[[{"content_id":112214,"content_number":0,"portal_id":95,"lang_id":"fa","content_title":"ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه سلام الله علیهما","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"تاریخ ازدواج امام علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها)\r\nدرباه تاریخ این ازدواج فرخنده اتفاق چندانی میان مورخان و سیره&zwnj;نگاران نیست.تاریخ هایی که گاه بیان گر زمان صیغه خواندن می باشد و گاه بیانگر زمان عروسی و رفتن حضرت زهرا(سلام الله علیها) به خانه امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. این تاریخ ها عبارت اند از:\r\n\r\n1- روز اول ذى حجه عقد فاطمه (ع) و روز سه شنبه ششم همان ماه، ازدواج حضرت بوده است.[۱]\r\n\r\n2- در ماه شوال پس از بازگشت حضرت علی (ع) از جنگ بدر بوده است.[۲]\r\n\r\n3- بنابر روایت امام صادق (ع): عقد على و فاطمه (ع) در ماه رمضان، و ازدواج آنها در ذى حجّه سال دوم هجرى بوده است.[۳]\r\n\r\n4- زفاف فاطمه در شب پنج شنبه، بیست و یکم ماه محرم سال سوم هجرت بوده است...[۴]\r\n\r\n5- برخی بر این عقیده اند که: عقد حضرت فاطمه (ع) در اواخر ماه صفر و ازدواج در ماه ذی حجه بوده است.[۵]\r\n\r\n6- عده ای نیز گفته اند که عقد در ماه ربیع الأول بوده و در همان ماه ازدواج صورت پذیرفته است.[۶]\r\n\r\n7- ابن سعد روایت کرده است که ازدواج فاطمه (ع) با على (ع) پنج ماه پس از ورود پیغمبر (ص) به مدینه در ماه رجب صورت پذیرفت و پس از بازگشت از بدر او را به خانه على (ع) فرستاد.[۷]\r\n\r\nسن ازدواج هرکدام از بزرگواران\r\n\r\nعلماى شیعه در تعیین سن حضرت فاطمه به هنگام ازدواج از چهارده سال بیشتر نگفته &rlm;اند.[۸]اکثر عالمان شیعه معتقدند که، سن حضرت در زمان ازدواج، 9 یا 10 یا حداکثر 11 سال بوده است.[۹]همچنین سن امیر مؤمنان (ع) 21 سال و 5 ماه بوده است.[۱۰]\r\n\r\nخواستگاران حضرت زهرا علیهاالسلام\r\n\r\nآنچه مسلّم است،این است که حضرت زهرا(سلام الله علیها)خواهان بسیار داشته اند.زیرا از طرفی پدر ایشان چه قبل و چه بعد از بعثت از مردان شریف و بزرگ عرب و قریش بوده اند و از طرف دیگر شخصیت خود حضرت زهرا(سلام الله علیها) شخصیتی بسیار والا و بزرگ بود.\r\n\r\nپیش از حضرت علی علیه السلام افرادی مانند ابوبکر و عمر آمادگی خود را برای ازدواج با دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اعلام کرده بودند و هر دو از پیامبر یک پاسخ شنیده بودند و آن این که درباره ازدواج زهرا منتظر وحی الهی است.[۱۱]\r\n\r\nابن شهر آشوب در از دیگر خواستگاران حضرت اسم می برد.او می نویسد: عبدالرحمان بن عوف و عثمان بن عفان که هر دو از ثروتمندان بزرگ بودند برای خواستگاری، خدمت رسول خدا رسیدند. عبدالرحمان عرض کرد یا رسول الله! اگر فاطمه(علیهاالسلام) را به من تزویج کنى، حاضرم یکصد شتر سیاه آبى چشم که بارهایشان پارچه&lrm;هاى کتان اعلاى مصرى باشد و ده هزار دینار، مهریه&lrm;اش کنم.عثمان نیز اظهار داشت: یا رسول الله من هم به همین مهر حاضرم و بر عبدالرحمان برترى دارم زیرا زودتر مسلمان شده&lrm;ام. پیغمبر از سخن آنان سخت خشمناک شد و براى آن که بفهماند به مال آنها علاقه ندارد و داستان ازدواج، داستان خرید و فروش و مبادله&lrm;ى ثروت نیست، مشتى سنگ ریزه برگرفت و به جانب عبدالرحمان پاشید و فرمود: تو خیال مى&lrm;کنى من بنده&lrm;ى پول و ثروتم و بوسیله&lrm;ى ثروت خودت بر من فخر و مباهات می&lrm; کنى و مى &lrm;خواهى بوسیله پول ازدواج را بر من تحمیل کنى؟[۱۲]\r\n\r\nدر جایی دیگر آمده است&nbsp;:دختر پیغمبر(ص) خواستگارانی داشت؛ امّا پدرش از میان همه پسر عموهای خود، علیّ بن ابی طالب(ع) را برای شوهری او برگزید و به دخترشان فرمودند:&laquo;تو را به کسی به زنی می دهم که از همه نیکو خوی تر و در مسلمانی پیش قدم تر است.&raquo;[۱۳]\r\n\r\nخواستگاری حضرت علی (ع) از حضرت زهرا (س)\r\n\r\nحضرت علی (ع) شایسته ترین خلق خدا برا حضرت زهرا(ع)\r\n\r\nحضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) روایت می کنند: یغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم به من فرمود:یا علی! گروهی از مردان قریش راجع به فاطمه ی زهراء سلام الله علیها مرا مورد عتاب قرار دادند و گفتند:ما خواستگار فاطمه بودیم و تو نپذیرفتی، اکنون او را به علی بن ابیطالب دادی.\r\n\r\nمن گفتم:به خدا قسم، من فاطمه را از شما رد نکردم و او را تزویج ننمودم، بلکه خدا خواستگاری شما را نپذیرفت و فاطمه را برای علی تزویج کرد؛ زیرا جبرئیل بر من نازل شد و گفت،خدای تعالی می فرماید:اگر من علی را خلق نمی کردم از حضرت آدم به بعد شوهری که شایسته ی فاطمه باشد در روی زمین نبود.[۱۴]\r\n\r\nتشویق امیرالمؤمنین(ع) توسط اصحاب رسول خدا(ص) برای رفتن به خواستگاری حضرت زهرا(س)\r\n\r\nدر روایات شیعه و سنی آمده است که عمر و ابوبکر که از ازدواج با حضرت زهرا نومید شده بودند، امیرالمومنین را گفتند: تو به خواستگاری او برو![۱۵]\r\n\r\nدر جایی دیگر روایت شده اصحاب و انصار رسول خدا(ص) با سعد معاذ رئیس قبیله اوس به گفتگو پرداختند و آگاهانه دریافتند که جز حضرت علی علیه السلام کسی شایستگی ازدواج با حضرت زهرا علیهاالسلام را ندارد و نظر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز به غیر او نیست. از این رو دسته جمعی در پی حضرت علی علیه السلام رفتند و سرانجام او را در باغ یکی از انصار یافتند که با شتر خود مشغول آبیاری نخل ها بود. آنان روی به علی کردند و گفتند: اشراف قریش از دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواستگاری کرده اند و پیامبر در پاسخ آنان گفته است که کار زهرا منوط به اذن خداست و ما امیدواریم که اگر تو (با سوابق درخشان و فضایلی که داری) از فاطمه خواستگاری کنی پاسخ موافق بشنوی و اگر دارایی تو اندک باشد ما حاضریم تو را یاری کنیم.[۱۶]\r\n\r\nحضرت علی (ع) به خواستگاری حضرت زهرا (س) می رود\r\n\r\nضحاک بن مزاحم نقل می کند،از حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام شنیدم که در مورد مراسم خواستگاری از حضرت زهرا(س) می فرمود:موقعی که من نزد پیامبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم رفتم و آن بزرگوار مرا دید خندید و فرمود: یا اباالحسن! آیا برای حاجتی که داری نزد من آمدی؟ من قرابت و سبقت در اسلام و یاری کردن خود را از آن حضرت و جهادهایی که در راه خدا کرده بودم، برای آن حضرت شرح دادم. پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود: یا علی راست می گویی، مقام تو بالاتر از این است که تذکّر دادی، گفتم: یا رسول الله فاطمه ی زهراء را برایم تزویج نما. فرمود: یا علی! قبل از تو چند نفر از مردان، این تقاضا را داشتند، ولی هر گاه من به فاطمه می گفتم اظهار بی میلی می کرد، شما چند لحظه ای صبر کن تا من نزد او بروم و برگردم.[۱۷]\r\n\r\nرضایت حضرت زهرا(س) تنها شرط رسول خدا(ص) برای ازدواج\r\n\r\nپیامبرخدا،نزد فاطمه علیها السلام رفت.فاطمه علیها السلام از جا برخاست و رداى پدر را گرفت و کفش هایش را درآورد و آبْ دست برایش آورد و دست و پاى او را شُست و سپس نشست . پس پیامبر خدا به او فرمود: &laquo;اى فاطمه!&raquo; . پاسخ داد: بلى ، چه مى خواهى ، اى پیامبر خدا؟ فرمود&nbsp;: &laquo;على بن ابى طالب ، کسى است که خویشاوندى و فضیلت و اسلامش را مى شناسى و من از خدا خواسته ام که تو را به ازدواج بهترینِ آفریدگانش و محبوب ترینِ آنان در نزدش درآورد و على از تو خواستگارى کرده است . چه نظرى دارى؟&raquo; . فاطمه علیها السلام ساکت ماند و صورتش را برنگردانْد و پیامبر خدا ، کراهتى در چهره اش ندید . پس برخاست ، در حالى که مى گفت: &laquo;اللّه اکبر! سکوت او [نشانه]رضایت اوست&raquo;. پس جبرئیل علیه السلام نزدش آمد و گفت: اى محمّد! او را به ازدواج على بن ابى طالب درآور که خداوند ، این دو را براى هم پسندیده است .[۱۸]\r\n\r\nدعای رسول خدا(ص) در حق این دو بزرگواران\r\n\r\nامیرالمؤمنین على(ع) می فرمایند: پس از آنکه پیامبر(ص) فاطمه را به همسرى من دادند. پیش من آمدند و دستم را گرفتند و فرمودند: &laquo;به نام خدا برخیز و بر برکت خدا بگو: ماشاء اللَّه لا حول و لا قوة الا باللَّه و توکّلت على اللَّه.&raquo; سپس دستم را گرفتند و در کنار خود نشاندند و آنگاه فرمودند: &laquo;بار خدایا! این دو محبوب&rlm;ترین مخلوقات در نزد من&rlm; هستند. پس تو هم این دو را دوست بدار و در نسل آنها برکت قرار ده و از جانب خودت نگاهبانى بر آنان بگمار. این دو و فرزندانشان را از شر شیطان مصون بدار.[۱۹]&raquo;\r\n\r\nمهریه حضرت زهرا (س)\r\n\r\nدارایی امیرالمؤمنین (علیه السلام)\r\n\r\nرسول اکرم (ص) پس ازکسب اجازه از حضرت زهرا (س) به نزد امیرالمؤمنین علی (ع) آمدند و با لبی خندان گفتند: یا علی! آیا برای عروسی چیزی داری؟ پاسخ داد: یا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من کاملاً اطلاع دارید. تمام ثروت من عبارت است از یک شمشیر، یک زره و یک شتر. فرمود: تو مرد جنگ و جهادی و بدون شمشیر نمی توانی در راه خدا جهاد کنی، شمشیر از لوازم و احتیاجات ضروری تو است. شتر نیز از ضروریات زندگی تو محسوب می شود، باید به وسیله آن آبکشی کنی و امور اقتصادی خود و خانواده ات را تأمین کنی و برای اهل و عیالت کسب روزی نمایی و در مسافرت بارت را بر آن حمل کنی، تنها چیزی که می توانی از آن صرف نظر کنی همان زره است. منهم به تو سخت نمی گیرم و به همان زره اکتفا می نمایم.[۲۰]\r\n\r\nمهریه حضرت زهرا (س)\r\n\r\nدر روایات دو نوع مهریه برای حضرت زهرا (س) مشخص شده است:\r\n\r\n\r\n\t\r\n\tمهریه عادی یا به تعبیری مهریه ی زمینی که همه زنان مسلمان دارند و دو نوع روایت در این مورد نقل می شود:&nbsp;\r\n\t\r\n\r\n\r\n\r\n\t\r\n\tمهریه ی حضرت فاطمه زره ای بود از نوع بسیار محکم که آن را زره شمشیرشکن می گویند و آن از پوست دبّاغی نشده ی قوچ و یا پوست بُز ساخته می شود و ارزش این زره چهارصد و به نقلی پانصد درهم بوده است.[۲۱]\r\n\t\r\n\t\r\n\tمهریه حضرت زهرا(س) طبق روایات اسلامی پانصد درهم بوده است.[۲۲]\r\n\t\r\n\r\n\r\nالبته این دو روایت قابل جمع هستند و می توان گفت در حقیقت مهر حضرت فاطمه(س) همان زره حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بود که آن را به پانصد درهم فروختند.\r\n\r\n\r\n\t\r\n\tمهریه آسمانی&nbsp;:رسول الله(ص) فرمودند:مهریه ی فاطمه سلام الله علیها در آسمان یک پنجم زمین تعیین شده، پس کسی که با بغض فاطمه و فرزندانش، تا قیامت روی زمین راه برود حرام است.[۲۳] در روایتی دیگر از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت شده که فرمود مهریه ی فاطمه ی اطهر یک پنجم دنیا، یک سوّم بهشت، چهار نهر که عبارتند از:نهر فرات،نیل در مصر،نهروان و نهر بلخ.[۲۴]\r\n\t\r\n\r\n\r\nمهریه حضرت زهرا (س) کجاها خرج شد\r\n\r\nامیر مومنان به دستور پیامبر زره را فروخت و پول آن را به آن بزرگوار تقدیم داشت و پیامبر آن پول را به سه بخش تقسیم کرده، بخشی از آن را برای خریدن وسایل زندگی به عنوان جهیزیه، و بخش دیگر آن را برای تهیه عطریات عروسی قرار داد و سومین بخش آن را نزد &laquo;ام سلمه&raquo; سپرد تا به هنگام فرارسیدن شب عروسی آن را به امیر مومنان باز گرداند تا بتواند از میهمانان خویش پذیرایی کند.[۲۵]\r\n\r\nخواندن خطبه عقد در مسجد\r\n\r\nپیغمبر صلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنین فرمودند: یا علی تو زودتر به مسجد برو و من نیز از عقب تو می آیم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار کنیم و خطبه بخوانیم.\r\n\r\nعلی (ع) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حرکت نمود. ابوبکر و عمر را در بین راه ملاقات کرد، آنها از جریان کار جویا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزویج کرد، هم اکنون پیامبر در راه است تا در حضور جمعیت، مراسم عقد و خطبه خوانی را انجام دهد.\r\n\r\nپیغمبر (ص) در حالی که صورتش از سرور و شادمانی می درخشید به مسجد تشریف برد، &zwnj;و به بلال حبشی فرمودند: مهاجر و انصار را در مسجد جمع کن.\r\n\r\nهنگامی که مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثنای فرمود: ای مردم آگاه باشید که جبرئیل بر من نازل شد و از جانب خدا پیام آورد که مراسم عقد ازدواج علی و فاطمه علیها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده که در زمین نیز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه بگیرم. على علیه&rlm; السلام را خواست و فرمود یا على پروردگار مرا امر فرموده که فاطمه را براى تو عقد کنم به پانصد مثقال نقره آیا راضى هستى؟ عرض کرد: یا رسول&rlm;اللَّه راضى هستم همه حضار مبارک باد گفتند سپس رسول خدا (ص) به منبر رفت خطبه عقد را ایراد فرمود.\r\n\r\nپس از آن علی علیه السلام برخاست خطبه ای ایراد کرد و فرمود: ای مردم! رسول خدا فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول کرد. از آن حضرت بپرسید و گواه باشید.\r\n\r\nمسلمانان به پیغمبر (ص) عرض کردند: یا رسول الله! فاطمه را با علی کابین بسته ای؟\r\n\r\nرسول خدا پاسخ داد: آری. پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا این ازدواج را بر شما مبارک گرداند و در میانتان دوستی و محبت افکند.\r\n\r\nشادی مسلمانان از این پیوند مقدس\r\n\r\nدر پایان مجلس، رسول خدا به زنان خود امر فرمود تا به خوشحالى این جشن شادمانى کنند و بساط سرور بگسترند.\r\n\r\nجهزیه حضرت زهرا(س)\r\n\r\nخرید جهزیه با مهریه حضرت زهرا (سلام الله علیها)\r\n\r\nامیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به من فرمود: برخیز و زره خود را بفروش! برخاستم و زره را فروختم و پول آن را گرفته نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آوردم و آنها را در مقابل او نهادم؛ آن حضرت از من نپرسید که آن پولها چه مقدار است و من نیز چیزی در این باره به آن حضرت نگفتم، سپس بلال را صدا کرد و مشتی از آن پولها را به وی داد و گفت: این پولها را بگیر و با آنها برای فاطمه (علیهاالسلام) عطر خریداری کن!\r\n\r\nو بعد از او ابوبکر و عمار بن یاسر را احضار نمود و دو مشت از آن پولها را به او داده و گفت: با این پولها، برای فاطمه (علیهاالسلام) لباس و اثاثیه ی منزل خریداری کن. و آنگاه عمار یاسر و گروه آنها وارد بازار شدند و هر چیزی را که لازم می دانستند در نظر گرفتند و آن را خریداری می نمودند.[۲۶]\r\n\r\nصورت جهزیه حضرت زهرا (سلام الله علیها)\r\n\r\nاز صورت جهیزیه حضرت زهرا سلام الله علیها مى توان به وضع زندگى بانوى بزرگوار اسلام به خوبى پى برد. فرستادگان پیامبر صلی الله علیه و آله از بازار بازگشت و آن چه بارى حضرت زهرا سلام الله علیها تهیه کرده بودند به قرار زیر بود:\r\n\r\n1- یک پیراهن به قیمت هفت درهم\r\n\r\n2- روبنده ای به قیمت چهار درهم، شاید منظور از &laquo;خمار&raquo; روسری، مقنعه یا چادر باشد.\r\n\r\n3- یک قطیفه ی مشکی خیبری\r\n\r\n4- تختی که وسط آن را با لیف خرما بافته بودند.\r\n\r\n5- دو عدد تشک با روکشی از کتان مصری که یکی از آنها با لیف خرما و دیگری با پشم گوسفند پر شده بود.\r\n\r\n6- چهار بالش- یا متکا، یا پشتی- با رویه ای از پوست حیوانات طائف که درون آنها از علف\r\n\r\n7- پرده ای از جنس پشم\r\n\r\n8- حصیری بافت یمن\r\n\r\n9- یک آسیای دستی\r\n\r\n10- طشت مسی\r\n\r\n11- مشک آبی از جنس پوست\r\n\r\n12- ظرف مخصوص شیر- که از جنس چوب می تراشیدند.\r\n\r\n13- ظرفی برای آبخوری\r\n\r\n14- آفتابه ای قیراندود\r\n\r\n15- سبویی سبز رنگ- که در آن روغن، آرد یا چیزهایی دیگر نگهداری می کردند.\r\n\r\n16- دو کوزه ی کوچک سفالی\r\n\r\nهنگامی که که خرید آنها کامل شد، مقداری از اثاثیه را ابوبکر و باقی را سایر اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حمل کرده به خانه ی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بردند.هنگامی که لوازم خریداری شده به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشان داده شد، پیامبر آنها را زیر و رو کرده و گفت: خدا اینها را برای اهل بیت مبارک کند.[۲۷]\r\n\r\nخانه امیرالمؤمینن (علیه السلام)\r\n\r\nخانه حضرت على (علیه السلام) در کنار مسجد، خانه ساده اى داشت که مجموع آن از یک اتاق خشت و گلى ، که در کف آن اتاق ، ماسه نرم ریخته شده بود خلاصه مى شد. آن اتاق با پوست گوسفند، فرش شده بود و یک عدد متکا که لایه آن از لیف خرما بود، در آن دیده مى شد.\r\n\r\nاین خانه براى شب زفاف مناسب نبود، پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) به على (علیه السلام) فرمود: در همین نزدیکى ، خانه اى را فراهم کن (اجاره کن ) تا همسرت را به تو تحویل دهم .\r\n\r\nحضرت على (علیه السلام) عرص کرد: در این نزدیکى جز منزل حارثة بن نعمان منزلى نیست.پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: خانه هاى حارثه را براى مهاجران بى خانه گرفته ایم ، و اکنون شرم مى کنیم که باز از او تقاضاى منزل کنیم!\r\n\r\nحارثه این سخن را شنید و به محضر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمد و متواضعانه عرض کرد: من و اموالم به خدا و رسولش تعلق دارد. پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم ) براى او دعا کرد، به این ترتیب خانه حارثه آماده شد و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) عروسى به آن جا رفت .\r\n\r\nپس از مدتى حضرت على (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) به خانه قبلى على (علیه السلام) باز گشتند، و فرزندان زهرا (سلام الله علیها) در همان خانه ساده چشم به جهان گشودند و بزرگ شدند. این خانه در کنار مسجد النبى بود که محل آن اکنون به نام خانه زهرا (سلام الله علیها) معروف است.[۲۸]\r\n\r\nآماده سازی خانه برای زندگی\r\n\r\nاز عایشه و ام سلمه روایت شده است که هر دو گفتند: رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) ما را فرمود که فاطمه (سلام الله علیها) را آماده کنیم تا بر على (علیه السلام) داخل شود. ما به سراى آن دو رفته و با خاک نرم بیابان آن را فرش کردیم . آن گاه دو متکا را از لیف خرما پر کرده ، با دستمان لی فها را از هم جدا نمودیم . سپس &zwj; به آنان غذایى از خرما و کشمش و آبى گوارا بدادیم . و تیرکى از چوپ را در نزدیکى سرایشان برافراشتیم تا لباسها و مشک آب را بر آن بیاویزند. ما ازدواجى بهتر از ازدواج فاطمه (سلام الله علیها) ندیدیم[۲۹]\r\n\r\nمراسم عروسی\r\n\r\nگرفتن اجازه از رسول خدا(ص) برای بردن عروس به خانه داماد\r\n\r\nامیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:به مدت یک ماه با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نماز می خواندم و بدون اینکه درباره ی فاطمه علیهاالسلام چیزی به آن حضرت بگویم به منزل خود بازمی گشتم.