj;گوید: تکه تکه&zwnj;ام هم بکنید دست از موسی برنمی&zwnj;دارم. انسان موجودی است که در فاصله یک ربع تغییر ایدئولوژی می&zwnj;دهد. فکرش عوض می&zwnj;شود.\r\n\r\nآدمی که به یک سکه چشم دارد، می&zwnj;گوید: &laquo;إِنَّما تَقْضِی&rlm; هذِهِ الْحَیاةَ الدُّنْیا&raquo; تو زورت بیش از این دنیا نیست. به ریش فرعون و حکومت او می&zwnj;خندد. می&zwnj;گوید: تو زورت بیش از این دنیا نیست. بعد امام صادق فرمود: انسانی که اینطور ممکن است عوض شود تو به چه حقی خودت را خوب می&zwnj;دانی؟ ممکن است تو که خوب هستی بد شوی و او که بد هست، خوب شود.\r\n\r\n\r\nیکی از ریشه&zwnj;های تفرقه این است که انسان فکر می&zwnj;کند، حالا که لیسانس است بهتر از فوق دیپلم است. حالا که خانه&zwnj;اش در تهران است بهتر از این است که یک جای دیگر باشد. این محله باشد یا آن محله باشد. یکی از عوامل تفرقه این است که انسان خودش را بهتر بداند.\r\n\r\nسخنان حجت الاسلام قرائتی ، درسهایی از قرآن ، ۲ \/ ۱۰ \/ ۹۵ دیده شده در سایت رسمی حجت الاسلام قرائتی .","content_html":"<p dir=\"rtl\">عوامل تفرقه چیست؟ <strong>اول از همه هوای نفس است<\/strong><span dir=\"ltr\">. <\/span>امیرالمؤمنین در خطبه ی ۱۱۳ می فرماید<span dir=\"ltr\">: «<\/span>إِخْوَانٌ‏ عَلَی‏ دِینِ اللَّهِ<span dir=\"ltr\">» <\/span>مسلمان ها شما با هم برادر هستید<span dir=\"ltr\">. «<\/span>مَا فَرَّقَ بَیْنَکُمْ إِلا خُبْثُ السَّرَائِرِ وَ سُوءُ الضَّمَائِر<span dir=\"ltr\">» <\/span>علت تفرقه شما بدی روح شماست. کینه هایی که دارید. در باطن همدیگر را تحمل نمی کنید. علت تفرقه بیرونی خباثت درونی است. این عمل تفرقه است<span dir=\"ltr\">.<\/span><br \/><strong>عامل دوم انسان خودش را برتر می داند<\/strong><span dir=\"ltr\">. <\/span>قرآن یک آیه دارد می گوید<span dir=\"ltr\">: «<\/span>وَ قالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصارى‏ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ<span dir=\"ltr\">»<\/span><span dir=\"ltr\"> (<\/span>بقره\/۱۱۳) یهودی ها می گفتند: نصاری چه کسانی هستند؟ بروند گم شوند! نصاری می گفتند<span dir=\"ltr\">: «<\/span>وَ قالَتِ النَّصارى‏ لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ<span dir=\"ltr\">» <\/span>او می گفت: او چیزی نیست. او می گفت: او چیزی نیست. چرا؟ برای اینکه خودشان را برتر می دانند. گاهی عوامل تفرقه باد در سر است. کله اش باد دارد. حالا یا درسی خوانده یا پدرش کسی است. عمویش کسی هست. یا رأی آورده است. یک تشکیلاتی راه انداخته و خودش را برتر می داند. خودبرتری، خودتان را برتر ندانید<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><br \/>\nیک روز امام صادق فرمود<span dir=\"ltr\">: «<\/span>مَنْ ذَهَبَ یَرَى أَنَ‏ لَهُ‏ عَلَى الْآخَرِ فَضْلًا فَهُوَ مِنَ الْمُسْتَکْبِرِینَ<span dir=\"ltr\">» (<\/span>کافى، ج ۸ ، ص ۱۳۸) اگر کسی خودش را برتر از دیگران بداند، مستکبر است<span dir=\"ltr\">. <\/span>طرف جا خورد. آقا یعنی چه؟ بالاخره یک خانم با حجاب خودش را برتر از یک خانم بی حجاب می داند. یک آیت الله خودش را برتر از یک طلبه می داند. یک امیر و سردار خودش را برتر از یک پاسدار می داند<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">یک تاجر مغازه دار خودش را برتر از کسی می داند که روی این دکه ها و چرخ ها و گاری ها چیزی می فروشند. هرکس خودش را بهتر ببیند، مستکبر است؟ امام فرمود: تو نمی دانی آن کسی که تحقیر می کنی نزد خدا چه آبرویی دارد؟ نمی دانی چه عاقبتی دارد. بعد امام صادق(ع) این قصه را گفت. قصه در قرآن است. وقتی حضرت موسی نزد فرعون آمد و او را دعوت به خداپرستی کرد. فرعون گفت: معجزه تو چیست؟ عصا را انداخت و اژدها شد. فرعون با مشاورینی که داشت تصمیم گرفتند هرچه جادوگر و ساحر هست، از همه مناطق جمع کنند. اینها با سحر و جادو آبروی موسی را بریزند. روی موسی را کم کنند. موسی عصا انداخت اژدها شد و آنها هم با سحر و جادو آبروی موسی را بریزند. تمام سحار علیم یعنی متخصص ترین ساحرها جمع شدند. به فرعون گفتند: اگر ما آبروی موسی را بریزیم، <span dir=\"ltr\">«<\/span>أَ إِنَّ لَنا لَأَجْرا<span dir=\"ltr\">»<\/span><span dir=\"ltr\"> (<\/span>شعرا\/۴۱) اجر و پولی به ما می دهی ما آبروی موسی را بریزیم؟ <span dir=\"ltr\">«<\/span>قالَ نَعَمْ<span dir=\"ltr\">» <\/span>بله، پول چیست؟ <span dir=\"ltr\">«<\/span>وَ إِنَّکُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ<span dir=\"ltr\">» (<\/span>شعرا\/۴۲) شما جزء مقربین هستید. کارت سبز می دهم مستقیم در کاخ بیایید<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">حضرت موسی عصا را انداخت اژدها شد. آن هم با ابزاری که داشتند سحر و جادو کردند، اژدهای موسی همه ابزار سحر و جادوی ساحرها را خورد. یک مرتبه ساحرها <span dir=\"ltr\">«<\/span>فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ ساجِدِینَ<span dir=\"ltr\">»<\/span><span dir=\"ltr\"> (<\/span>شعرا\/۴۶) روی خاک افتادند و سجده کردند، گفتند: ما به خدای موسی ایمان آوردیم. فرعون گفت: معلوم می شود شما شیر را تقسیم کردید. خودتان یک قراردادی را گاوبندی کردید<span dir=\"ltr\">. «<\/span>إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ<span dir=\"ltr\">»<\/span> او رئیس شما است و شما شاگرد او هستید<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">معلوم می شود یک برنامه ریزی کردید که شما سحر و جادوی خودتان را نشان بدهید و موسی هم عصایش را بیاندازد و اژدها شود و عصا را بخورد. معلوم می شود همه شما یکدست هستید. شما را تکه تکه می کنم. گفتند: تکه تکه کن<span dir=\"ltr\">. «<\/span>إِنَّما تَقْضِی‏ هذِهِ الْحَیاةَ الدُّنْیا<span dir=\"ltr\">»<\/span><span dir=\"ltr\"> (<\/span>طه\/۷۲) تو زورت بیش از این دنیا نیست<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">این آقا چه کسی است که به فرعون می گوید: زورت در همین دنیاست. این آقا یک ربع پیش می گفت: یک سکه به ما بده. امام صادق فرمود: انسان موجودی است که ساعت ۸:۱۵ چشم به یک سکه دارد که یک سکه از فرعون بگیرد و آبروی موسی را بریزد<span dir=\"ltr\">. <\/span>۸:۳۰ سجده می کند و به خدای موسی ایمان می آورد. بعد هم در برابر تهدید می گوید: تکه تکه ام هم بکنید دست از موسی برنمی دارم. انسان موجودی است که در فاصله یک ربع تغییر ایدئولوژی می دهد. فکرش عوض می شود<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">آدمی که به یک سکه چشم دارد، می گوید<span dir=\"ltr\">: «<\/span>إِنَّما تَقْضِی‏ هذِهِ الْحَیاةَ الدُّنْیا<span dir=\"ltr\">»<\/span> تو زورت بیش از این دنیا نیست. به ریش فرعون و حکومت او می خندد. می گوید: تو زورت بیش از این دنیا نیست. بعد امام صادق فرمود: انسانی که اینطور ممکن است عوض شود تو به چه حقی خودت را خوب می دانی؟ ممکن است تو که خوب هستی بد شوی و او که بد هست، خوب شود<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><br \/><strong>یکی از ریشه های تفرقه این است که انسان فکر می کند، حالا که لیسانس است بهتر از فوق دیپلم است. حالا که خانه اش در تهران است بهتر از این است که یک جای دیگر باشد. این محله باشد یا آن محله باشد. یکی از عوامل تفرقه این است که انسان خودش را بهتر بداند<\/strong><strong><span dir=\"ltr\">.<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">سخنان حجت الاسلام قرائتی ، درسهایی از قرآن ، ۲ \/ ۱۰ \/ ۹۵ دیده شده در سایت رسمی حجت الاسلام قرائتی<span dir=\"ltr\"> .<\/span><\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2016-12-25 14:39:31","content_date_event":"2016-12-25 14:39:31","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2016-12-25 14:40:46","content_date_register":"2016-12-25 14:40:46","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":297,"eid":0,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/file\/95\/attach\/197001\/attach.png","300":".\/file\/95\/attach\/197001\/attach.png","400":".\/file\/95\/attach\/197001\/attach.png","600":".\/file\/95\/attach\/197001\/attach.png","900":".\/file\/95\/attach\/197001\/attach.png","1200":".\/file\/95\/attach\/197001\/attach.png"}}]}]]