[۳۰]ولی گاهی که خلوت می شد می فرمود: یا علی چه همسر نیکو و زیبائی نصیبت شد؟ بهترین زنان عالم را تزویج تو کردم.\r\n\r\nوساطت زنان رسول خدا(ص)\r\n\r\nامیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:روزی زنان پیامبر به من گفتند: آیا می خواهی که ما از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بخواهیم تا فاطمه را به خانه ات بیاورد و شما زندگی مشترکتان را شروع کنید؟ گفتم: بله. وقتی آنها نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفتند ام ایمن گفت: ای رسول خدا! اگر خدیجه علیهاالسلام زنده بود چشمانش در اشتیاق دیدار ازدواج حضرت فاطمه علیهاالسلام روشن می شد، همانا علی علیه السلام دوست دارد که فاطمه را به خانه اش ببرد، پس چشم آنها را دیدار یکدیگر روشن نما تا چشمهای ما نیز روشن شود.\r\n\r\nرسول خدا فرمود: چرا علی همسر خود را از من مطالبه نمی کند و شما را واسطه کرده است، در حالی که ما از خود او انتظار این کار را داشتیم. علی علیه السلام گفت: من گفتم: ای رسول خدا! من از شما خجالت کشیدم و حیا مانع از این امر می شد. [۳۱]\r\n\r\nآماده سازی مقدمات عروسی\r\n\r\nپیامبر در این حال خطاب به همسران خود فرمود: کدام یک از شما حاضر(به کمک)هستید؟ ام سلمه گفت: من ام سلمه و این زینب و این فلان کس و فلان کس. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: یکی از حجره های خانه را برای دخترم فاطمه و پسر عمویم علی آماده کنید. ام سلمه گفت: ای رسول خدا! کدام حجره را؟ پیامبر فرمود: حجره ی خودت را، و سپس به زنان خویش دستور داد تا فاطمه علیهاالسلام را زینت کنند و لوازم عروسی او را فراهم نمایند.\r\n\r\nام سلمه گوید: به فاطمه گفتم: آیا عطری برای خودت ذخیره نموده ای؟ گفت: آری. و یک شیشه عطر آورد و مقداری از آن را در میان دست من ریخت، چنان بویی از آن برخاست که تا آن زمان استشمام نکرده بودم![۳۲]\r\n\r\nبخشیدن پیراهن عروس\r\n\r\nپیامبر خدا برای شب عروسی دخت فرزانه اش، فاطمه علیهاالسلام پیراهنی آماده ساخت و ایشان پیراهن دیگری نیز داشت که پوشیده و اصلاح شده بود.شب عروسی او بود که بی نوایی در خانه ی پیامبر آمد و از ایشان لباس طلبید. دخت گرانمایه ی پیامبر برخاست و نخست پیراهن اصلاح شده ی خویش را در بسته ای نهاد تا در راه خدا به او انفاق کند اما ناگهان آیه ی شریفه ی قرآن را به خاطر آورد که: &laquo;لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون.&raquo;\r\n\r\n&laquo;شما به اوج نیکی و نیکوکاری نخواهید رسید مگر آنکه از آنچه دوست می دارید در راه خدا انفاق نمایید.&raquo;\r\n\r\nو درست همین جا بود که &laquo;فاطمه(س)&raquo; بازگشت و پیراهن عروسی خویش را از تن درآورد و به آن زن بینوا انفاق کرد و خود همان جامه ی عادی خویش را پوشید.هنگامی که خواستند عروس گرانمایه را به خانه ی امیر مومنان ببرند، فرشته ی وحی فرود آمد و پس از سلام بر پیامبر گفت: ای پیامبر خدا! پروردگارت درود نثارت می کند و به من دستور داده است که سلام و درودی گرم نثار &laquo;فاطمه&raquo; نمایم و به همراه من ارمغانی از لباسهای بهشت نیز که از دیبای سبز تهیه شده است برای او فرستاده است.[۳۳]\r\n\r\nولیمه عروسی\r\n\r\nامیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من گفت: ای علی! غذای فراوانی برای عروسی و خانواده ات تدارک کن. و سپس فرمود: گوشت و نان را من می دهم، خرما و روغن به عهده ی تو. من خرما و روغن فراهم کردم و نزد پیامبر بردم، آن حضرت آستینهای لباسش را بالا زد و خرما را تمیز کرده در روغن ریخت و غذایی درست کرد که آن را &laquo;حیس&raquo; می گفتند، و گوسفند فربهی ذبح کرد، و نان فراوانی تدارک نمود، سپس به من گفت: هر کس را که دوست داری دعوت کن.[۳۴]\r\n\r\nدعوت از مهمانان\r\n\r\nامیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:پس وارد مسجد شدم و دیدم که مسجد پر از صحابه ی پیامبر است، حیا کردم که در میان آن جمع عده ای را دعوت کنم و عده ای را دعوت ننمایم، پس بر یک بلندی قرار گرفتم و خطاب به همه گفتم: همه ی شما را به صرف ولیمه ی عروسی فاطمه (علیهاالسلام) دعوت می کنم. آنان پذیرفتند و گروه گروه به طرف خانه ی پیامبر حرکت کردند و من از کثرت جمعیت و قلت غذا خجالت می کشیدم، وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آنچه که در ذهن من می گذشت مطلع گردید، گفت: ای علی! من دعا می کنم که خدا به غذای شما برکت بدهد. علی علیه السلام گفت: آن جمعیت که تعداد آنها بیش از چهار هزار نفر بود همگی از غذا و آبی که فراهم کرده بودیم خوردند و نوشیدند و و سیر شدند ولی از غذا چیزی کم نشد.[۳۵]\r\n\r\nفرستادن غذا برای عروس و داماد\r\n\r\nسپس پیامبر دستور داد تا کاسه هایی را پر از غذا کردند و آنها را برای زنان خویش فرستاد و کاسه ای نیز پر از غذا کرد و فرمود: این کاسه نیز برای علی و فاطمه بماند.[۳۶]\r\n\r\nکاروان عروسی دخت بهشت\r\n\r\nدر سینه ی مغرب ،پیامبر(ص) گرامی دخت پاک و پرمعنویت خویش و داماد ارجمندش را فراخواند. &laquo;فاطمه&raquo; در حالی که لباس بلندی بر تن داشت و دامان آن به زمین کشیده می شد، به پیشگاه پدر آمد اما دنیایی وقار و شکوهو عظمت را مجسم می ساخت و از شدت حیاء عرق می ریخت.\r\n\r\nپیامبر خدا نیز در این اندیشه بود که دخت بهشتی اش احساس بی مادری نکند به همین جهت و روی مصالح دیگری دستور داد مرکب خاص خویش را آوردند و پارچه ای زیبا بر روی آن افکند و از دخت عزیزش خواست که بر مرکب بنشیند.هنگامی که دخت گرانمایه ی پیامبر فاطمه علیهاالسلام را به خانه ی علی می بردند، پیامبر گرامی پیشاپیش مرکب او و فرشته ی وحی سمت راست و &laquo;میکائیل&raquo; طرف چپ و هفتاد هزار فرشته از پی او حرکت می کردند.[۳۷]\r\n\r\nآنگاه به &laquo;سلمان&raquo; دستور داد تا زمام آن مرکب را برگیرد و خود آن بزرگوار نیز به همراه آنان حرکت کرد.و نیز مردان &laquo;هاشمی&raquo; همگی در رکاب بانوی بانوان بودند و پیامبر دستور داد دختران &laquo;عبدالمطلب&raquo; و بانوان مهاجر و انصار به همراه عروس بهشت، حرکت کنند و همسران پیامبر نیز پیشاپیش قافله و مرکب عروس اشعاری پرمحتوا می خواندند و شادی می کردند.[۳۸]\r\n\r\nتوصیه های رسول خدا(ص) به حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س)\r\n\r\nهنگامی که کاروان عروس به خانه رسید، پیامبر، امیر مومنان را فراخواند و پس از آمدن او دخت سرفرازش را خواست و دستش را گرفت و در دست علی علیه السلام نهاد و فرمود: &laquo;علی جان! خداوند دخت پیامبر را به تو مبارک سازد.&raquo;\r\n\r\nو افزود:یا علی! هذه &laquo;فاطمه&raquo; ودیعتی عندک!یا علی! نعم الزوجه &laquo;فاطمه&raquo;! و یا &laquo;فاطمه&raquo;! نعم البعل علی!!\r\n\r\nعلی جان! این فاطمه است و امانت من نزد توست!فاطمه شایسته ترین همسر برای توست.\r\n\r\nو آنگاه فرمود: ای &laquo;فاطمه&raquo; علی شایسته ترین شوهر است. و دستهای مقدس را بسوی آسمان گشود و نیایشگرانه زمزمه کرد که:\r\n\r\nبار خدایا! نیکی ها و برکات خویش را بر این دو فرود فرست، و در فرزندان و نسل پاکشان برکت قرار ده!\r\n\r\nبار خدایا! این دو تن محبوب ترین انسانها نزد من هستند، پس تو نیز آنان را دوست بدار و از سوی خویش حافظ و نگهبان بر آنان بگمار. بار خدایا! من این دو تن را با نسل پاکشان، از شیطان رانده شده و شرور و وسوسه های آن، به تو پناه می دهم.\r\n\r\nآنگاه آبی خواست و جرعه ای از آن را به سبک خاصی متبرک ساخت و از آن قطراتی بر سر و سینه و میان شانه های دخت گرانقدر و داماد ارجمندش افشاند.\r\n\r\nو دستور داد بانوان، عروس و داماد را در سرای جدیدشان به خدا سپارند و بروند.\r\n\r\nعبادت در شب زفاف\r\n\r\nدر شب ازدواج امام على (علیه السلام) فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را نگران و گریان دید، فرمود: چرا ناراحتى ؟ پاسخ داد: در پیرامون حال و رفتار خویش فکر کردم ، به یاد پایان عمر خویش و منزلگاه دیگر به نام قبر افتادم که امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزى دیگر از این جا به طرف قبر و قیامت خواهم رفت ، در این آغازین لحظه هاى زندگى ، تو را به خدا سوگند مى دهم که بیا تا به نماز بایستیم تا باهم در این شب خدا را عبادت کنیم [۳۹]\r\n\r\nثمره این ازدواج\r\n\r\nثمره این ازدواج مبارک درخت گهربار امامت است . از این ازدواج مبارک این دو عزیز، چهار فرزند والاگُهر دیده به جهان گشودند، که به ترتیب سن عبارتند از: امام حسن مجتبی علیه&zwnj;السلام، امام حسین علیه&zwnj;السلام، زینب کبری سلام الله علیها، ام کلثوم سلام الله علیها و البته حضرت محسن علیه&zwnj;السلام نیز پیش از تولد بر اثر ضربات دشمنان اسلام در رحم مادرش به شهادت رسید.[۴۰]\r\n\r\nپی نوشت\r\n\r\n1- بن شهرآشوب&rlm;، المناقب، ج 3، ص 357، قم&rlm;، 1379 ق\r\n\r\n2- شیخ طوسی، الأمالی، ص 43، دار الثقافة، قم، 1414ق.\r\n\r\n3- إربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة، ج 1، ص 364، مکتبة بنی هاشم، تبریز، 1381ق\r\n\r\n4- سید بن طاوس، إقبال ص 584، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1367 ش\r\n\r\n5- مجلسی، بحار الأنوار، ج 19، ص 192-193، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 ق\r\n\r\n6- مجلسی، بحار الأنوار، ج 19، ص 192-193، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 ق\r\n\r\n7- ابن سعد، الطبقات الکبرى، ج 8، ص 18، دار الکتب العلمیة، ط الأولى، 1410\/1990.\r\n\r\n8- امین، سید محسن ، أعیان الشیعة، ج 1، ص 313، دار التعارف للمطبوعات، بیروت، 1406 ق\r\n\r\n9-انصاری، اسماعیل،الموسوعة الکبرى عن فاطمة الزهراء،ج&rlm;4،ص21، دلیل ما، قم، 1428ق\r\n\r\n10-ابن عبد البر، الاستیعاب فى معرفة الأصحاب ، ج 4، ص 1893، بیروت، دار الجیل، ط الأولى، 1412\/1992.\r\n\r\n11- ابن سعد، طبقات، ج ۸، ص ۱۱،در سنن نسائی آمده است:پیغمبر(ص) در پاسخ آنان گفت: &laquo;فاطمه خردسال است&raquo; و چون علی(ع) او را از وی خواستگاری کرد، پذیرفت.(نسائی، سنن، ج ۶، ص ۶۲؛ فاطمـه الزّهراء، ص ۲۵، ج ۲)،الصواعق المحرّقه، ص ۱۶۲ و رجوع به انساب الاشراف، ص ۴۰۲ شود،بحار، ص ۹۲ و نک: فصل &laquo;گزیده ای از شعرای عربی&nbsp;&raquo;.\r\n\r\n12- مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص 345\/ تذکرة الخواص، ص 306.\r\n\r\n13- نسائی، سنن، ج ۲، ص ۳۱.\r\n\r\n14- علامه محمدباقر مجلسی،ترجمه جلد 43 بحارالنوار،ص 288\r\n\r\n15- الریاض النضر، ج ۲، ص ۱۸۲؛ الغدیر، ج ۳، ص ۲۰\r\n\r\n16-علامه محمد باقر مجلسی (ره) ،ترجمه جلد 43 بحارالنوار 43 ، 441\r\n\r\n17- الأمالی للطوسی&nbsp;: ص ۳۹ ح ۴۴ ، بشارة المصطفى&nbsp;: ص ۲۶۱\r\n\r\n18- الأمالی للطوسی&nbsp;: ص ۳۹ ح ۴۴ ، بشارة المصطفى&nbsp;: ص ۲۶۱\r\n\r\n19- همان ص 44\r\n\r\n20- علامه محمد باقر مجلسی ، ترجمه 43 بحارالنوار ، ص 409\r\n\r\n21- همان 358\r\n\r\n22- قاضی نورالله تستری، احقاق الحق، ج 8، ص 351.\r\n\r\n23- زندگانی حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) ( ترجمه جلد 43 بحارالانوار )، ص 358\r\n\r\n24-زندگانی حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) ( ترجمه جلد 43 بحارالانوار )، ص 358\r\n\r\n25- محمد کاظم قزوینی ، فاطمه زهرا سلام الله علیها از ولادت تا شهادت ، ص 189\r\n\r\n26- علامه محمد باقر مجلسی ،زندگانی حضرت زهرا(س)( ترجمه جلد 43 بحار) ، ص 361\r\n\r\n27- همان ، 361\r\n\r\n28- ریاحین الشریعه ، ج 1، ص 92.\r\n\r\n29- چهل حدیث در فضایل محمد(صلى الله علیه و آله و سلم )، ص 50.\r\n\r\n30- علامه محمد باقر مجلسی ،زندگانی حضرت زهرا(س)( ترجمه جلد 43 بحار) ، ص 361\r\n\r\n31- همان ، 363\r\n\r\n32- همان ، 363\r\n\r\n33- محمد کاظم قزوینی ، فاطمه زهرا سلام الله علیها از ولادت تا شهادت ، ص 199-200\r\n\r\n34- همان ، 364\r\n\r\n35- همان ، 364 و 365\r\n\r\n36- همان ، 365\r\n\r\n37- وسائل الشیعه ، ج 1، ص 62.\r\n\r\n38- محمد کاظم قزوینی ، فاطمه زهرا سلام الله علیها از ولادت تا شهادت،205\r\n\r\n39- نهج الحیاة ، فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، ص &zwj; 35.\r\n\r\n40- الارشاد (شیخ مفید)، ص 342","content_html":"<div class=\"text\">\n<div class=\"row\">\n<div class=\"w100 col\" id=\"\">\n<div class=\"content\">\n<div class=\"field field-name-body field-type-text-with-summary field-label-hidden\">\n<div class=\"field-items\">\n<div class=\"field-item even\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">تاریخ ازدواج امام علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها)<\/span><\/strong><\/span><\/span>\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000000;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">درباه تاریخ این ازدواج فرخنده اتفاق چندانی میان مورخان و سیره نگاران نیست.تاریخ هایی که گاه بیان گر زمان صیغه خواندن می باشد و گاه بیانگر زمان عروسی و رفتن حضرت زهرا(سلام الله علیها) به خانه امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. این تاریخ ها عبارت اند از:<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">1- روز اول ذى حجه عقد فاطمه (ع) و روز سه شنبه ششم همان ماه، ازدواج حضرت بوده است.<sup>[۱]<\/sup><\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">2- در ماه شوال پس از بازگشت حضرت علی (ع) از جنگ بدر بوده است.<sup>[۲]<\/sup><\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">3- بنابر روایت امام صادق (ع): عقد على و فاطمه (ع) در ماه رمضان، و ازدواج آنها در ذى حجّه سال دوم هجرى بوده است.<sup>[۳]<\/sup><\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">4- زفاف فاطمه در شب پنج شنبه، بیست و یکم ماه محرم سال سوم هجرت بوده است...<sup>[۴]<\/sup><\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">5- برخی بر این عقیده اند که: عقد حضرت فاطمه (ع) در اواخر ماه صفر و ازدواج در ماه ذی حجه بوده است.<sup>[۵]<\/sup><\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">6- عده ای نیز گفته اند که عقد در ماه ربیع الأول بوده و در همان ماه ازدواج صورت پذیرفته است.<sup>[۶]<\/sup><\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">7- ابن سعد روایت کرده است که ازدواج فاطمه (ع) با على (ع) پنج ماه پس از ورود پیغمبر (ص) به مدینه در ماه رجب صورت پذیرفت و پس از بازگشت از بدر او را به خانه على (ع) فرستاد.<sup>[۷]<\/sup><\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#A52A2A;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سن ازدواج هرکدام از بزرگواران<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">علماى شیعه در تعیین سن حضرت فاطمه به هنگام ازدواج از چهارده سال بیشتر نگفته ‏اند.<sup>[۸]<\/sup>اکثر عالمان شیعه معتقدند که، سن حضرت در زمان ازدواج، 9 یا 10 یا حداکثر 11 سال بوده است.<sup>[۹]<\/sup>همچنین سن امیر مؤمنان (ع) 21 سال و 5 ماه بوده است.<sup>[۱۰]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong><span style=\"color:#A52A2A;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">خواستگاران حضرت زهرا علیهاالسلام<\/span><\/span><\/strong><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">آنچه مسلّم است،این است که حضرت زهرا(سلام الله علیها)خواهان بسیار داشته اند.زیرا از طرفی پدر ایشان چه قبل و چه بعد از بعثت از مردان شریف و بزرگ عرب و قریش بوده اند و از طرف دیگر شخصیت خود حضرت زهرا(سلام الله علیها) شخصیتی بسیار والا و بزرگ بود.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیش از حضرت علی علیه السلام افرادی مانند ابوبکر و عمر آمادگی خود را برای ازدواج با دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اعلام کرده بودند و هر دو از پیامبر یک پاسخ شنیده بودند و آن این که درباره ازدواج زهرا منتظر وحی الهی است.<sup>[۱۱]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ابن شهر آشوب در از دیگر خواستگاران حضرت اسم می برد.او می نویسد: عبدالرحمان بن عوف و عثمان بن عفان که هر دو از ثروتمندان بزرگ بودند برای خواستگاری، خدمت رسول خدا رسیدند. عبدالرحمان عرض کرد یا رسول الله! اگر فاطمه(علیهاالسلام) را به من تزویج کنى، حاضرم یکصد شتر سیاه آبى چشم که بارهایشان پارچه‎هاى کتان اعلاى مصرى باشد و ده هزار دینار، مهریه‎اش کنم.عثمان نیز اظهار داشت: یا رسول الله من هم به همین مهر حاضرم و بر عبدالرحمان برترى دارم زیرا زودتر مسلمان شده‎ام. پیغمبر از سخن آنان سخت خشمناک شد و براى آن که بفهماند به مال آنها علاقه ندارد و داستان ازدواج، داستان خرید و فروش و مبادله‎ى ثروت نیست، مشتى سنگ ریزه برگرفت و به جانب عبدالرحمان پاشید و فرمود: تو خیال مى‎کنى من بنده‎ى پول و ثروتم و بوسیله‎ى ثروت خودت بر من فخر و مباهات می‎ کنى و مى ‎خواهى بوسیله پول ازدواج را بر من تحمیل کنى؟<sup>[۱۲]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در جایی دیگر آمده است :دختر پیغمبر(ص) خواستگارانی داشت؛ امّا پدرش از میان همه پسر عموهای خود، علیّ بن ابی طالب(ع) را برای شوهری او برگزید و به دخترشان فرمودند:«تو را به کسی به زنی می دهم که از همه نیکو خوی تر و در مسلمانی پیش قدم تر است.»<sup>[۱۳]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#A52A2A;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">خواستگاری حضرت علی (ع) از حضرت زهرا (س)<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#A52A2A;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حضرت علی (ع) شایسته ترین خلق خدا برا حضرت زهرا(ع)<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) روایت می کنند: یغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم به من فرمود:یا علی! گروهی از مردان قریش راجع به فاطمه ی زهراء سلام الله علیها مرا مورد عتاب قرار دادند و گفتند:ما خواستگار فاطمه بودیم و تو نپذیرفتی، اکنون او را به علی بن ابیطالب دادی.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">من گفتم:به خدا قسم، من فاطمه را از شما رد نکردم و او را تزویج ننمودم، بلکه خدا خواستگاری شما را نپذیرفت و فاطمه را برای علی تزویج کرد؛ زیرا جبرئیل بر من نازل شد و گفت،خدای تعالی می فرماید:اگر من علی را خلق نمی کردم از حضرت آدم به بعد شوهری که شایسته ی فاطمه باشد در روی زمین نبود.<sup>[۱۴]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong><span style=\"color:#A52A2A;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">تشویق امیرالمؤمنین(ع) توسط اصحاب رسول خدا(ص) برای رفتن به خواستگاری حضرت زهرا(س)<\/span><\/span><\/strong><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در روایات شیعه و سنی آمده است که عمر و ابوبکر که از ازدواج با حضرت زهرا نومید شده بودند، امیرالمومنین را گفتند: تو به خواستگاری او برو!<sup>[۱۵]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در جایی دیگر روایت شده اصحاب و انصار رسول خدا(ص) با سعد معاذ رئیس قبیله اوس به گفتگو پرداختند و آگاهانه دریافتند که جز حضرت علی علیه السلام کسی شایستگی ازدواج با حضرت زهرا علیهاالسلام را ندارد و نظر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز به غیر او نیست. از این رو دسته جمعی در پی حضرت علی علیه السلام رفتند و سرانجام او را در باغ یکی از انصار یافتند که با شتر خود مشغول آبیاری نخل ها بود. آنان روی به علی کردند و گفتند: اشراف قریش از دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواستگاری کرده اند و پیامبر در پاسخ آنان گفته است که کار زهرا منوط به اذن خداست و ما امیدواریم که اگر تو (با سوابق درخشان و فضایلی که داری) از فاطمه خواستگاری کنی پاسخ موافق بشنوی و اگر دارایی تو اندک باشد ما حاضریم تو را یاری کنیم.<sup>[۱۶]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#A52A2A;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حضرت علی (ع) به خواستگاری حضرت زهرا (س) می رود<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ضحاک بن مزاحم نقل می کند،از حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام شنیدم که در مورد مراسم خواستگاری از حضرت زهرا(س) می فرمود:موقعی که من نزد پیامبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم رفتم و آن بزرگوار مرا دید خندید و فرمود: یا اباالحسن! آیا برای حاجتی که داری نزد من آمدی؟ من قرابت و سبقت در اسلام و یاری کردن خود را از آن حضرت و جهادهایی که در راه خدا کرده بودم، برای آن حضرت شرح دادم. پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود: یا علی راست می گویی، مقام تو بالاتر از این است که تذکّر دادی، گفتم: یا رسول الله فاطمه ی زهراء را برایم تزویج نما. فرمود: یا علی! قبل از تو چند نفر از مردان، این تقاضا را داشتند، ولی هر گاه من به فاطمه می گفتم اظهار بی میلی می کرد، شما چند لحظه ای صبر کن تا من نزد او بروم و برگردم.<sup>[۱۷]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#A52A2A;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">رضایت حضرت زهرا(س) تنها شرط رسول خدا(ص) برای ازدواج<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیامبرخدا،نزد فاطمه علیها السلام رفت.فاطمه علیها السلام از جا برخاست و رداى پدر را گرفت و کفش هایش را درآورد و آبْ دست برایش آورد و دست و پاى او را شُست و سپس نشست . پس پیامبر خدا به او فرمود: «اى فاطمه!» . پاسخ داد: بلى ، چه مى خواهى ، اى پیامبر خدا؟ فرمود : «على بن ابى طالب ، کسى است که خویشاوندى و فضیلت و اسلامش را مى شناسى و من از خدا خواسته ام که تو را به ازدواج بهترینِ آفریدگانش و محبوب ترینِ آنان در نزدش درآورد و على از تو خواستگارى کرده است . چه نظرى دارى؟» . فاطمه علیها السلام ساکت ماند و صورتش را برنگردانْد و پیامبر خدا ، کراهتى در چهره اش ندید . پس برخاست ، در حالى که مى گفت: «اللّه اکبر! سکوت او [نشانه]رضایت اوست». پس جبرئیل علیه السلام نزدش آمد و گفت: اى محمّد! او را به ازدواج على بن ابى طالب درآور که خداوند ، این دو را براى هم پسندیده است .<sup>[۱۸]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#A52A2A;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">دعای رسول خدا(ص) در حق این دو بزرگواران<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امیرالمؤمنین على(ع) می فرمایند: پس از آنکه پیامبر(ص) فاطمه را به همسرى من دادند. پیش من آمدند و دستم را گرفتند و فرمودند: «به نام خدا برخیز و بر برکت خدا بگو: <span style=\"color:#0000FF;\">ماشاء اللَّه لا حول و لا قوة الا باللَّه و توکّلت على اللَّه.<\/span>» سپس دستم را گرفتند و در کنار خود نشاندند و آنگاه فرمودند: «بار خدایا! این دو محبوب‏ترین مخلوقات در نزد من‏ هستند. پس تو هم این دو را دوست بدار و در نسل آنها برکت قرار ده و از جانب خودت نگاهبانى بر آنان بگمار. این دو و فرزندانشان را از شر شیطان مصون بدار.<sup>[۱۹]<\/sup>»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:rgb(255,0,0);\">مهریه حضرت زهرا (س)<\/span><\/span><\/strong><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">دارایی امیرالمؤمنین (علیه السلام)<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">رسول اکرم (ص) پس ازکسب اجازه از حضرت زهرا (س) به نزد امیرالمؤمنین علی (ع) آمدند و با لبی خندان گفتند: یا علی! آیا برای عروسی چیزی داری؟ پاسخ داد: یا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من کاملاً اطلاع دارید. تمام ثروت من عبارت است از یک شمشیر، یک زره و یک شتر. فرمود: تو مرد جنگ و جهادی و بدون شمشیر نمی توانی در راه خدا جهاد کنی، شمشیر از لوازم و احتیاجات ضروری تو است. شتر نیز از ضروریات زندگی تو محسوب می شود، باید به وسیله آن آبکشی کنی و امور اقتصادی خود و خانواده ات را تأمین کنی و برای اهل و عیالت کسب روزی نمایی و در مسافرت بارت را بر آن حمل کنی، تنها چیزی که می توانی از آن صرف نظر کنی همان زره است. منهم به تو سخت نمی گیرم و به همان زره اکتفا می نمایم.<sup>[۲۰]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">مهریه حضرت زهرا (س)<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در روایات دو نوع مهریه برای حضرت زهرا (س) مشخص شده است:<\/span><\/span><\/p>\n\n<ul style=\"list-style-type:disc;\"><li>\n\t<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">مهریه عادی یا به تعبیری مهریه ی زمینی که همه زنان مسلمان دارند و دو نوع روایت در این مورد نقل می شود: <\/span><\/span><\/p>\n\t<\/li>\n<\/ul><ol><li>\n\t<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">مهریه ی حضرت فاطمه زره ای بود از نوع بسیار محکم که آن را زره شمشیرشکن می گویند و آن از پوست دبّاغی نشده ی قوچ و یا پوست بُز ساخته می شود و ارزش این زره چهارصد و به نقلی پانصد درهم بوده است.<sup>[۲۱]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\t<\/li>\n\t<li>\n\t<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">مهریه حضرت زهرا(س) طبق روایات اسلامی پانصد درهم بوده است.<sup>[۲۲]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\t<\/li>\n<\/ol><p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">البته این دو روایت قابل جمع هستند و می توان گفت در حقیقت مهر حضرت فاطمه(س) همان زره حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بود که آن را به پانصد درهم فروختند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<ul style=\"list-style-type:disc;\"><li>\n\t<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">مهریه آسمانی :رسول الله(ص) فرمودند:مهریه ی فاطمه سلام الله علیها در آسمان یک پنجم زمین تعیین شده، پس کسی که با بغض فاطمه و فرزندانش، تا قیامت روی زمین راه برود حرام است.<sup>[۲۳]<\/sup> در روایتی دیگر از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت شده که فرمود مهریه ی فاطمه ی اطهر یک پنجم دنیا، یک سوّم بهشت، چهار نهر که عبارتند از:نهر فرات،نیل در مصر،نهروان و نهر بلخ.<sup>[۲۴]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\t<\/li>\n<\/ul><p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">مهریه حضرت زهرا (س) کجاها خرج شد<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امیر مومنان به دستور پیامبر زره را فروخت و پول آن را به آن بزرگوار تقدیم داشت و پیامبر آن پول را به سه بخش تقسیم کرده، بخشی از آن را برای خریدن وسایل زندگی به عنوان جهیزیه، و بخش دیگر آن را برای تهیه عطریات عروسی قرار داد و سومین بخش آن را نزد «ام سلمه» سپرد تا به هنگام فرارسیدن شب عروسی آن را به امیر مومنان باز گرداند تا بتواند از میهمانان خویش پذیرایی کند.<sup>[۲۵]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">خواندن خطبه عقد در مسجد<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیغمبر صلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنین فرمودند: یا علی تو زودتر به مسجد برو و من نیز از عقب تو می آیم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار کنیم و خطبه بخوانیم.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">علی (ع) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حرکت نمود. ابوبکر و عمر را در بین راه ملاقات کرد، آنها از جریان کار جویا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزویج کرد، هم اکنون پیامبر در راه است تا در حضور جمعیت، مراسم عقد و خطبه خوانی را انجام دهد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیغمبر (ص) در حالی که صورتش از سرور و شادمانی می درخشید به مسجد تشریف برد،  و به بلال حبشی فرمودند: مهاجر و انصار را در مسجد جمع کن.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">هنگامی که مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثنای فرمود: ای مردم آگاه باشید که جبرئیل بر من نازل شد و از جانب خدا پیام آورد که مراسم عقد ازدواج علی و فاطمه علیها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده که در زمین نیز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه بگیرم. على علیه‏ السلام را خواست و فرمود یا على پروردگار مرا امر فرموده که فاطمه را براى تو عقد کنم به پانصد مثقال نقره آیا راضى هستى؟ عرض کرد: یا رسول‏اللَّه راضى هستم همه حضار مبارک باد گفتند سپس رسول خدا (ص) به منبر رفت خطبه عقد را ایراد فرمود.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس از آن علی علیه السلام برخاست خطبه ای ایراد کرد و فرمود: ای مردم! رسول خدا فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول کرد. از آن حضرت بپرسید و گواه باشید.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">مسلمانان به پیغمبر (ص) عرض کردند: یا رسول الله! فاطمه را با علی کابین بسته ای؟<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">رسول خدا پاسخ داد: آری. پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا این ازدواج را بر شما مبارک گرداند و در میانتان دوستی و محبت افکند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">شادی مسلمانان از این پیوند مقدس<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در پایان مجلس، رسول خدا به زنان خود امر فرمود تا به خوشحالى این جشن شادمانى کنند و بساط سرور بگسترند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:rgb(255,0,0);\">جهزیه حضرت زهرا(س)<\/span><\/span><\/strong><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong><span style=\"color:#B22222;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">خرید جهزیه با مهریه حضرت زهرا (سلام الله علیها)<\/span><\/span><\/strong><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به من فرمود: برخیز و زره خود را بفروش! برخاستم و زره را فروختم و پول آن را گرفته نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آوردم و آنها را در مقابل او نهادم؛ آن حضرت از من نپرسید که آن پولها چه مقدار است و من نیز چیزی در این باره به آن حضرت نگفتم، سپس بلال را صدا کرد و مشتی از آن پولها را به وی داد و گفت: این پولها را بگیر و با آنها برای فاطمه (علیهاالسلام) عطر خریداری کن!<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">و بعد از او ابوبکر و عمار بن یاسر را احضار نمود و دو مشت از آن پولها را به او داده و گفت: با این پولها، برای فاطمه (علیهاالسلام) لباس و اثاثیه ی منزل خریداری کن. و آنگاه عمار یاسر و گروه آنها وارد بازار شدند و هر چیزی را که لازم می دانستند در نظر گرفتند و آن را خریداری می نمودند.<sup>[۲۶]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">صورت جهزیه حضرت زهرا (سلام الله علیها)<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">از صورت جهیزیه حضرت زهرا سلام الله علیها مى توان به وضع زندگى بانوى بزرگوار اسلام به خوبى پى برد. فرستادگان پیامبر صلی الله علیه و آله از بازار بازگشت و آن چه بارى حضرت زهرا سلام الله علیها تهیه کرده بودند به قرار زیر بود:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">1- یک پیراهن به قیمت هفت درهم<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">2- روبنده ای به قیمت چهار درهم، شاید منظور از «خمار» روسری، مقنعه یا چادر باشد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">3- یک قطیفه ی مشکی خیبری<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">4- تختی که وسط آن را با لیف خرما بافته بودند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">5- دو عدد تشک با روکشی از کتان مصری که یکی از آنها با لیف خرما و دیگری با پشم گوسفند پر شده بود.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">6- چهار بالش- یا متکا، یا پشتی- با رویه ای از پوست حیوانات طائف که درون آنها از علف<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">7- پرده ای از جنس پشم<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">8- حصیری بافت یمن<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">9- یک آسیای دستی<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">10- طشت مسی<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">11- مشک آبی از جنس پوست<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">12- ظرف مخصوص شیر- که از جنس چوب می تراشیدند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">13- ظرفی برای آبخوری<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">14- آفتابه ای قیراندود<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">15- سبویی سبز رنگ- که در آن روغن، آرد یا چیزهایی دیگر نگهداری می کردند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">16- دو کوزه ی کوچک سفالی<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">هنگامی که که خرید آنها کامل شد، مقداری از اثاثیه را ابوبکر و باقی را سایر اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حمل کرده به خانه ی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بردند.هنگامی که لوازم خریداری شده به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشان داده شد، پیامبر آنها را زیر و رو کرده و گفت: خدا اینها را برای اهل بیت مبارک کند.<sup>[۲۷]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">خانه امیرالمؤمینن (علیه السلام)<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">خانه حضرت على (علیه السلام) در کنار مسجد، خانه ساده اى داشت که مجموع آن از یک اتاق خشت و گلى ، که در کف آن اتاق ، ماسه نرم ریخته شده بود خلاصه مى شد. آن اتاق با پوست گوسفند، فرش شده بود و یک عدد متکا که لایه آن از لیف خرما بود، در آن دیده مى شد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">این خانه براى شب زفاف مناسب نبود، پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) به على (علیه السلام) فرمود: در همین نزدیکى ، خانه اى را فراهم کن (اجاره کن ) تا همسرت را به تو تحویل دهم .<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حضرت على (علیه السلام) عرص کرد: در این نزدیکى جز منزل حارثة بن نعمان منزلى نیست.پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: خانه هاى حارثه را براى مهاجران بى خانه گرفته ایم ، و اکنون شرم مى کنیم که باز از او تقاضاى منزل کنیم!<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حارثه این سخن را شنید و به محضر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمد و متواضعانه عرض کرد: من و اموالم به خدا و رسولش تعلق دارد. پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم ) براى او دعا کرد، به این ترتیب خانه حارثه آماده شد و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) عروسى به آن جا رفت .<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس از مدتى حضرت على (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) به خانه قبلى على (علیه السلام) باز گشتند، و فرزندان زهرا (سلام الله علیها) در همان خانه ساده چشم به جهان گشودند و بزرگ شدند. این خانه در کنار مسجد النبى بود که محل آن اکنون به نام خانه زهرا (سلام الله علیها) معروف است.<sup>[۲۸]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">آماده سازی خانه برای زندگی<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">از عایشه و ام سلمه روایت شده است که هر دو گفتند: رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) ما را فرمود که فاطمه (سلام الله علیها) را آماده کنیم تا بر على (علیه السلام) داخل شود. ما به سراى آن دو رفته و با خاک نرم بیابان آن را فرش کردیم . آن گاه دو متکا را از لیف خرما پر کرده ، با دستمان لی فها را از هم جدا نمودیم . سپس ‍ به آنان غذایى از خرما و کشمش و آبى گوارا بدادیم . و تیرکى از چوپ را در نزدیکى سرایشان برافراشتیم تا لباسها و مشک آب را بر آن بیاویزند. ما ازدواجى بهتر از ازدواج فاطمه (سلام الله علیها) ندیدیم<sup>[۲۹]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:rgb(255,0,0);\">مراسم عروسی<\/span><\/span><\/strong><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">گرفتن اجازه از رسول خدا(ص) برای بردن عروس به خانه داماد<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:به مدت یک ماه با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نماز می خواندم و بدون اینکه درباره ی فاطمه علیهاالسلام چیزی به آن حضرت بگویم به منزل خود بازمی گشتم.<sup>[۳۰]<\/sup>ولی گاهی که خلوت می شد می فرمود: یا علی چه همسر نیکو و زیبائی نصیبت شد؟ بهترین زنان عالم را تزویج تو کردم.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">وساطت زنان رسول خدا(ص)<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:روزی زنان پیامبر به من گفتند: آیا می خواهی که ما از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بخواهیم تا فاطمه را به خانه ات بیاورد و شما زندگی مشترکتان را شروع کنید؟ گفتم: بله. وقتی آنها نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفتند ام ایمن گفت: ای رسول خدا! اگر خدیجه علیهاالسلام زنده بود چشمانش در اشتیاق دیدار ازدواج حضرت فاطمه علیهاالسلام روشن می شد، همانا علی علیه السلام دوست دارد که فاطمه را به خانه اش ببرد، پس چشم آنها را دیدار یکدیگر روشن نما تا چشمهای ما نیز روشن شود.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">رسول خدا فرمود: چرا علی همسر خود را از من مطالبه نمی کند و شما را واسطه کرده است، در حالی که ما از خود او انتظار این کار را داشتیم. علی علیه السلام گفت: من گفتم: ای رسول خدا! من از شما خجالت کشیدم و حیا مانع از این امر می شد. <sup>[۳۱]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">آماده سازی مقدمات عروسی<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیامبر در این حال خطاب به همسران خود فرمود: کدام یک از شما حاضر(به کمک)هستید؟ ام سلمه گفت: من ام سلمه و این زینب و این فلان کس و فلان کس. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: یکی از حجره های خانه را برای دخترم فاطمه و پسر عمویم علی آماده کنید. ام سلمه گفت: ای رسول خدا! کدام حجره را؟ پیامبر فرمود: حجره ی خودت را، و سپس به زنان خویش دستور داد تا فاطمه علیهاالسلام را زینت کنند و لوازم عروسی او را فراهم نمایند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ام سلمه گوید: به فاطمه گفتم: آیا عطری برای خودت ذخیره نموده ای؟ گفت: آری. و یک شیشه عطر آورد و مقداری از آن را در میان دست من ریخت، چنان بویی از آن برخاست که تا آن زمان استشمام نکرده بودم!<sup>[۳۲]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بخشیدن پیراهن عروس<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیامبر خدا برای شب عروسی دخت فرزانه اش، فاطمه علیهاالسلام پیراهنی آماده ساخت و ایشان پیراهن دیگری نیز داشت که پوشیده و اصلاح شده بود.شب عروسی او بود که بی نوایی در خانه ی پیامبر آمد و از ایشان لباس طلبید. دخت گرانمایه ی پیامبر برخاست و نخست پیراهن اصلاح شده ی خویش را در بسته ای نهاد تا در راه خدا به او انفاق کند اما ناگهان آیه ی شریفه ی قرآن را به خاطر آورد که: «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">«شما به اوج نیکی و نیکوکاری نخواهید رسید مگر آنکه از آنچه دوست می دارید در راه خدا انفاق نمایید.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">و درست همین جا بود که «فاطمه(س)» بازگشت و پیراهن عروسی خویش را از تن درآورد و به آن زن بینوا انفاق کرد و خود همان جامه ی عادی خویش را پوشید.هنگامی که خواستند عروس گرانمایه را به خانه ی امیر مومنان ببرند، فرشته ی وحی فرود آمد و پس از سلام بر پیامبر گفت: ای پیامبر خدا! پروردگارت درود نثارت می کند و به من دستور داده است که سلام و درودی گرم نثار «فاطمه» نمایم و به همراه من ارمغانی از لباسهای بهشت نیز که از دیبای سبز تهیه شده است برای او فرستاده است.<sup>[۳۳]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ولیمه عروسی<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من گفت: ای علی! غذای فراوانی برای عروسی و خانواده ات تدارک کن. و سپس فرمود: گوشت و نان را من می دهم، خرما و روغن به عهده ی تو. من خرما و روغن فراهم کردم و نزد پیامبر بردم، آن حضرت آستینهای لباسش را بالا زد و خرما را تمیز کرده در روغن ریخت و غذایی درست کرد که آن را «حیس» می گفتند، و گوسفند فربهی ذبح کرد، و نان فراوانی تدارک نمود، سپس به من گفت: هر کس را که دوست داری دعوت کن.<sup>[۳۴]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">دعوت از مهمانان<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:پس وارد مسجد شدم و دیدم که مسجد پر از صحابه ی پیامبر است، حیا کردم که در میان آن جمع عده ای را دعوت کنم و عده ای را دعوت ننمایم، پس بر یک بلندی قرار گرفتم و خطاب به همه گفتم: همه ی شما را به صرف ولیمه ی عروسی فاطمه (علیهاالسلام) دعوت می کنم. آنان پذیرفتند و گروه گروه به طرف خانه ی پیامبر حرکت کردند و من از کثرت جمعیت و قلت غذا خجالت می کشیدم، وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آنچه که در ذهن من می گذشت مطلع گردید، گفت: ای علی! من دعا می کنم که خدا به غذای شما برکت بدهد. علی علیه السلام گفت: آن جمعیت که تعداد آنها بیش از چهار هزار نفر بود همگی از غذا و آبی که فراهم کرده بودیم خوردند و نوشیدند و و سیر شدند ولی از غذا چیزی کم نشد.<sup>[۳۵]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">فرستادن غذا برای عروس و داماد<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سپس پیامبر دستور داد تا کاسه هایی را پر از غذا کردند و آنها را برای زنان خویش فرستاد و کاسه ای نیز پر از غذا کرد و فرمود: این کاسه نیز برای علی و فاطمه بماند.<sup>[۳۶]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">کاروان عروسی دخت بهشت<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در سینه ی مغرب ،پیامبر(ص) گرامی دخت پاک و پرمعنویت خویش و داماد ارجمندش را فراخواند. «فاطمه» در حالی که لباس بلندی بر تن داشت و دامان آن به زمین کشیده می شد، به پیشگاه پدر آمد اما دنیایی وقار و شکوهو عظمت را مجسم می ساخت و از شدت حیاء عرق می ریخت.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیامبر خدا نیز در این اندیشه بود که دخت بهشتی اش احساس بی مادری نکند به همین جهت و روی مصالح دیگری دستور داد مرکب خاص خویش را آوردند و پارچه ای زیبا بر روی آن افکند و از دخت عزیزش خواست که بر مرکب بنشیند.هنگامی که دخت گرانمایه ی پیامبر فاطمه علیهاالسلام را به خانه ی علی می بردند، پیامبر گرامی پیشاپیش مرکب او و فرشته ی وحی سمت راست و «میکائیل» طرف چپ و هفتاد هزار فرشته از پی او حرکت می کردند.<sup>[۳۷]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">آنگاه به «سلمان» دستور داد تا زمام آن مرکب را برگیرد و خود آن بزرگوار نیز به همراه آنان حرکت کرد.و نیز مردان «هاشمی» همگی در رکاب بانوی بانوان بودند و پیامبر دستور داد دختران «عبدالمطلب» و بانوان مهاجر و انصار به همراه عروس بهشت، حرکت کنند و همسران پیامبر نیز پیشاپیش قافله و مرکب عروس اشعاری پرمحتوا می خواندند و شادی می کردند.<sup>[۳۸]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">توصیه های رسول خدا(ص) به حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س)<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">هنگامی که کاروان عروس به خانه رسید، پیامبر، امیر مومنان را فراخواند و پس از آمدن او دخت سرفرازش را خواست و دستش را گرفت و در دست علی علیه السلام نهاد و فرمود: «علی جان! خداوند دخت پیامبر را به تو مبارک سازد.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">و افزود:یا علی! هذه «<span style=\"color:#0000FF;\">فاطمه» ودیعتی عندک!یا علی! نعم الزوجه «فاطمه»! و یا «فاطمه»! نعم البعل علی!!<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">علی جان! این فاطمه است و امانت من نزد توست!فاطمه شایسته ترین همسر برای توست.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">و آنگاه فرمود: ای «فاطمه» علی شایسته ترین شوهر است. و دستهای مقدس را بسوی آسمان گشود و نیایشگرانه زمزمه کرد که:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بار خدایا! نیکی ها و برکات خویش را بر این دو فرود فرست، و در فرزندان و نسل پاکشان برکت قرار ده!<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بار خدایا! این دو تن محبوب ترین انسانها نزد من هستند، پس تو نیز آنان را دوست بدار و از سوی خویش حافظ و نگهبان بر آنان بگمار. بار خدایا! من این دو تن را با نسل پاکشان، از شیطان رانده شده و شرور و وسوسه های آن، به تو پناه می دهم.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">آنگاه آبی خواست و جرعه ای از آن را به سبک خاصی متبرک ساخت و از آن قطراتی بر سر و سینه و میان شانه های دخت گرانقدر و داماد ارجمندش افشاند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">و دستور داد بانوان، عروس و داماد را در سرای جدیدشان به خدا سپارند و بروند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">عبادت در شب زفاف<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در شب ازدواج امام على (علیه السلام) فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را نگران و گریان دید، فرمود: چرا ناراحتى ؟ پاسخ داد: در پیرامون حال و رفتار خویش فکر کردم ، به یاد پایان عمر خویش و منزلگاه دیگر به نام قبر افتادم که امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزى دیگر از این جا به طرف قبر و قیامت خواهم رفت ، در این آغازین لحظه هاى زندگى ، تو را به خدا سوگند مى دهم که بیا تا به نماز بایستیم تا باهم در این شب خدا را عبادت کنیم <sup>[۳۹]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ثمره این ازدواج<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ثمره این ازدواج مبارک درخت گهربار امامت است . از این ازدواج مبارک این دو عزیز، چهار فرزند والاگُهر دیده به جهان گشودند، که به ترتیب سن عبارتند از: امام حسن مجتبی علیه السلام، امام حسین علیه السلام، زینب کبری سلام الله علیها، ام کلثوم سلام الله علیها و البته حضرت محسن علیه السلام نیز پیش از تولد بر اثر ضربات دشمنان اسلام در رحم مادرش به شهادت رسید.<sup>[۴۰]<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#B22222;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پی نوشت<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">1- بن شهرآشوب‏، المناقب، ج 3، ص 357، قم‏، 1379 ق<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">2- شیخ طوسی، الأمالی، ص 43، دار الثقافة، قم، 1414ق.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">3- إربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة، ج 1، ص 364، مکتبة بنی هاشم، تبریز، 1381ق<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">4- سید بن طاوس، إقبال ص 584، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1367 ش<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">5- مجلسی، بحار الأنوار، ج 19، ص 192-193، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 ق<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">6- مجلسی، بحار الأنوار، ج 19، ص 192-193، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 ق<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">7- ابن سعد، الطبقات الکبرى، ج 8، ص 18، دار الکتب العلمیة، ط الأولى، 1410\/1990.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">8- امین، سید محسن ، أعیان الشیعة، ج 1، ص 313، دار التعارف للمطبوعات، بیروت، 1406 ق<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">9-انصاری، اسماعیل،الموسوعة الکبرى عن فاطمة الزهراء،ج‏4،ص21، دلیل ما، قم، 1428ق<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">10-ابن عبد البر، الاستیعاب فى معرفة الأصحاب ، ج 4، ص 1893، بیروت، دار الجیل، ط الأولى، 1412\/1992.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">11- ابن سعد، طبقات، ج ۸، ص ۱۱،در سنن نسائی آمده است:پیغمبر(ص) در پاسخ آنان گفت: «فاطمه خردسال است» و چون علی(ع) او را از وی خواستگاری کرد، پذیرفت.(نسائی، سنن، ج ۶، ص ۶۲؛ فاطمـه الزّهراء، ص ۲۵، ج ۲)،الصواعق المحرّقه، ص ۱۶۲ و رجوع به انساب الاشراف، ص ۴۰۲ شود،بحار، ص ۹۲ و نک: فصل «گزیده ای از شعرای عربی ».<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">12- مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص 345\/ تذکرة الخواص، ص 306.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">13- نسائی، سنن، ج ۲، ص ۳۱.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">14- علامه محمدباقر مجلسی،ترجمه جلد 43 بحارالنوار،ص 288<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">15- الریاض النضر، ج ۲، ص ۱۸۲؛ الغدیر، ج ۳، ص ۲۰<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">16-علامه محمد باقر مجلسی (ره) ،ترجمه جلد 43 بحارالنوار 43 ، 441<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">17- الأمالی للطوسی : ص ۳۹ ح ۴۴ ، بشارة المصطفى : ص ۲۶۱<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">18- الأمالی للطوسی : ص ۳۹ ح ۴۴ ، بشارة المصطفى : ص ۲۶۱<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">19- همان ص 44<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">20- علامه محمد باقر مجلسی ، ترجمه 43 بحارالنوار ، ص 409<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">21- همان 358<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">22- قاضی نورالله تستری، احقاق الحق، ج 8، ص 351.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">23- زندگانی حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) ( ترجمه جلد 43 بحارالانوار )، ص 358<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">24-زندگانی حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) ( ترجمه جلد 43 بحارالانوار )، ص 358<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">25- محمد کاظم قزوینی ، فاطمه زهرا سلام الله علیها از ولادت تا شهادت ، ص 189<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">26- علامه محمد باقر مجلسی ،زندگانی حضرت زهرا(س)( ترجمه جلد 43 بحار) ، ص 361<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">27- همان ، 361<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">28- ریاحین الشریعه ، ج 1، ص 92.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">29- چهل حدیث در فضایل محمد(صلى الله علیه و آله و سلم )، ص 50.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">30- علامه محمد باقر مجلسی ،زندگانی حضرت زهرا(س)( ترجمه جلد 43 بحار) ، ص 361<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">31- همان ، 363<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">32- همان ، 363<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">33- محمد کاظم قزوینی ، فاطمه زهرا سلام الله علیها از ولادت تا شهادت ، ص 199-200<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">34- همان ، 364<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">35- همان ، 364 و 365<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">36- همان ، 365<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">37- وسائل الشیعه ، ج 1، ص 62.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">38- محمد کاظم قزوینی ، فاطمه زهرا سلام الله علیها از ولادت تا شهادت،205<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">39- نهج الحیاة ، فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، ص ‍ 35.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:rgb(0,0,0);\">40- الارشاد (شیخ مفید)، ص 342<\/span><\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n<\/div>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2018-08-13 12:33:15","content_date_event":"2018-08-13 12:33:15","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2018-08-13 12:34:36","content_date_register":"2018-08-13 12:34:36","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":297,"eid":0,"attach_title":"1","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/95\/attach\/201808\/322244_2329306528_150_134.webp","300":".\/cache\/95\/attach\/201808\/322244_2329306528_200_178.webp","400":".\/cache\/95\/attach\/201808\/322244_2329306528_200_178.webp","600":".\/cache\/95\/attach\/201808\/322244_2329306528_200_178.webp","900":".\/cache\/95\/attach\/201808\/322244_2329306528_200_178.webp","1200":".\/cache\/95\/attach\/201808\/322244_2329306528_200_178.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":2329306528,"files":{"original":{"url":".\/file\/95\/attach\/201808\/322244_2329306528.jpg","width":200,"height":178,"size":0}}}]}]]